
رئيس اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كاشان خواستار آزادسازي عرصه و حفظ حريم سيلك با واگذاري زمينهاي معوض به مالكان و آزادسازي محور اتوبان اميركبير و حريم باغ فين شد.

محسن
عبداللهي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در كاشان گفت: اين دو درخواست در
دور دوم سفر رياست جمهوري به استان اصفهان مطرح شد تا آزادسازي 110 هكتاري
عرصه و حريم يك تپههاي سيلك با واگذاري 200 هكتار زمين معوض به مالكان با
اجازه نهايي دولت و مصوبه هيئت وزيران و ابلاغ به وزارت مسكن و شهرسازي
عملي شود.
وي افزود: در اين زمينه چند گزينه از زمينهاي ملي در مناطق مختلف شهرستان
كاشان شناسايي شده كه در صورت تصويب هيئت دولت با واگذاري به مالكان،
آزادسازي حريم سيلك محقق ميشود.
عبداللهي با اشاره به اينكه تپههاي باستاني سيلك داراي سه حريم است،
تصريح كرد: وسعت مجموعه عرصه و حريم يك تپههاي سيلك 110 هكتار است كه
ساخت و ساز شخصي در آن ممنوع است و وسعت حريم دو تپههاي سيلك 60 هكتار
است و با وجود اينكه احداث ساختمان با ارتفاع چهار تا 5/4 متر و زير زمين
در آن غيرقانوني است، بخشي از ساختمانهاي شهرك اميرالمومنين در آن محدوده
احداث شده است.
به گفته وي وسعت حريم سه تپههاي سيلك 50 هكتار است كه احداث ساختمان با
ارتفاع بيش از هفت متر و ساخت و ساز مسكوني در آن ممنوع است.
رئيس اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كاشان خاطرنشان كرد: محوطه
باستاني سيلك در 24 شهريور ماه 1310 با شماره 38 در فهرست آثار ملي و در
سال 1997 در فهرست موقت آثار جهاني عنوان يكي از قديميترين مراكز سكناي
بشر ماقبل تاريخ در ايران قرار گرفت و حريم اين محوطه در سال 78 به تصويب
سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كشور رسيد.
وي يادآور شد: محور فرهنگي ـ تاريخي فين ـ سيلك ـ كاشان نيز به طول 5/5
كيلومتر با جهت غربي شرقي در ضلع غربي كاشان تنها محور در ايران و شايد
جهان است كه داراي پيشينه 45 هزار ساله با سه اثر شاخص جهاني است كه اكنون
اين اثر بزرگ با مشكل آزادسازي عرصه روبهروست و مسئولان كاشاني سعي بر
حفظ و ثبت آن به عنوان كهنترين خاستگاه هنر و فرهنگ و تمدن بشري دارند.
منبع:خبرگزاري فارس

در چهار منطقه نمونه گردشگري شهرستان کاشان زيرساختهاي لازم گردشگري از سوي اداره ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري شهرستان ايجاد ميشود .

رئيس
اداره ميراث فرهنگي ،صنايع دستي و گردشگري شهرستان کاشان با بيان اين مطلب
به ميراث آريا(chtn)،گفت:در سفر رئيس جمهور به استان اصفهان چهار منطقه
نمونه گردشگري در کاشان به تصويب رسيد .
محسن عبدالهي افزود: اين چهار منطقه نمونه گردشگري شامل نياسر ، قمصر ، مشهد اردهال و جوشقان وکامو است .
وي تصريح کرد: کاشان با توجه به جاذبههايي که دارد يکي از قطبهاي گردشگري و تاريخي کشور است .
عبدالهي با بيان اينکه اقداماتي در زمينه
ايجاد زيرساختهاي گردشگري در اين مناطق ايجاد شده است ،اضافه کرد: از
مهمترين اين اقدامات ميتوان به احداث کمپينگ ، سرويسهاي بهداشتي و
نمازخانه اشاره کرد .
منبع:خبرگزاري ميراث آريا (chtn)
رئيس اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كاشان از آغاز بازسازي و احياي خاك باغچههاي باغ فين اين شهرستان به منظور حفظ، حراست و جلوگيري از نابودي سروهاي 400 ساله اين باغ تاريخي از اوايل امسال خبر داد.

محسن
عبداللهي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در كاشان گفت: طي انعقاد
قراردادي با پژوهشكده مرمت آثار تاريخي و معاونت حفظ و احياي سازمان ميراث
فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري و اختصاص 500 ميليون ريال اعتبار كار آماري
و مطالعاتي طرح خاك پژوهي آغاز شد.
