تبليغاتX
راهنمایان گردشگری و آثار تاریخی کاشان
راهنمایان گردشگری و آثار تاریخی کاشان
زبانی برای شنیدن !

همين چندوقت پيش بود كه با پخش سريالي در مورد غياث‌الدين جمشيد كاشاني تصاويري را مي‌ديديم كه به نوعي بازسازي كاشان قديم بود. اين شهر كه مشاهير بزرگي همچون محتشم و كليم كاشاني را در خود پرورانده است اولين سوژه صفحه ايرانگردي ماست. تا يادمان نرفته اين را هم بگوييم كه كاشان شهر سهراب سپهري هم هست.
1 - عطر كاهگل، رقص نور
شهر ما، كاشان را با كوچه‌هاي كاهگلي‌اش مي‌شناسند، با گنبد و گلدسته‌ها و بادگيرهايش، مسجد آقابزرگ و بازارش، باغ فين و خانه‌هاي تاريخي‌اش. سفر به كاشان، سفر به خاطره‌هاي دور سيلك است و خاطره‌هاي نزديك‌تر زندگي مردمان دوران صفويه و قاجار. دورنماي شهر در ذهن آدم‌هاي بيرون از آن، تصور بخشي از تاريخ ايرانيان است؛ مثل اين‌كه موزه‌اي باشد بزرگ و زنده، بازمانده‌ روزگاراني كه ديگر گذشته و تمام شده است و در قلب اين كوچه‌هاي تو در توي خاكي با ديوارهاي كاهگلي كهنسال، جواني شاداب جاهايي را مي‌شود جست كه در آنها بيشتر از هر چيز سنگفرش‌هاي براق و ترافيك ماشين‌ها و نئون‌ها مي‌آيد به چشم. از كوچه‌هاي كاهگلي خلوت و آرام تا مركز خريدهاي شلوغ و مهيج، پياده هم راهي نيست، اما پيمودن اين راه تو را انگار از جهاني مي‌برد به جهان ديگر، با شكل‌ها و خيال‌ها و حرف‌هاي ديگر، چهره‌هاي ديگر. راه رفتن در كاشان تكه‌تكه مي‌شود و جابه‌جا. همين راه رفتن ساده، مقاصد و معاني متفاوت پيدا مي‌كند. كاشان دو تكه است و جهانگردان و ايرانگردان، آن تكه‌ كاهگلي‌اش را مي‌بينند و مي‌خواهند. زندگي در شهر اما، در خود شهر و ميان آدم‌هايش در هر دو تكه جاري است.
ادامه مطلب

لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |

به بهانه مقاله اي چاپ نشده از دکتر اميرحسين آريان پور درباره سهراب سپهري

زماني يک نشريه دانشجويي که در خارج ايران انتشار مي يافت، در ضمن سرگذشت سهراب سپهري، شاعر و نقاش فقيد، او را شاگرد من شمرده و متعرض شده بود که چرا من و او با وجود ارتباط نزديک، هماهنگي فکري نداشته ايم.
درست است، من و او ارتباط نزديک داشتيم. ولي بايد توضيح دهم که ارتباط ما اولاً ارتباط شاگرد و معلمي نبود. ثانياً کار من در جريان معلمي، تحميل انديشه بر دانشجو نبود. ثالثاً تغيير بينش اصيل او مانند تغيير هر بينش اصيل، مستلزم تغيير وضع زندگي اجتماعي بود و صرفاً با تعليم يا تبليغ ميسر نبود.

من و او به عنوان دو خاله زاده، از کودکي با يکديگر دم ساز بوديم. گوشه گيري و خودجويي او با روحيه من نمي ساخت. با اين وصف زندگي عارفانه او را نه تنها با احترام مي نگريستم، بلکه با توجه به مقتضيات زندگاني او، قابل دفاع مي دانستم.
انساني مهربان بود. ولي معصومانه با ديگران نمي جوشيد. در کودکي، دور از همسالان خود، معمولاً به جاي بازي کردن، به ساختن يا کشيدن چيزي مي پرداخت. در مراحل بعد، هرگاه مي توانست، از همگان حتي نزديکان خود کناره مي گرفت و در خلوت، يا مي خواند يا مي انديشيد، يا شعر مي گفت و نقاشي مي کرد. به طبيعت عشق مي ورزيد و در هر مجالي، در دامان شورانگيز آن، آرامش مي جست. نه مدرسه براي او جاذبه اي داشت، نه شغل و زناشويي. به عنوان يک نوجوان ژرف نگر، با بي اعتنايي و حتي کمي بيزاري به دانشگاه رفت و به سهولت دانشکده هنرهاي زيبا را گذرانيد. سپس به کار معلمي پرداخت. اما ديري نپاييد که «از قيل و قال مدرسه» دلش گرفت و يکسره از آن کار دست کشيد و چنان گوشه گير شد که حتي به انديشه زناشويي نيفتاد.
در سراسر عمر کوتاه خود، هيچ گاه زندگي و مخصوصاً هنر خود را مايه سود شخصي نمي خواست و آنچه را ناخواسته از هنرآفريني به دست مي آورد، بي دريغ و بي پروا براي گذراندن معاش به مصرف مي رسانيد. در بند رفاه و تجمل نبود و به کمترين بسنده مي کرد. قلباً مردم دوست بود و به هنگام فراغت، با مردم ساده مخصوصاً روستانشينان دورمانده همنشين مي شد. اما از خداوندان زور و زر رو مي گردانيد. درس خوانده هاي روشنفکرنما را واعظان غيرمتعظ يا جاه طلبان پرمدعا مي شمرد و خوش نداشت. نمي گفت ولي به تلويح مي رسانيد که اينان با آنکه مي بايست به اقتضاي روشنفکري ادعايي خود، بيدار و وارسته باشند و در بيداري و وارستگي ديگران بکوشند، اکثراً نه چنان بودند و نه چنين مي کردند. با احتياط به جامعه مي نگريست و از گيرودارهاي سياسي مي گريخت. مبارزه اجتماعي را لازم مي دانست، ولي مبارزه اجتماعي او مبارزه اي منفي بود؛ بي اعتنايي به امتيازات اجتماعي، تنفر از ارزش هاي اشرافي و خوارداشت دنياي سياست بازان.
زندگي سهراب فقيد، بي دشواري، قابل توجيه است.