وي با تاكيد به لزوم خاكشناسي و شناخت آفات گياهي درختان سرو باغ فين
كاشان افزود: وزش بادهاي سرد و خشك و سوزآور در طرف غربي باغ از دلايل
خشكي و نابودي بيشتر درختان سرو اين باغ است.
عبداللهي سنگفرش كردن پيادهروهاي شني باغ در سالهاي گذشته را يكي ديگر
از عوامل پژمرده شدن درختان سرو و خشكي آنها برشمرد و تصريح كرد: با
سنگفرش شدن پيادهروها، فرصت تنفس و رسيدن مواد لازم به ريشهها براي
ادامه حيات از درختان گرفته و سبب خفگي و نابودي سروها شده است.
رئيس اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري كاشان همچنين از ايجاد در ورودي جديد در باغ فين خبر داد.
وي خاطرنشان كرد: به دنبال درخواستهاي متعدد اهالي منطقه فين به منظور
عبور مرور آسان اعضاي كتابخانه عمومي باغ فين و جلوگيري از ازدحام جمعيت
در راستاي كنترل و نظارت هر چه بيشتر بازديدكنندگان نصب يك در خروجي براي
گردشگران پس از تاييد شوراي سفيران خدمت اين شهرستان و نهايتا تصويب استان
انجام شد.
وي افزود: ترميم و احياي انباري مخروبه غيرقابل استفاده در اين محل كه سبب
تخريب ديوارها و راهروهاي منتهي به حمام تاريخي باغ شده بود، از ديگر
دلايل ساخت در در ديوار باغ فين است.
باغ تاريخي فين با 21 هزار و 300 متر مربع وسعت، از برجستهترين باغهاي
تاريخي ايران و نمونه بارز باغها به لحاظ معماري و شيوه باغآرايي ايراني
به شمار ميرود كه در تاريخ ۱۵ آذر ماه سال ۱۳۱۴ شمسي به شماره ۲۳۸ در
فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.
بناي اوليه آن به دوران پيش از اسلام برميگردد كه در زلزله سال 982 هجري
قمري به كلي ويران شد و باغ فعلي 120 سال بعد به دست شاه عباس صفوي بنا
شد.
وقايع مهم تاريخي از جمله به شهادت رسيدن ميرزا تقيخان اميركبير صدراعظم
با كفايت ايران در زمان ناصرالدين شاه قاجار ،تاجگذاري شاه اسماعيل اول
صفوي، تاجگذاري شاه عباس دوم صفوي و مرگ شاه صفي در اين باغ تاريخي اتفاق
افتاده است.
اين باغ، بخشهايي همچون كوشك صفويه، حمامهاي تاريخي كوچك و بزرگ صفويه و
قاجاريه ( قتلگاه اميركبير)، خلوت كريمخاني، شترگلوي فتحعلي شاهي، اتاق
شاه نشين، عمارت سر در ورودي و برج و باروي پيرامون باغ را در خود جاي
داده است كه در اين ميان، عمارت سر در ورودي شامل دو طبقه و مربوط به
دوران صفوي است.
چشمه تاريخي سليمانيه فين كه قدمتي همچون تمدن 8 هزار ساله سيلك دارد، آب مورد نياز آبنماها و باغچههاي اين باغ را تامين ميكند.
منبع:خبرگزاري فارس
به بهانه مقاله اي چاپ نشده از دکتر اميرحسين آريان پور درباره سهراب سپهري
زماني يک نشريه دانشجويي که در خارج ايران انتشار مي يافت، در ضمن سرگذشت
سهراب سپهري، شاعر و نقاش فقيد، او را شاگرد من شمرده و متعرض شده بود که
چرا من و او با وجود ارتباط نزديک، هماهنگي فکري نداشته ايم.
درست است، من و او ارتباط نزديک داشتيم. ولي بايد توضيح دهم که ارتباط ما
اولاً ارتباط شاگرد و معلمي نبود. ثانياً کار من در جريان معلمي، تحميل
انديشه بر دانشجو نبود. ثالثاً تغيير بينش اصيل او مانند تغيير هر بينش
اصيل، مستلزم تغيير وضع زندگي اجتماعي بود و صرفاً با تعليم يا تبليغ ميسر
نبود.
من و او به عنوان دو خاله زاده، از کودکي با يکديگر دم ساز بوديم. گوشه
گيري و خودجويي او با روحيه من نمي ساخت. با اين وصف زندگي عارفانه او را
نه تنها با احترام مي نگريستم، بلکه با توجه به مقتضيات زندگاني او، قابل
دفاع مي دانستم.
انساني مهربان بود. ولي معصومانه با ديگران نمي جوشيد. در کودکي، دور از
همسالان خود، معمولاً به جاي بازي کردن، به ساختن يا کشيدن چيزي مي
پرداخت. در مراحل بعد، هرگاه مي توانست، از همگان حتي نزديکان خود کناره
مي گرفت و در خلوت، يا مي خواند يا مي انديشيد، يا شعر مي گفت و نقاشي مي
کرد. به طبيعت عشق مي ورزيد و در هر مجالي، در دامان شورانگيز آن، آرامش
مي جست. نه مدرسه براي او جاذبه اي داشت، نه شغل و زناشويي. به عنوان يک
نوجوان ژرف نگر، با بي اعتنايي و حتي کمي بيزاري به دانشگاه رفت و به
سهولت دانشکده هنرهاي زيبا را گذرانيد. سپس به کار معلمي پرداخت. اما ديري
نپاييد که «از قيل و قال مدرسه» دلش گرفت و يکسره از آن کار دست کشيد و
چنان گوشه گير شد که حتي به انديشه زناشويي نيفتاد.
در سراسر عمر کوتاه خود، هيچ گاه زندگي و مخصوصاً هنر خود را مايه سود
شخصي نمي خواست و آنچه را ناخواسته از هنرآفريني به دست مي آورد، بي دريغ
و بي پروا براي گذراندن معاش به مصرف مي رسانيد. در بند رفاه و تجمل نبود
و به کمترين بسنده مي کرد. قلباً مردم دوست بود و به هنگام فراغت، با مردم
ساده مخصوصاً روستانشينان دورمانده همنشين مي شد. اما از خداوندان زور و
زر رو مي گردانيد. درس خوانده هاي روشنفکرنما را واعظان غيرمتعظ يا جاه
طلبان پرمدعا مي شمرد و خوش نداشت. نمي گفت ولي به تلويح مي رسانيد که
اينان با آنکه مي بايست به اقتضاي روشنفکري ادعايي خود، بيدار و وارسته
باشند و در بيداري و وارستگي ديگران بکوشند، اکثراً نه چنان بودند و نه
چنين مي کردند. با احتياط به جامعه مي نگريست و از گيرودارهاي سياسي مي
گريخت. مبارزه اجتماعي را لازم مي دانست، ولي مبارزه اجتماعي او مبارزه اي
منفي بود؛ بي اعتنايي به امتيازات اجتماعي، تنفر از ارزش هاي اشرافي و
خوارداشت دنياي سياست بازان.
زندگي سهراب فقيد، بي دشواري، قابل توجيه است.
در شهر عظمت باخته کاشان ملقب به «دارالمومنين» از خانواده اي مغرور ولي
رو به زوال برخاست. خانواده او شاخه اي از خاندان فرهنگ پرور و متنفذ سپهر
بود. در نيمه دوم قاجار، شاخه هاي متعددي از خاندان سپهر به تهران کوچيده
بودند و شاخه هاي کاشان نشين آن مخصوصاً در دوره سلطنت رضا پهلوي، از نفوذ
ديرينه، جز بهره اي اندک نداشتند. از اين رو مردان خانواده سهراب از سر
دلزدگي، حتي المقدور از فعاليت هاي عمومي دوري مي گرفتند و به فعاليت هاي
هنري و ادبي اشتغال مي ورزيدند. نه تنها مردان، بلکه زنان خانواده، منجمله
مادر و خواهران سهراب عموماً در نقاشي و هنرهاي تزييني دست داشتند و
موسيقي و شاعري مي دانستند. شهر گرمسيري و کم آب کاشان که تا اواسط دوره
قاجار از لحاظ آباداني و صنعتگري و ادب و فلسفه و الهيات، در شمار شهرهاي
سرآمد ايران بود، از آن پس بر اثر سرازير شدن کالاهاي ماشيني اروپايي و
تعطيل بخش بزرگي از صنايع محلي، از رونق افتاد. در نتيجه، بسياري از اشراف
آن براي دستيابي بر رفاه بيشتر، به تهران کوچيدند، و کثيري از زحمتکشان
پرکار و مبتکر کاشاني در جست وجوي کار و نان و نيز به اميد رهايي از مظالم
دولتيان و اشراف، ناحيه کاشان و احياناً کشور ايران را بدرود گفتند. بي
گمان اين مهاجرت ها که محصول انحطاط اقتصادي کاشان بودند، به نوبه خود،
شهر و روستاهاي آن را به انحطاط عمومي سوق دادند. از اين گذشته طغيان
نايبيان، مخصوصاً سقوط آنان در اواخر سلطنت احمد قاجار، بر پريشاني کاشان
دامن زد. نايبيان که در زمان نادر افشار، از لرستان به کاشان تبعيد شده و
در اواسط دوره سلطنت ناصرالدين قاجار، در برابر ستمگري دربار، سر به عصيان
برداشته و در حاشيه غربي و جنوبي دشت کوير نفوذ يافته بودند، با خدعه
صدراعظم وطن فروش، وثوق الدوله و حاميان انگليسي او درهم شکستند و متعاقب
آن، شهر و روستاهاي کاشان مورد کشتار و چپاول نيروهاي دولتي و اشراف محلي
قرار گرفتند و بيش از پيش ويران و پريشان شدند. بديهي است که جريان انحطاط
اجتماع کاشان در روحيه کاشانيان و از آن جمله در روحيه خانواده سپهر تاثير
عميق نهاد و افراد آن را به ناخرسندي و زدگي و نوميدي کشانيد.