در شهر عظمت باخته کاشان ملقب به «دارالمومنين» از خانواده اي مغرور ولي رو به زوال برخاست. خانواده او شاخه اي از خاندان فرهنگ پرور و متنفذ سپهر بود. در نيمه دوم قاجار، شاخه هاي متعددي از خاندان سپهر به تهران کوچيده بودند و شاخه هاي کاشان نشين آن مخصوصاً در دوره سلطنت رضا پهلوي، از نفوذ ديرينه، جز بهره اي اندک نداشتند. از اين رو مردان خانواده سهراب از سر دلزدگي، حتي المقدور از فعاليت هاي عمومي دوري مي گرفتند و به فعاليت هاي هنري و ادبي اشتغال مي ورزيدند. نه تنها مردان، بلکه زنان خانواده، منجمله مادر و خواهران سهراب عموماً در نقاشي و هنرهاي تزييني دست داشتند و موسيقي و شاعري مي دانستند. شهر گرمسيري و کم آب کاشان که تا اواسط دوره قاجار از لحاظ آباداني و صنعتگري و ادب و فلسفه و الهيات، در شمار شهرهاي سرآمد ايران بود، از آن پس بر اثر سرازير شدن کالاهاي ماشيني اروپايي و تعطيل بخش بزرگي از صنايع محلي، از رونق افتاد. در نتيجه، بسياري از اشراف آن براي دستيابي بر رفاه بيشتر، به تهران کوچيدند، و کثيري از زحمتکشان پرکار و مبتکر کاشاني در جست وجوي کار و نان و نيز به اميد رهايي از مظالم دولتيان و اشراف، ناحيه کاشان و احياناً کشور ايران را بدرود گفتند. بي گمان اين مهاجرت ها که محصول انحطاط اقتصادي کاشان بودند، به نوبه خود، شهر و روستاهاي آن را به انحطاط عمومي سوق دادند. از اين گذشته طغيان نايبيان، مخصوصاً سقوط آنان در اواخر سلطنت احمد قاجار، بر پريشاني کاشان دامن زد. نايبيان که در زمان نادر افشار، از لرستان به کاشان تبعيد شده و در اواسط دوره سلطنت ناصرالدين قاجار، در برابر ستمگري دربار، سر به عصيان برداشته و در حاشيه غربي و جنوبي دشت کوير نفوذ يافته بودند، با خدعه صدراعظم وطن فروش، وثوق الدوله و حاميان انگليسي او درهم شکستند و متعاقب آن، شهر و روستاهاي کاشان مورد کشتار و چپاول نيروهاي دولتي و اشراف محلي قرار گرفتند و بيش از پيش ويران و پريشان شدند. بديهي است که جريان انحطاط اجتماع کاشان در روحيه کاشانيان و از آن جمله در روحيه خانواده سپهر تاثير عميق نهاد و افراد آن را به ناخرسندي و زدگي و نوميدي کشانيد.
هرج و مرج عمومي ايران و سلطه امپرياليسم اروپايي که پس از جنگ بين المللي اول در امپرياليسم انگليس خلاصه شده بود و نيز استوار شدن سلطنت دودمان پهلوي و گرگتازي امپرياليسم امريکايي، آخرين اخگرهاي خوش بيني و اميدواري مردم ايران را فرونشانيدند و مسلم است که اين مصيبت هاي عمومي مردم ايران، مصيبت کاشانيان را ژرف تر و گسترده تر گردانيدند. تبديل سلطنت سست بنياد قاجار به سلطنت به ظاهر نيرومند پهلوي، ضربه اي خردکننده بر اين مردم وارد ساخت - مردمي که پيش از آن به زوال دولت جابر، مختصر اميدي داشتند و کثيري از آنان مدت 50 سال، همنوا با ياغيان نايبي، نغمه ضدسلطنت سر داده بودند؛«گويند که شاه مي خواهيم/گوييم که ما نمي خواهيم/گويند رژيم ما شاهي است/گوييم همان نمي خواهيم/گويند که شه، نگهبان است/گوييم که سگ نمي خواهيم/گويند که خلق، تن، شر، سر/گوييم که سر نمي خواهيم/داريم سر، خويش سر داريم/تاج بر سر نمي خواهيم/شه را شر نه سر دانيم/خيريم و شر نمي خواهيم/ما حکم شهان نمي خوانيم/قانون شهان نمي خواهيم/وقت است که رسم نو آريم/آيين کهن نمي خواهيم/درويش حسين را راهبر/جز شيرخدا نمي خواهيم»

سهراب در کودکي چندان بزرگ بود که تيغ بران ديکتاتوري پهلوي را مستقيماً روي گردن خانواده خود احساس کند؛ در دوره رضا پهلوي، عبدالحسين ملک المورخين سپهر پدربزرگ آزادي طلب او نه تنها همواره زير فشار پليس قرار داشت، بلکه سرانجام بر اثر ضرب و شتم پليس عليل و هلاک شد. فرزند مبارز ملک المورخين، محب علي دبير سپهري بارها زنداني و آواره شد. برادر ملک المورخين، مورخ السلطنه سپهر بر سر توطئه ضدسلطنت جهانسوز، به همراه خويشاوند خود ذکاءالدوله غفاري به زندان افتاد و بر اثر آن از پا درآمد...
در چنين اوضاعي از سهراب سپهري چه انتظار؟ فرزند حساس يک خانواده هنرمند تلخکام گوشه گير از شهري درهم شکسته و ويران شده در کشوري ديکتاتور زده و نيمه مستعمره چه مي توانست باشد، جز هنرمندي منفرد و کناره گير، خسته و حتي نوميد از جامعه و جوياي پناهگاهي به دور از آشوب زمانه براي آفريدن هنري صفاجو و آرامش بخش؟ بيش از سي سال پيش روزي سهراب جوان و چند تن از ياران هنرورش با من درباره زندگي گفت وگو مي کردند. به اينجا رسيديم که زندگي راهي است ميان گذشته و آينده؛ هر نسلي در اين راه روان مي شود و پس از پيمودن کهنه راه گذشتگان به سود خود و آيندگان، نوراهي بر آن مي افزايد و البته در اين کار به مقاومت و ممانعت برمي خورد و ناگزير از مبارزه، مي شود. هفته بعد سهراب براي نمايش اين مفهوم تصوير زيبايي با رنگ روغني کشيد و به من هديه کرد. اين تصوير که کسان بسيار آن را در خانه من ديده و درباره آن سخن ها گفته اند، چنين است؛ پهنه اي سبزه زير آسماني نيمه آفتابي، چند درخت، يک کوره راه گلي ناراست که از کنار درختان تا دامنه تپه اي نزديک پيش مي رود. همين. نه راهي دراز نه افقي دور، نه پرنده اي، نه اسبي، نه ارابه اي و بالاتر از اينها نه انساني و البته نه جامعه اي!

****************

توضیح اینکه مقاله فوق از روزنامه شرق یکشنبه 7 / 5 / 86 ویژه نامه بزرگداشت مرحوم دکتر امیر حسین آریان پور کاشانی نقل شد. دکتر امیر حسین آریان پور نوه نايب حسين خان کاشي بود که مدت ها عليه دولت وقت در مناطق مرکزي جنگيد. او در سال ۱۳۰۳ متولد شد و تحصیلات ابتدایی و دوره هاي دانشگاهي علوم اجتماعي، سياسي، فلسفه، علوم تربيتي، ادبيات فارسي و ادبيات انگليسي را در ايران تحصيل کرد و براي ادامه تحصيل دوره دکتراي رشته علوم اجتماعي به دانشگاه امريکايي بيروت و سپس به دانشگاه پرينستون ايالات متحده امريکا رفت، ليسانس علوم اجتماعي را در سال 1323 از دانشگاه بيروت گرفت. ليسانس فلسفه و علوم تربيتي (1326-1323) از دانشگاه تهران، ليسانس علوم سياسي (1327-1324) از دانشگاه تهران و تخصص در ادبيات انگليسي در شعبه خارجي دانشگاه کمبريج (1328-1327)، دکتراي علوم سياسي- اجتماعي (1331-1330) از دانشگاه پرينستون، دکتراي ادبيات فارسي از دانشگاه تهران (1335-1333) و دکتراي فلسفه و علوم تربيتي از دانشگاه تهران (1339-1336). او نوشته هاي زیادی در جامعه شناسي، مردم شناسي، روانشناسي، فلسفه و سياست و... داشت. وي در روز دوشنبه هشتم مردادماه 1380 چشم از جهان فرو بست.

- جهت کسب اطلاعات بیشتر درخصوص دکتر امیرحسین آریان پور
اینجا را بخوانید.
- مطلب فوق توسط آقای حسین نجفی و در وبلاگ خویشان منتشر شده است.

لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |

گرمابه های عمومی ، یکی از شناسه های مهم تمدن کهن ایران زمین است ، زمانی که بسیاری از مردم جهان با شستشو آشنا نبودند ، ایرانیان در گرمابه ، استحمام می کردند به گونه ای که پیشینه بنای نخستین گرمابه های دنیا را به دوره هخامنشیان نسبت می دهند .
سردر حمام کوی سلطان امیراحمد كاشان

با ظهور دین مبین اسلام و تاکید این دین بر پاکیزگی ،  استحمام بیش از پیش  نزد ایرانیان مسلمان  اهمیت یافت و غسل و طهارت به عنوان یک آیین مذهبی مقدمه ضروری هر عبادت و فریضه ای  شناخته شد ؛  برای همین در این برهه تحول شگرفی در ساخت و بنای گرمابه های ایرانی ایجاد شد .

پادشاهان ، وزرا ، حکام  ، بزرگان ، اعیان ،  اشراف و نیکوکاران با درک آموزه های دینی و بدون در نظر گرفتن منافع مادی و تنها با  اعتقاد به اجر و ثواب ساخت گرمابه در بلاد مسلمین ،  به ساختن ،  آراستن و وقف حمام های عمومی  همت گماردند و با این کار خیر ، نام نیکی نیز از خود بر جای گذاشتند .
وجود صدها آثار به جای مانده از گرمابه های قدیمی و ثبت آنها در فهرست آثار ملی ایران گواه این ادعاست .
در  میان فهرست حمام های قدیمی ایران ، حمام فین کاشان ، حمام گنجعلي خان کرمان و حمام وکيل شیراز ، شهرت و آوازه بیشتری دارند . 
کاشان از جمله شهرهایی بوده که گرمابه های زیاد و زیبایی داشته است به گونه ای که توماس هربرت انگلیسی ( معاصر شاه عباس اول ) حمام های کاشان را از مهم ترین بناهای عمومی این شهر دانسته و شاردن جهانگرد فرانسوی هم گرمابه های آن دوران کاشان را فوق العاده ، خوب ، تمیز و خوش ساخت عنوان کرده است .
به جز حمام  باغ فین کاشان که ویژه درباریان و امرا بوده و حمام خانه تاریخی عامری ها که تنها گرمابه خانگی این شهر به شمار می رفته است ، حمام خان (عبدالرزاق خان ) ، میرعماد ، گذرنو ، پنجه شاه ، میدانگاه آقا، سلطان امیراحمد ، ترک آباد ، سوریجان ، طاهرمنصور ،  ملاقطب و ... از گرمابه های دیگری هستند که تا چند سال پیش نیز در کاشان فعال بودند .  
�مام سلطان اميرا�مد كاشانسردرهای مزین –  نقش و نگارهای ديو و رستم يا شيطان و مالک دوزخ -  هشتی های دلپذیر -  دالان ها و میان درهای باريک و پيچ در پیچ-  کاشي هاي الوان –  صفه هایی  با سنگ های ارزشمند -  سربينه های دلگشا  -  چال حوض ها –  نورگیرهای چندمنظوره – گلخن ها –  ستون های سنگی - حوض های چندگوش سربینه  -  حوضچه های گرمخانه -  آب قنات -  گربه روها - گرم خانه های خوش ساخت  – خزينه ها -   گود بودن بنا  همه و همه  از ویزگی های مشترک و  وجوه تشابه بیشتر حمام های ایرانی به ویزه گرمابه های کاشان است   . 
 اما در گرمابه های کاشان کاشی کاری ها - مقرنس کاری ها - رسمی بندی ها - یزدی بندی ها - آهک بری  ها - گچ بری ها و هر هنری که در آفرینش این حمام ها به کار رفته ، باعث شده است این آثار ارزشمند در زمره بهترین بناهای عمومی  ایران معرفی شود . 
در این مجال به منظور آشنایی پژوهندگان و گردشگران ، مهمترین گرمابه های قدیمی شهرستان کاشان معرفی می شوند .
1- حمام کوچک و بزرگ باغ فین :
 در قسمت جنوبی باغ فین ، دو حمام وجود دارد که به حمام کوچک و بزرگ معروف است، حمام کوچک در دوره قاجار  و  حمام بزرگ در دوره صفویه ساخته شده است.
حمام بزرگ مخصوص امرا بوده و حمام کوچک که معماری ساده تری دارد  به خدام اختصاص داشته است.
راه ورود هر دو حمام  از داخل باغ است اما  وجود این دو حمام در این باغ چندان آشکار نیست و نمود موکدی ندارند .
�مام قاجاري باغ فين كاشانحمام بزرگ تا پایان دوره صفویان معمور و پابرجا بود و پس از آن از رونق و آبادی افتاد و ابنیه های آن روبه ویرانی نهاد اما در زمان فتحعلی شاه قاجار بار دیگر به این باغ توجه شد و محوطه و ابنیه آن از جمله حمام مرمت و با سنگ های مرمر و کاشی های هفت رنگ تزیین شد .
در سال 1268 میرزا تقی خان امیرکبیر به فرمان ناصرالدین شاه در حمام بزرگ این باغ به قتل رسید .  پس از این واقعه باغ فین و حمام آن دوباره فراموش شد و در دوره مشروطه ،  اشرار تمام سنگ های مرمر و مصالح گرانبهای باغ و حمام را به غارت بردند .
در سال 1344 هجری شمسی این دو حمام بر اساس طرح اولیه خود دوباره مرمت  و پس از آن نیز بارها تعمیر و بازسازی شدند .
حمام بزرگ دو سربینه دارد . سربینه اول که به ورودی نزدیکتر است سکویی در انتها و بخاری دیواری دارد . در این سربینه وجود نورگیرهایی مزین به کاشی های مشبک که به باغ باز می شوند چشم انداز دلپذیری را ایجاد کرده است . سربینه دوم حوضی در میانه و مسیر ترددی در ضلع شرقی دارد که کف آن پایین تر از سطح سربینه است .
به نظر می رسد که به هنگام خروج از حمام ابتدا از سربینه دوم و سپس از سربینه اول استفاده می کرده اند بدین ترتیب که پس از استحمام و خروج از گرم خانه ، ابتدا پا را در حوض سربینه دوم می شسته اند و در هوای ملایم آنجا بدن را خشک می کرده اندو آماده رفتن به سربینه اول برای پوشیدن لباس می شده اند .
2- حمام عبدالرزاق خان :
این حمام به دستور عبدالرزاق خان حاکم کاشان در زمان کریم خان زند در راسته مجموعه تاریخی بازار ساخته شده است  .
گرمابه خان پوشیده از کاشی های الوان دوره زندیان و سنگ های مرر بوده است که به مرور زمان جای خود را به کاشی های آبی داده اند .  سر در این بنا با كاشی های فیروزه ای و سقف مقرنس کاری و کاشی کاری دیوارها  وجود گرمابه را در میان حجره های بازار نمایان می سازد . 
در بنای حمام خان ،  سردر و هشتی و سربینه بر خلاف دیگر حمام ها پیچ در پیچ نیست و در امتداد هم قرار دارند .  جالب است که در زلزله 1182 هجری قمری بناهای زیادی در کاشان ویران شد ولی حمام خان از این ویرانی ها در امان ماند .
حمام خان در تاریخ 25 اسفند سال 1379 به شماره 3627 در فهرست آثار ملی ثبت شد .
3- حمام محله سلطان امیر احمد :
در راهنمای آثار تاریخی کاشان قدمت این حمام را به دوران صفویه  نسبت می دهند ولی اهالی محل آن را بنای برجای مانده از  دوره سلجوقیان می دانند . بام �مام سلطان امير ا�مد كاشان
این بنا در دوره قاجاریان مرمت و حمام کوچک بدان افزوده شده است .
این حمام تا چند سال پیش فعال بود و لی پس از چند سال تعطیلی اداره میراث فرهنگی کاشان آن را مرمت کرد .
نورگیر بزرگ بالای سربینه و  نقوش گرداگرد آن ، زیبایی دوچندانی در سربینه ایجاد کرده است 
کاشی کاری ها ،  گچ بری ها ، بزدی بندی ها ،  رسمی بندی ها و مقرنس کاری های این حمام بسیار بدیع و شگفت انگیز است . 
حمام کوی سلطان امیراحمد در 3 اسفند 1355 به شماره 1351 در فهرست آثار ملی ثبت شد .
4- حمام مشهد اردهال :
این حمام در 42 كيلومتري غرب كاشان و در مشهد اردهال قرار دارد .  ساخت آن را به دوران صفوي نسبت می دهند . اين حمام  به حمام در زيارت معروف است . تزئينات كاشي كاري ازاره ها و همچنين نحوه آب رساني این حمام جالب توجه است .
حمام معماري بي‌نظيري دارد  و  مزین به تزئینات آهکبري با کاشي‌هاي هشتی و صابونک فيروزه‌اي است .
 5- حمام برزُک  :
فردي بنام سيد حسن كاشاني  این حمام را در دوره صفویه به مدت 7 سال ساخته است . در ساخت اين حمام از سنگ های کوههای اطراف برزک  استفاده شده است .  آب مورد نياز این حمام  هم از چشمه نزديك آن به نام چشمه احمد آباد تأمين مي شده است .
جالب آن که سيل عظيم سال 1335  برزك هیچ آسیبی به این  حمام وارد نكرد.
حمام برزک در 24 آبان 1385   به شماره 16213 در فهرست آثار ملي ثبت شد .
6- حمام نیاسر :
این حمام نیز در دوره صفويه بنا شده است .
آب مورد نیاز حمام از آبشار نیاسر به وسيله كولهاي گلي به داخل هشت‌گوش زيبايي هدايت  و از آنجا به داخل حمام منتقل مي‌شده است .
سخن آخر :  بحث و بررسی پیرامون موضوع حمام های قدیمی کاشان  بصورت مجزا ، نتایج سودمندی را در پی خواهد داشت  ؛  شناسایی آداب و رسوم مردم کاشان در این حمام ها   ،  ثبت وقایع سیاسی و اجتماعی حمام ها  و  تعریف جامع سبک معماری حمام های کاشان از جمله این نتایج خواهد بود .
بنابراین محققان و پزوهشگران می توانند با افزودن اطلاعات موثق  مبتنی بر  اصول اثبات پذیری ،  این تحقیق خرد  را کامل کنند . ضمنا نشر این مطلب با اعلام نام منبع ، بلامانع است .
پورتال خبري كاشان