هرج و مرج عمومي ايران و سلطه امپرياليسم اروپايي که پس از جنگ بين المللي
اول در امپرياليسم انگليس خلاصه شده بود و نيز استوار شدن سلطنت دودمان
پهلوي و گرگتازي امپرياليسم امريکايي، آخرين اخگرهاي خوش بيني و اميدواري
مردم ايران را فرونشانيدند و مسلم است که اين مصيبت هاي عمومي مردم ايران،
مصيبت کاشانيان را ژرف تر و گسترده تر گردانيدند. تبديل سلطنت سست بنياد
قاجار به سلطنت به ظاهر نيرومند پهلوي، ضربه اي خردکننده بر اين مردم وارد
ساخت - مردمي که پيش از آن به زوال دولت جابر، مختصر اميدي داشتند و کثيري
از آنان مدت 50 سال، همنوا با ياغيان نايبي، نغمه ضدسلطنت سر داده
بودند؛«گويند که شاه مي خواهيم/گوييم که ما نمي خواهيم/گويند رژيم ما شاهي
است/گوييم همان نمي خواهيم/گويند که شه، نگهبان است/گوييم که سگ نمي
خواهيم/گويند که خلق، تن، شر، سر/گوييم که سر نمي خواهيم/داريم سر، خويش
سر داريم/تاج بر سر نمي خواهيم/شه را شر نه سر دانيم/خيريم و شر نمي
خواهيم/ما حکم شهان نمي خوانيم/قانون شهان نمي خواهيم/وقت است که رسم نو
آريم/آيين کهن نمي خواهيم/درويش حسين را راهبر/جز شيرخدا نمي خواهيم»
سهراب در کودکي چندان بزرگ بود که تيغ بران ديکتاتوري پهلوي را مستقيماً
روي گردن خانواده خود احساس کند؛ در دوره رضا پهلوي، عبدالحسين ملک
المورخين سپهر پدربزرگ آزادي طلب او نه تنها همواره زير فشار پليس قرار
داشت، بلکه سرانجام بر اثر ضرب و شتم پليس عليل و هلاک شد. فرزند مبارز
ملک المورخين، محب علي دبير سپهري بارها زنداني و آواره شد. برادر ملک
المورخين، مورخ السلطنه سپهر بر سر توطئه ضدسلطنت جهانسوز، به همراه
خويشاوند خود ذکاءالدوله غفاري به زندان افتاد و بر اثر آن از پا درآمد...