نکته : 1- واقعه جانسوز شهادت ميرزاتقي خان اميركبير در حمام كوچك رخ داد. هرچند رسم بوده كه اميران و شاهزادگان از حمام بزرگ و خدمه و اهالي قريه فين از حمام كوچك استفاده كنند اما بعلت آنكه حمام كوچك سريعتر گرم شده و امير نيز عجله داشته است واقعه شهادت در حمام كوچك رخ داده.
2- اصل حمام سلطان اميراحمد مربوط به دوران سلجوقي است كه اين امر در زمان بازسازي حمام در چند سال قبل اثبات شد اما بواسطه زلزله مهيب سال 1192 ه.ق دوران زنديه ؛ حمام بكلي تخريب و صد سال بعد در سال 1292 ف.ق حمام ديگري در دوران قاجار و در محل حمام قبلي ساخته مي شود كه صورت فعلي حمام بازسازي شده آن مي باشد.
3- جهت كسب اطلاعات بيشتر در مورد حمام سلطان اميراحمد به مقاله مندرج در سايت كي آشيان مراجعه نماييد : حمام سلطان امیر احمد کاشان نمونه ای از حمام های عمومی محلات اعیانی قدیم

لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |

به بهانه سالروز شهادت امیرکبیر در باغ فین کاشان مطلبی را با همین عنوان آماده نمودم که می توانید آنرا مطالعه بفرمایید. در جریان جستجو در اینترنت به مطلبی در رابطه با آرامگاه و محل دفن امیرکبیر برخوردم که مطالعه آن خالی از لطف نیست.
میرزا تقی خان امیرکبیر
آرامگاه اميركبير
كالبد امير را ابتدا در همان كاشان دفن كردند. به روايت ميرزا جعفر حقايق نگار خورموجى روز بعد از قتل جسدش را به گورستان «پشت مشهد» كاشان بردند. پهلوى گور حاج سيد محمدتقى نامى به خاك سپردند. چند ماه بعد، به پايمردى همسرش عزت الدوله كالبد اميركبير را به كربلا حمل كردند و در اتاقى كه در آن به سوى صحن امام حسين(ع) باز مى شود به خاك سپردند و اين شعر حماسى پرسوز را بر سنگ گور او نقش كردند :
آه كه در جهان دون، از صدمات اين غما ‎/ عالم روز واپسين گشت عيان به عالما
خاك ملال از جهان، رفت به هفتم آسمان‎ / رفت به گلشن جنان، وارث آصف جما‎
كارگشايى متقى، حارس ملك دين تقى ‎/ آنكه ز سهم او شقى، شد به سوى جهنما‎
بست چه بار زين سفر، روح امير نامور ‎/ شد زمدار تا مدر، ماه صفر محرما‎
هاتف رحمت خدا، خواند به گوش اين ندا ‎/ كز در بندگى درآ، تا كه شوى مكرما‎
مال وفات او ز غم، كلك سرور زد رقم ‎/ گفت كه بى زياد و كم آه امير اعظما


نکته : - در متن فوق آمده "پهلوى گور حاج سيد محمدتقى نامى" که این سید محمد تقی نام همان سید محمد تقی پشت مشهدی از علمای بنام و مشهور قرن سیزدهم کاشان است که به عقیده برخی حتی به حضور حضرت ولی عصر نیز شرفیاب شده اند.
- در دوران قاجار رسمی وجود داشته که جنازه را برای مدت چند سالی در سردابه هایی مخصوص اصطلاحاً به امانت می گذاشته اند تا رطوبت جسد گرفته شود و سپس آنرا به عتبات عالیات حمل می نموده اند که نحوه دفن امیرکبیر نیز به همین صورت بوده است.
لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |

سيد مصطفي کاشاني معروف به ميرعزا از تعزيه گردان هاي بنام و مشهور دوران قاجار است . او متون تعزيه را بر مبناي آموخته هاي مذهبي خود مي نوشت و تصحيح مي کرد . تعزيه حر ، مشهورترين نسخه تعزيه اوست .
ميرعزا در آخر عمر از کاشان به تهران مهاجرت کرد و در تکيه دولت به تعزيه گرداني مشغول شد .
ميرعزا در زمان ناصرالدين شاه چون تعزيه ای را بدون مشورت اوليای دربار در حضور شاه اجرا کرد و آن تعزیه بر خلاف مصالح تشخیص داده شد مورد غضب واقع گردید و از کار برکنار شد ؛ موضوع آن تعزیه مصائب زوار امام رضا(ع) و بخصوص غارتگری راهزنان در مسیر خراسان بود.
برادر او ( ميرماتم ) و فرزندش سيد کاظم ( ميرغم ) در عهد محمد شاه کار او را ادامه دادند
استاد هاشم فياض ( متوفي سال 1383 هجري شمسي ) تعزيه گردان معاصر ، از شاگردان ميرغم بود که در سن 19 سالگي شروع به جمع آوري نسخه هاي تعزيه ميرعزا کرد .
استاد فياض در دوران حيات خود حدود 100 نسخه از تعزيه هاي ميرعزا را گردآوري کرد .
مجالس تعزيه اي که هم اکنون در بيشتر شهرهاي مرکزي و کويري ايران همچون کاشان ، نطنز ، زواره ، خوانسار و ... برپا مي شود از روي نسخه هاي تعزيه ميرعزاست .

منبع:
پورتال خبری کاشان

لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |

بر فراز کوهسار کرکس و در نزديکي يکي از کهن‌ترين شهرهاي جهان، بيش از يکهزار و هشتصد سال است که يک ساختار گنبدي خودنمايي مي‌کند.

نياسر

آتشکده نياسر، زيباترين و کامل‌ترين آتشکده بازمانده از دوران شکوهمند ساساني. اين ساختار به دستور اردشير بابکان، بنيانگذار سلسله ساسانيان پايه‌گذاري شده است.

اين آتشكده باستاني از سنگ‌هايي كه با گچ كنار يكديگر قرار داده شده‌اند ساخته شده است. سنگ‌هاي به‌كار رفته در بخش‌هاي پاييني ساختار به شكل طبيعي و عادي و سنگ‌هاي بكار رفته در قوس‌ها (کمانه‌ها) و در بخش‌هاي بالايي مربعي شكل و مانند آجرهاي بزرگي هستند. بخش‌هاي زيرين ساختار با گچ پوشيده شده است. در گذشته تمامي ديوارهاي پيرامون آتشكده با كنده‌كاري‌هاي گچي تزيين شده بودند.
گنبد اصلي آتشكده در گذشته، فروريخته كه دوباره بازسازي شده است و به شكل گنبدهاي دوران اسلامي فرم داده شده است و به پندار دانشمند برجسته فرانسوي، آندره گدار گنبد اصلي به شكل تخم مرغ بوده است.
آتشكده در بلنداي کوه آرام گرفته، از اين رو آتش آن از دور ديده مي‌شده و همانند يک خشاب، راهنماي راهيان و رهگذران بوده. جاي گرفتن در بلندار کوه به اين ساختار نقش نمادين داده است. در بخش ميانه چارتاقي آتشكده گودالي وجود دارد كه محل افروختن آتش بوده است .
اما نكته جالب توجه در ساختار آتشكده آن است كه برخي سنگ‌هاي به‌كار رفته در ساختمان، برش کهن‌تر و متفاوتي نسبت به بقيه دارند. اين سنگ‌ها از غاري دست‌ساز كه در بخش جنوبي آتشكده وجود دارد، بدست آمده و اين نشان‌گر پيشينه بيشتر غار دست‌کند نسبت به آتشكده است.

ادامه مطلب
لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |


افضل‌الدّين محمّد بن حسن مرقي كاشاني معروف به بابا افضل از عرفا، حكما، نويسندگان وشاعران قرن ششم و اوايل قرن هفتم است كه در نگارش نثر فارسي دستي قوي داشت و در سرودن رباعي عارفانه استاد بود.

بقعه بابا افضل مرقی کاشانی

دكتر ذبيح‌الله صفا درباره وي مي‌نويسد: «بزرگترين فيلسوف اين عهد (= قرن هفتم و هشتم) كه بايد او را بازمانده روزگار پيشين دانست خواجه افضل الدّين محمّد بن حسن مرقي كاشاني معروف به بابا افضل است كه نسب تعليم خواجه نصيرالدّين طوسي از يك راه يعني از راه تعلّم نزد كمال‌الدّين محمّد حاسب، از شاگردان افضل‌الدّين كاشاني، بدو مي‌رسيد... كارهاي افضل‌الدّين از چند باب شايسته تحقيق و مطالعه دقيق است.
نخست آنكه او با نگارش رسالات متعدّد شيواي خود به زبان فارسي يا با ترجمه بعضي از رسائل فلسفي بدين زبان و با ورود در مباحث مختلف حكمي و جست‌وجوي اصطلاحات روان و سهل و گنجانيدن آنها در عبارات مستحكم كه هم جنبه معني و هم جانب لفظ در آن به كمال است، سودمندترين كار را براي بخشيدن ارزش حكمي بدان كرده است و قيمت كار او بر اثر وسعت و اشتمال آن بر مباحث منظّم مختلف از ارزش كارهاي فيلسوفان پارسي‌گوي پيشين كمتر نيست.
ديگر آنكه او فيلسوفي مدرسه‌اي و متوقّف در عقايد پيشينيان و متحجّر در اصطلاحات و گفتارهاي آنان نيست بلكه مبتكر و صاحب‌نظر و گاه تأويل‌كننده و راه جوينده به حقايق جديد يا توجيهات تازه است و حتّي انديشه‌هاي حكمي او از كتاب و رساله تجاوز مي‌كند و به تقريرات و نامه‌هاي او و به اشعارش مي‌رسد و اين نشان مي‌دهد كه در واقع مرد انديشنده‌اي است كه پيوستگي انديشه‌هاي خود را همه جا حفظ مي‌كند و فقط به درس و وسايل درس يعني كتاب و رساله انحصار نمي‌بخشد. ديگر آنكه او در ضمن تحقيقاتش بسيار به آيات استناد قلب فلسفه اسلامي افضل‌الدّين محمّد بن حسن مرقي كاشاني معروف به بابا افضل از عرفا، حكما، نويسندگان وشاعران قرن ششم و اوايل قرن هفتم است كه در نگارش نثر فارسي دستي قوي داشت و در سرودن رباعي عارفانه استاد بود.
دكتر ذبيح‌الله صفا درباره وي مي‌نويسد: «بزرگترين فيلسوف اين عهد (= قرن هفتم و هشتم) كه بايد او را بازمانده روزگار پيشين دانست خواجه افضل الدّين محمّد بن حسن مرقي كاشاني معروف به بابا افضل است كه نسب تعليم خواجه نصيرالدّين طوسي از يك راه يعني از راه تعلّم نزد كمال‌الدّين محمّد حاسب، از شاگردان افضل‌الدّين كاشاني، بدو مي‌رسيد... كارهاي افضل‌الدّين از چند باب شايسته تحقيق و مطالعه دقيق است. نخست آنكه او با نگارش رسالات متعدّد شيواي خود به زبان فارسي يا با ترجمه بعضي از رسائل فلسفي بدين زبان و با ورود در مباحث مختلف حكمي و جست‌وجوي اصطلاحات روان و سهل و گنجانيدن آنها در عبارات مستحكم كه هم جنبه معني و هم جانب لفظ در آن به كمال است، سودمندترين كار را براي بخشيدن ارزش حكمي بدان كرده است و قيمت كار او بر اثر وسعت و اشتمال آن بر مباحث منظّم مختلف از ارزش كارهاي فيلسوفان پارسي‌گوي پيشين كمتر نيست.
ديگر آنكه او فيلسوفي مدرسه‌اي و متوقّف در عقايد پيشينيان و متحجّر در اصطلاحات و گفتارهاي آنان نيست بلكه مبتكر و صاحب‌نظر و گاه تأويل‌كننده و راه جوينده به حقايق جديد يا توجيهات تازه است و حتّي انديشه‌هاي حكمي او از كتاب و رساله تجاوز مي‌كند و به تقريرات و نامه‌هاي او و به اشعارش مي‌رسد و اين نشان مي‌دهد كه در واقع مرد انديشنده‌اي است كه پيوستگي انديشه‌هاي خود را همه جا حفظ مي‌كند و فقط به درس و وسايل درس يعني كتاب و رساله انحصار نمي‌بخشد. ديگر آنكه او در ضمن تحقيقاتش بسيار به آيات استناد و اشاره مي‌كند و در آنها چنان كه بحثهاي وي اقتضا مي‌نمايد به تأويلات و توجيهات دست مي‌زند...»

منبع : همشهری آنلاین


لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |

گوشت لوبیا ، غذای سنتی هیئات مذهبی کاشان در ایام سوگواری ماه محرم و صفر است . هیئات مذهبی کاشان با یک دیگ این غذا ، صدها نفر از  میهمانان سفره امام حسین (ع) را پذیرایی می کنند . 
گوشت گوسفند ماده ، لوبیا سفید ، آب ، پیاز ، زردچوبه و نمک ترکیبات اصلی این غذا هستند . به نظر می رسد ، در قدیم که آب کاشان به علت املاح زیادش منجر به سنگ کلیه در افراد می شده است ، مردم این شهر برای پیشگیری از سنگ کلیه این غذا را طبخ و مصرف می کرده اند .
آبگوشت و کوبیده این غذا را معمولاً با نان سنگک ، پیاز سفید و ریحان و ترشی می خورند . طعم آبگوشت لوبیا ، شبیه طعم آبگوشت کله پاچه است . پس از جداکردن آب گوشت ،  گوشت و لوبیای پخته شده این غذا را هم در دیگ های مسی با گوشت کوب های دسته بلند که به آن تخماق می گویند آنقدر می کوبند تا له شود . هر چقدر درصد گوشت بره این غذا بیشتر باشد ، کوبیده آن کش دار تر و طعم آن لذیذتر می شود .
پس از آماده شدن کوبیده ، آن را در بشقاب می ریزند و روی آن را با دارچین تزئین و به مهمانان تعارف می کنند .