در چنين اوضاعي از سهراب سپهري چه انتظار؟ فرزند حساس يک خانواده هنرمند
تلخکام گوشه گير از شهري درهم شکسته و ويران شده در کشوري ديکتاتور زده و
نيمه مستعمره چه مي توانست باشد، جز هنرمندي منفرد و کناره گير، خسته و
حتي نوميد از جامعه و جوياي پناهگاهي به دور از آشوب زمانه براي آفريدن
هنري صفاجو و آرامش بخش؟ بيش از سي سال پيش روزي سهراب جوان و چند تن از
ياران هنرورش با من درباره زندگي گفت وگو مي کردند. به اينجا رسيديم که
زندگي راهي است ميان گذشته و آينده؛ هر نسلي در اين راه روان مي شود و پس
از پيمودن کهنه راه گذشتگان به سود خود و آيندگان، نوراهي بر آن مي افزايد
و البته در اين کار به مقاومت و ممانعت برمي خورد و ناگزير از مبارزه، مي
شود. هفته بعد سهراب براي نمايش اين مفهوم تصوير زيبايي با رنگ روغني کشيد
و به من هديه کرد. اين تصوير که کسان بسيار آن را در خانه من ديده و
درباره آن سخن ها گفته اند، چنين است؛ پهنه اي سبزه زير آسماني نيمه
آفتابي، چند درخت، يک کوره راه گلي ناراست که از کنار درختان تا دامنه تپه
اي نزديک پيش مي رود. همين. نه راهي دراز نه افقي دور، نه پرنده اي، نه
اسبي، نه ارابه اي و بالاتر از اينها نه انساني و البته نه جامعه اي!


رئيس اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كاشان از بازگشايي موزه ملي باغ فين كاشان در صورت اختصاص اعتبارات ملي براي تكميل و تجهيز آن تا پايان سال جاري خبر داد.

محسن
عبداللهي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در كاشان گفت: مرمت و بازسازي
ضلع شمالي و جنوبي موزه به دليل امكان تخريب و اصلاح فضاي نامناسب بيروني
كنار موزه از جمله اقدامات انجام شده است.
وي اظها داشت: از ديگر اقدامات انجام شده اصلاح و بازسازي فضاي بيروني
مجاور موزه، آمادهسازي براي ايجاد غرفههاي صنايع دستي و مرمت
پيادهروها، باغچهها و راهروهاي مسير منتهي به موزه است.
عبداللهي با اشاره به عملي نشدن قرارداد مناقصه 120 ميليون توماني با
پيمانكار در تكميل و تجهيز اين موزه در سال گذشته تصريح كرد: در سال جاري
نيز همان پيمانكار قرارداد اين مناقصه را با پنج درصد افزايش (125ميليون
تومان) منعقد كرده و تكميل و نصب تجهيزات مكانيكال، الكتريكال، پرده و
سيتم نورپردازي موزه را تقبل و تعهد كرده است.
وي علت توقف و تاخير دو ساله در راهاندازي و بازگشايي موزه ملي باغ فين
كاشان را نبود طرحي مشخص و برنامهريزي از پيش تعيين شده و مشكلات مالي به
دليل عدم جذب اعتبارات استاني براي مرمت و بازسازي موزه برشمرد و خاطرنشان
كرد: به همين دلايل در مدت دو سال تعطيلي موزه هيچ اقدام مهم و بنيادي
انجام نشده است.
رئيس اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كاشان پيشبيني كرد؛ در
صورت حادث نشدن مشكلات جديد موزه باكوچي و موزه ملي باغ فين كاشان تا
پايان سال جاري راهاندازي ميشود.
رئيس اداره ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري كاشان از اظهار نظر در
مورد عملي نشدن انتقال وسايل موزه به يكي از خانههاي تاريخي در زمان
تعطيلي موزه كه در زمان مديران قبلي پيشبيني شده بود، خودداري كرد.
بناي فعلي موزه باغ فين مربوط به عمارت موسوم به خلوت نظام الدوله، داماد
ناصرالدين شاه بوده است كه در پي تخريب كامل عمارت قبلي، در سال 1336
خورشيدي بنا شده و به موزه اختصاص يافته است.
موزه ملي كاشان واقع در ضلع غربي اين باغ با زيربناي حدود 350 مترمربع و داراي هشت سالن در سال 1346 تاسيس شده است.
بيش از 400 قطعه اثر از جمله مجموعههاي آثار سفالي، باستانشناسي، صنايع
دستي، مردمشناسي، نسخ و كتابت مربوط به زمان هزاره هفتم قبل از ميلاد تا
دوره معاصر در اين مجموعه نفيس و با ارزش نگهداري ميشود.
سفالهاي كشف شده در تپههاي 7 هزار ساله سيلك، اشياي تاريخي شهرهاي
لرستان، شوش، اسماعيل آباد، تمدنهاي شمالي ايران و اشيايي از دورههاي
هخامنشي، ساساني و اشكاني، آثاري از هنرهاي دوره اسلامي، سفالهاي لعابدار
و سكههاي قديمي بخش ديگري از اسناد موزه ملي كاشان را تشكيل ميدهند.
منبع:خبرگزاري فارس

منبع:سایت کی آشیان