گوشت لوبیا غذای محلی و سنتی کاشان

لینک منبع مطلب


لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |

بخشي از ميراث فرهنگي ما به صورت اشياء و بناهاي تاريخي هستن كه به واسطه ماهيت فيزيكي شون در معرض ديد و توجه هستن و با شنيدن عبارت ميراث فرهنگي اغلب به ياد اونها ميوفتيم ولي بخش ديگري از ميراث فرهنگي ما رو آداب و رسوم بازمانده از گذشتگان تشكيل ميده كه به صورت آيين هاي ملي و مذهبي شناخته ميشن. اين قسمت از ميراث فرهنگي كه با عناويني چون ميراث معنوي يا ميراث شفاهي شناخته ميشن و جديداً هم بحث ثبت اونها (حتي در مقياس جهاني) مطرح شده متاسفانه مورد هجمه شديد زندگي امروزي قرار گرفتن و به شدت و سرعت در حال نابودي و فراموشي قرار دارن. به نظر ميرسه كه صاحبنظران ، نويسندگان و نسل حاضر بايد حداكثر تلاششون رو بكار ببندن تا اين آداب و رسوم كه نمايانگر تمدن و فرهنگ ما هستن حفظ بشن و حداقل با مكتوب كردن اونها زمينه انتقالشون به آيندگان رو فراهم كنن . در راستاي اين هدف مطلب امروز رو كه در مورد آداب و رسوم مختص به شهر نوش آباد در ماه مبارك رمضان هست به محضرتون تقديم ميكنم.
نيت براي روزه
قديمي ها برطبق اعتقادات و آموخته هاي مذهبي شون اغلب معتقدن كه نيت براي روزه گرفتن رو هر شب بايد به زبون بيارن و اينكار رو با خوندن شعري بجا ميارن :
ماه رمضان عطا توكل به خدا  /  گر عمر بود روزه بگيريم فردا
جايزه اولين روزه
وقتي بچه اي براي دفعه اول روزه ميگرفته يا سال اولي كه روزه بهش واجب ميشده به عنوان يادگار جايزه اي بهش ميدادن كه غالباً به صورت ظرف يا آفتابه مسي بوده و يا اينكه يه بزغاله رو به اسمش ميكردن.
مراسم خم نيمگي
در شب روز پانزدهم ماه مبارك براي تازه عروسها سيني هاي هديه كه به شكل زيورآلات و شيريني و بعضي وقتها اسباب و وسايل زندگي هست ميارن و به اون خم نيمگي ميگن. در بعضي موارد تازه عروس سر سفره افطار هم هديه اي ميگيره.
هور بابايي
اين مراسم تقريباً در تموم كاشان و مناطق اطرافش برگزار ميشه (كه البته در سالهاي اخير به شدت كم شده) و كيفيت اون هم كمابيش به يك شكله و صورت كلي اش اينه كه عده اي (اغلب بچه ها) توي دسته هاي چند نفري در خونه ها رو ميزنن و اشعاري رو ميخونن و صاحب خونه هم پول يا خوراكي رو به اونها ميده. قديم ترها علاوه بر بچه ها بزرگترها هم دوره مي افتادن و براي مخارج يا پيش نماز مسجد پول جمع ميكردن كه البته بيشتر هم ميرفتن در خونه پولدارها يا همون اربابها!
اين مراسم يه حاشيه هاي جالب هم داره مثلاً بعضي از خونه ها به جاي پول يه سطل آب نثار بچه ها ميكنن يا اينكه گروههاي قوي تر پول گروههاي ضعيفتر رو به زور ازشون ميگيرن.
نكته 1: توي كاشون به اين مراسم ميگن هوم بابايي ولي توي نوش آباد بهش ميگن هور بابايي يا نيمگي.
نكته 2: شرح كاملتر مراسم ، اشعار ، ريشه ها و مفاهيم اين مراسم جالب رو میتونید از
اینجا بخونید.
عزيمت پيرزن ها به مشهد
چند ساليه كه مرسوم شده يكي دو تا اتوبوس از پيرزن ها راهي مهد ميشن و كل ماه رمضان رو اونجا مجاور ميشن و نكته جالب اينه كه اين عده بين مردم به دانشجوها معروف شدن.
كيسه دوزان
شب بيست و هفتم ماه رمضان خانمها (معمولاً توي مسجدها) جمع ميشدن و كيسه هاي كوچيكي رو ميدوزن و توي اون پول خرد به همراه يك قرص نان مخصوص ميذارن و معتقدن كه اين كيسه موجب رسيدن به مراد و گشايش روزي و بركت ميشه.
شادي براي قتل ابن ملجم
شب بيست و هفتم ماه مبارك مصادف با قصاص ابن ملجم بدست حضرت امام حسن (ع) هست و بهمين خاطر مردم با جشن و شكستن تخمه و حنا بستن به شادي مي پردازن.
مراسم روز عيد فطر
روز عيد فطر مثل همه جاي ايران مردم به سر قبر مرده هاشون ميرن و با شيريني و ميوه از مردم پذيرايي ميكنن و بهمين خاطر به عيد مرده ها هم مشهوره ، مخصوصاً كسان مرده اي كه اولين عيدش باشه خودشون رو موظف به اين كار مي دونن . خيلي از آدمايي رو كه در كل سال نمي بيني توي اين روز ميشه ديد. تنها تفاوت اين مراسم در نوش آباد با بقيه جاها اينه كه آقايون طرف صبح ميرن سر خاك و خانمها طرف عصر بجز اونهايي كه از راه دور ميان و براشون مقدور نيست كه صبر كنن.


لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |

خانه تكاني و غبارروبي مساجد از جمله رسوم قديمي مردم كاشان در آستانه حلول ماه رمضان است كه با آداب خاصي انجام مي‌گيرد.
قبل از آمدن ماه رمضان زنهاي خانه دار اقدام به تهيه انواع ترشيجات و مرباجات مي‌كنند تا در مواقع افطار و سحري از آن استفاده كنند.
در گذشته رسم بوده كه زنهاي خانه دار نان تازه مي‌پختند، ولي اكنون ديگر پخت نان تنوري در منازل مرسوم نيست.
كاشاني‌ها به علت داشتن صبغه مذهبي براي ماه رمضان همچون ساير ايام و مناسبتهاي مذهبي قداست خاصي قايل هستند، به طوري كه كمتر جشن و سروري را در اين ماه برگزار مي‌كنند، چرا كه بر اين اعتقاد هستند، ماه رمضان ، ماه دعا و نيايش و نزديكي به خداست.
در گذشته مراسم سنتي آمدن ماه رمضان و رويت هلال ماه بر بلنداي مساجد در كاشان و اطراف آن رسم بوده، در سالهاي اخير نيز برخي در صدد احياي اين سنت‌ها هستند.
در گذشته دعاي افطار و سحرخواني توسط برخي از پيرمردان رسم بوده و هنوز آهنگ لحن آنها در كوچه‌هاي تاريخي اين شهر به گوش مي‌رسد.
در كاشان هنوز هم برخي از آداب و رسوم گذشته باقي مانده است، از جمله اين آداب " اشعار خواني" در منقبت اميرالمومنين (ع) قبل از اذان مغرب و " دعاخواني" افطار از گلدسته‌هاي مساجد است.
از معروف‌ترين و دل انگيزترين اشعاري كه در مدح مولا علي(ع) مي‌خوانند شعر "جانم علي" است.
در هنگام افطار بوي "آش جو" از اكثر خانه‌هاي مردم كاشان به مشام مي‌رسد و" شربت خاكشير"، بويژه آب هندوانه از نوشيدني‌هايي است كه در سفره افطار كاشاني‌ها بوفور به چشم مي‌خورد.
در كاشان ابتدا نماز مغرب و عشا برگزار مي‌شود، سپس مردم افطار مي‌كنند و بندرت شام مي‌خورند و اكثر مواد سفره‌افطاري مردم را "غذاي حاضري" تشكيل مي‌دهد.
شكوه برگزاري نمازهاي جماعت در مسجدها در اين ماه جلوه خاصي دارد و در شبهاي قدر بر اين عظمت و شكوه افزوده مي‌شود.
برگزاري نمازهاي صبح، ظهر و عصر مفصل تر و همراه با دعاهاي مخصوص است، اما نماز مغرب و عشا كاملا مختصر انجام مي‌شود.
كاشاني‌ها با دادن نذورات و خيرات در هنگام افطار ياد و خاطره اموات خود را زنده نگه مي‌دارند و اين كار در شبهاي قدر با پختن حلوا و آراستن آن با خرما بصورت نذر در مساجد بيشتر ديده مي‌شود.
يك خادم و موذن كاشاني مي‌گويد: خيلي از آداب و رسوم گذشته كاشان از بين رفته و فراموش شده‌است.
"حاج حسن خادم" مي‌افزايد: در گذشته بيش از يك ساعت مانده به اذان صبح به‌گلدسته مسجدها مي‌رفتيم و با صداي طبل، مناجات و دعاي سحر، مردم را براي سحري بيدار مي‌كرديم، واقعا چه لذتبخش بود.
وي در گفت و گو با ايرنا افزود: مردم از نوع مناجات و دعاي مسجد محل تشخيص مي‌دادند كه چه مقدار به اذان صبح باقي مانده‌است، چرا كه مناجات و دعاهاي سحري نظم خاصي داشت و سالها به همين ترتيب خوانده مي‌شد.
خادم گفت:بسياري از مردم بعد از سحري خوردن با خواندن نماز شب و دعاهاي سحر منتظر نماز صبح مي‌نشستند.
وي خاطر نشان كرد: امروز به دليل زياد شدن شب نشيني‌ها و برخي مسايل ديگر مردم ترجيح مي‌دهند تنها مدت زمان كوتاهي قبل از اذان بيدار شوند و بي سر و صدا سحري بخورند و بلافاصله با خواندن نماز صبح بخوابند.
"بي‌بي بتول" خادم امامزاده "هارون بن موسي بن جعفر"(ع) كاشان نيز از رمضان‌هاي سالهاي جواني خود بعنوان زمان خوب از دست رفته ياد كرد و گفت:
آن زمانها مردم بيشتر با هم مهربان بودند،سفره افطار همسايگان‌يكسان بود، چراكه‌هركس آنچه به سفره افطار خود اضافه مي‌كرد، به همسايه خود نيز مي‌داد.
وي افزود: همسايگان در ماه رمضان بيشتر به فكر همديگر بودند و به هم كمك مي‌كردند.
يكي از سنت‌هاي خوب و حسنه مردم قمصر كاشان غباروبي و عطر افشاني مساجد و اماكن مذهبي اين منطقه قبل از آمدن ماه مبارك رمضان با استفاده از گلاب ناب محمدي است.
يكي‌ازسنتهاي مردم اين ديار در آخرين روز ماه شعبان ديدن "ماه در آينه" است، براي اين كار سفره‌اي پهن كرده داخل آن قران، آينه و يك سيني كه داخل آن ظرف آب با كمي سبزي و گلاب است، مي‌گذارند و رو به قبله، مي‌نشينند و سعي مي‌كنند تا ماه را در آينه ببينند.
اين عده به محض رويت ماه، دعاي افتتاح ماه‌رمضان راباصداي بلند مي‌خوانند و سپس سوره مبارك ياسين را به صورت دسته جمعي تلاوت كرده و با خواندن يك حمد و سه قل هوالله بر روي خود و خانواده گلاب مي‌پاشند و درحاليكه صلوات مي فرستند، جرعه‌اي از آن آب و سبزي را مي‌نوشند و عقيده دارند خوردن آب و سبزي متبرك شده و به آنها نيروي قناعت و قوت مي‌دهد.
يكي ديگر از رسم و رسوم مردم اين ديار خبر كردن ديگران از رويت هلال ماه رمضان با طبل است، تا آنهايي كه اطلاعي از رويت هلال ماه ندارند، از اين مساله خبر شوند.
بيش از ‪ ۴۵۰‬مسجد در شهرستان كاشان در ماه مبارك رمضان فعال است و در اين مساجد اكثر جوانان حضور چشمگيري دارند.

لینک منبع مطلب


لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |

مطلب امروز رو هفته قبل نوشتم ولی به خاطر اشکال در خط نتونستم آپلود کنم اما خب ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه اس.
در نوش آباد نیز ماه محرم مثل سایر مناطق کاشان با شور و حال ویژه ای برگزار می شه. در مورد مسایل عمومی چون پرچم و سیاهپوش کردن کوی و بزرن نمی خوام صحبت کنم که خودتون بهتر می دونید و ترجیح می دم که در مورد آداب و رسوم ویژه نوش آباد بنویسم. بخشی از مراسم مربوط به نوش آباد رو می تونید توی مطلب قبلی بخونید. برنامه های نوش آباد از روز هشتم ماه محرم شروع میشه. توی این روز وسایل مربوط به یه تعزیه خیلی بزرگ رو بر می دارن و به طرف محل برگزاری تعزیه میرن و در این بین با گریم های جالب گروهها و اشخاص مختلفی رو که در معرکه کربلا شرکت داشتن معرفی میکنن. این گروهها هم شامل اشخاص واقعی میشه و هم جنبه های معنوی مثل انبیا و ملایکه و اجنه. جالبه بدونید که امسال حدود ۹۰۰ نفر به عنوان بازیگر و سیاهی لشکر در این تئاتر شرکت کرده بودن.
توی روز نهم یه نون محلی به اسم نان عباسعلی پخته میشه که نذریه , زرد و رنگ و شیرین هم هست. البته این نون رو توی جاهای دیگه کاشان هم می پزن.
در روز دهم مراسم ویژه ای به اسم کتل وجود داره. خانواده هایی که نوزاد تازه به دنیا اومده دارن نذر می کنن که اصطلاحا اونا رو کتل کنن. کتل ها نمادی از کودکان و اطفال واقعه کربلا هستن. برای کتل اسبی رو با وسایلی ویژه که هر کدوم معنای خاصی دارن تزیین می کنن و طفل رو هم کسی نگه داشته و به همراه یکی دو تا شاطر و یه نفر که اشعاری رو می خونه (چاووش) جلوی هیئت محل حرکت می کنن. هیئت های ۵ گانه نوش آباد به نوبت به امامزاده می رن و بعد از پایان عزاداری هم کسانیکه کتل داشتن با غذای نذری از عزاداران پذیرایی می کنن. جالبه بدونید که تعداد کسانیکه امر بستن کتل رو انجام میدن زیاد نیستن که پدر بزرگ منم یکی از اوناس.
اوج مراسم نوش آباد مربوط به روز یازدهم محرمه. توی این روز یه تعزیه خیلی بزرگ برگزار میشه که چند ساعت طول میکشه و هر سال جمعیت فوق العاده زیادی از کاشان و شهرهای دیگه برای تماشای اون به نوش آباد می یان و حتی از طرف صدا و سیما و مطبوعات هم برای تهیه عکس و فیلم و خبر می یان. این تعزیه مربوط به شبیه سازی داستان کربلا و آتش زدن خیمه ها میشه. در ضمن مراسمی به اسم خیل عرب هم برگزار میشه که توی مطلب قبلی توضیح داده شده.
در روز دوازدهم محرم هم یه تعزیه دیگه برگزار میشه که شبیه سازی به خاک سپاری اجساد مطهر شهدای کربلا توسط قوم بنی اسده.
در کنار این جریانات هر سال نمایشگاههای متنوعی هم توسط هیئتهای نوش آباد برگزار میشه که در نوع خودشون جالبن. ان شاالله توی پستهای بعدی تصاویر مربوط به این مراسم رو هم میذارم.


لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |

مديحه سرايي‌ها و عزاداري‌هاي مردم كاشان و اطراف آن در ايام ولادت و شهادت اهل بيت(ع) بويژه محرم يكي از بارزترين شيوه‌هاي ابراز محبت مردم اين ديار عالم پرور به ائمه اطهار (ع) است. همه ساله آيين‌هاي عزاداري ماه محرم در مناطق مختلف كاشان و اطراف آن با شور و عشق خاص مردم به اباعبدالله‌الحسين(ع) برگزار مي‌شود و عاشقان آن حضرت ارادت و تجديد ميثاق خود را هرسال درقالب عزاداري مستحكم‌تر مي‌كنند.اين آيين‌ها به فراخور فرهنگ و شيوه‌هاي مرسوم در منطقه با اندكي تفاوت از ديرباز همواره در قالب هيات‌هاي مذهبي و راه‌اندازي دستجات و تكايا برگزار شده است.
با نگاهي به تاريخ عزاداري سنتي در كاشان و شهرهاي همجوار آن، همچون نطنز، آران و بيدگل و اردستان به برخي آيين‌هاي سنتي ازجمله نخل گرداني و حمل خيمه‌گاه حسيني و شهداي كربلا بر مي‌خوريم كه در زمان آل بويه مرسوم بوده و در زمان قاجار نيز با برپا كردن تكيه‌ها آيين‌هاي تعزيه رونق بيشتري گرفته است.
ازجمله آيين‌هاي سنتي محرم در كاشان كه به‌تناسب ‌ايام‌اين ماه‌ حزن و اندوه درگذشته و حال برپامي شود، مي‌توان به آيين چاووش خواني يا چاووش عزا اشاره كرد. دراين‌آيين كه قبل از آمدن محرم برپامي شود، فردي در جلوي كاروان در حاليكه بيرقي در دست دارد، آمدن محرم را با ذكر اشعاري حزين به مردم خبر مي‌دهد.
سقاخواني در ايام محرم، بسياري از ارادتمندان به امام حسين(ع) در حاليكه‌ با يك دست مشك آب و با دست ديگر كاسه‌اي در دست دارند به ياد تشنه لبان كربلا، عزاداران را سيراب مي‌كنند. برخي از سقايان در گذشته اشعاري نيز در دستگاه‌ها و آوازهاي دشتي و بيات و غيره مي‌خواندند. نظير اين گروه از جمله گروه ضيغم و نوش‌آباد هنوز در كاشان و نوش آباد فعاليت دارند و يكي از قديمترين گروه‌هاي سنتي آيين‌هاي عزاداري اين مناطق هستند.
آيين فرات خواني كه هنوز در كاشان و بويژه ‌مناطق خشك كويري مرسوم است، خواننده ‌اشعاري را بر آب فرات مي‌خواند، بطوريكه واقعه غم انگيز كربلا را در ذهن تجسم مي‌كند. اين آيين نوعي آيين سوگ و مويه است كه بيشتر در آواز دشتي اجرا مي‌شود.
پيشخواني نيز يكي از آيين‌هاي مناطق روستاهاي كوهستاني كاشان و برخي مناطق است كه شكل خواندن آن شبيه سقاخواني است، ولي محتواي شعري آن تفاوت دارد. در بعضي ‌از اشعار اين آيين، شخص پيش خوان به طبيعت از سوگ حسين (ع) گلايه مي‌كند. روستاهاي كوهستاني وش، ابيانه و هنجن و تعداد ديگري از روستاهاي كوهستاني كاشان و نطنز اين نوع اشعار را مي‌خوانند و برعكس در مناطق كويري بيشتر فرات‌خواني رايج است.
آيين زنگ حيدري يكي از آيين‌هاي كهن منطقه است كه نوعي آرايه ادبي به حساب مي‌آيد و بيشتر در گذشته در نوش آباد مرسوم بوده، ولي حدود نيم قرن است كه ديگر اجرا نمي‌شود. در اين آيين زنگ كهني را به پايه منبر مسجد مي‌بسته‌اند و سقاخوان‌ها پاي زنگ مي‌نشستند و به اشعار خواننده زنگ حيدري گوش فرا مي‌دادند.
آيين تعزيه خواني يكي ديگر از آيين‌هاي مرسوم كاشان، نطنز، اردستان و آران و بيدگل بويژه نوش‌آباد است كه در سالهاي اخير با سبكي جديد به لحاظ محتوايي و فضاسازي با نام علقمه در تعزيت حضرت عباس (ع) و رديفهاي آوازهاي ماهور، دشتي، ابوعطا، چهارگاه و شور بغداد اجرا مي‌شود.
آيين سنج زني يا سنگ زني نمايش سنگ زدن گروهي در مخالفت با سپاه ملعون شمر به قصد تازاندن اسبان خود بر پيكر بي‌جان ياران حسين(ع) است. دراين مراسم، گروهي به شكل نمادين با چوب‌هايي كه به آن‌ها سنگ يا سنج گفته مي‌شود و در كف گرفته و به حركت در مي‌آوردند و اشعار خاصي با گويش محلي مي‌خواندند. اين آيين در روشا و مناطقي از آران و بيدگل هنوز هم به شيوه‌اي ديگر رايج است. آيين سنگ زني و يا سنج زني در ديگر مناطق اين ديار از جمله ابيانه نطنز نيز كه به آن جاق جاقه زني يا جقجقه زني گفته مي‌شود با شكلي متفاوت از ساير نقاط اين منطقه اجرا مي‌شود.
آيين وداع خواني يكي از سوزناكترين قسمت‌هاي يك تعزيه است كه بصورت گروه خواني در برخي نقاط كاشان و اطراف آن در عزاداري حسين (ع) برادر بزرگوارش حضرت ابوالفضل (ع) اجرا مي‌شود.
آيين بحر طويل خواني نوعي از صنعت شهري است كه به صورت عموم در محرم و به صورت خاص در تعزيه توسط برخي گروهها در اين منطقه اجرا مي‌شود.
آيين خيل عرب، نمادي از حركت طايفه بني اسداست، حركتي كه‌ بعد از جنايت سپاهيان يزيد بن معاويه و زماني كه سپاهيان دشمن از صحراي كربلا رفتند، پيكرهاي شهدا بر زمين مانده بود و كسي جرات به خاك سپاري آنها را نداشت. زنان طايفه بني اسد كه در نزديكي زمين كربلا زندگي مي‌كردند با بيل، چوب وهروسيله ديگر به طرف دشت كربلا رفتند تا پيكرهاي شهدا را به خاك سپارند. اين آيين بصورت نمادين در نوش آباد اجرا مي‌شود و در آن گروهي عزادار در حاليكه لباس سفيد عربي بر تن دارند، با ضربات ريتم دار ني‌هاي چوبي، اشعاري موزون مي‌خوانند و با اجراي ريتم و آهنگ سوگ و مويه خود را در غم‌جانگذار شهادت ‌امام حسين(ع) و اصحاب باوفايش به نمايش مي‌گذارند.
در كاشان و برخي ‌از شهرستان‌هاي همجوار آن از جمله "زواره" اردستان علاوه بر استفاده از علايم و ادوات عزاداري همچون نخل، علم و كتل هرساله كاروانهاي شترسوار از عزاداران سياهپوش همراه با خيمه گاه حسيني براه مي‌افتند و در سوگ آن حضرت به عزاداري مي‌پردازند.

عزاداری ماه محرم در کاشان

لینک منبع مقاله


لينك ثابت | نويسنده: سيد امیر حسین | موضوع | تاريخ |