دوم مهر ماه 1150 شمسي ملا احمد نراقي انديشمند
مشهور اسلامي و نويسنده كتاب معراج السعاده دار فاني را وداع گفت . اگر چه
امروزه نراق از نظر تقسيمات كشوري جزئي از استان مركزي است اما به لحاظ
جغرافياي تاريخي از توابع كاشان مي باشد . ارتباط مردمان اين ديار و خاصه
حضور خاندان عالم پرور نراقي در كاشان مهر تاييدي بر اين ادعاست . خاندان
نراقي در طي نسلهاي متمادي چهره هاي بزرگ و عالمان زيادي را به دنياي
اسلام تقديم كرده كه مشهورترين آنها علامه محمد مهدي (پدر) و علامه ملا
احمد (پسر) نراقي مي باشند . نكته قابل توجه در مورد ايشان اين است كه در
دنياي اسلام تنها دو پدر و پسر به بالاترين درجات علمي و ديني رسيدند كه
يكي مجلسي هاي اصفهان و ديگري نراقي هاي كاشان مي باشند . و اما زندگينامه
علامه ملا احمد نراقي :

دو جنگ بزرگ بين روسيه و ايران در سالهاى 1222 و 1241 ق كه منجر به دو عهدنامه گلستان و تركمانچاى شد از حوادث زندگانى وى مىباشد.
ايران اسلامى با تاريخ درخشان مهد پرورش علماء، و
دانشمندان بزرگ مسلمانى بوده است كه به داشتن اين ستارگان علم و فضيلت
مباهات دارد.
يكى از اين بزرگان علامه مولى احمد بن محمد مهدى نراقى، معروف به فاضل
نراقى (م 1245 ق) است. وى در چهاردهم جمادى الثانى، در عهد سلطنت كريم خان
زند در سال 1185 ق در خاندان علم و فضيلت در نراق ديده به جهان گشود.
وى دوران نوجوانى و جوانى را در شهر كاشان و در محضر پدر بزرگوارش محقق
نراقى (م 1209 ق) حدود سالهاى 1190 تا 1205 در پانزده سال اواخر عمر پدر
بزرگوارش ـ به تحصل دورههاى مقدمات، سطح و خارج گذراند و عمده تحصيل وى
در اين ايام مىباشد. وى درباره پدرش غالبا عبارت (من اليه فى جميع العلوم
استنادى) را بكار برده است.
از همان ابتدا وى با استعداد قوى و همت عالى و ذهن توانايى كه داشت بسرعت
مدارج علمى را طى نموده و خود شروع به تدريس معالم و مطول نمود. وى در
حاليكه در سال 1205 به درجه اجتهاد نائل شده بود همراه پدر بزرگوارش به
عتبات عاليات مشرف و مراتب عالى تحصيلات حوزوى را در آنجا مىگذراند.
در آنجا از محضر بزرگانى همچون سيد محمد مهدى بحرالعلوم (م 1212ق) سيد على
طباطبائى، صاحب الرياض (م 1231ق)، سيد مهدى شهرستانى (م 1216ق)، شيخ محمد
جعفر نجفى (م 1228 ق)، استفادههاى وافرى برده و به تدريس، تحقيق و تأليف
مىپردازد (1) هنوز بيش از چهار سال از اقامت وى در نجف اشرف نمىگذشت كه
به خاطر وفات پدر بزرگوارش در سال 1209 ق بناچار به كاشان باز مىگردد و
به جاى پدرش مسؤليت اداره حوزه علميه، تدريس و خدمت به مردم آن سامان را
به عهده مىگيرد.
حوادث سياسى و اجتماعى زمان وى
از ديگر حوادث زندگى وى قتل محمد خان قاجار در سال
1212ق است فتحعلى شاه كه پس از او به حكومت رسيد با توجه به ايمان دينى
مردم و از باب مصلحت و براى مشروعيت دادن به حكومتش به دنبال جلب نظر علما
بود وى در هنگام جلوس بر تخت سلطنت از شيخ جعفر نجفى معروف به كاشف الغطاء
كه از بزرگان فقها در زمان او بود اجازه گرفت و سپس از مولى احمد كه
بزرگترين شخصيت علمى و مرجع شيعيان ايران بود درخواست نمود كه رساله
عمليهاى را تأليف نمايد تا به دستورات آن عمل شود مولى احمد به دليل
تمايل شاه رساله وسيلة النجاة را در دو مجلد نوشته به او هديه نمود.
پس از فرار نيروهاى ايرانى در جنگ سال 1219 و 1228 و به اشغال در آمدن
بعضى از مناطق ايران به وسيله نيروهاى روسى و ظلم و اجحاف آنان به مردم
علماى بزرگى همچون سيد محمد مجاهد (م 1242 ق) و مولى احمد سيد نصر الله
استرآبادى، سيد محمد تقى قزوينى (م 1270 ق) به دربار شاه رفته و از شاه
خواستند كه آنها را بيرون كند فتوى به جهاد دادند و گفتند هر كس از جهاد
رو برگرداند گناه كرده و از شيطان تبعيت كرده است. (2)
در نتيجه تلاش علما، شاه به جمع آورى نيرو و جنگ با آنان پرداخت اگر چه در
ابتدا ايرانيان پيروز شدند و آنان را بيرون كردند اما به دليل كمبود
تجهيزات جنگى نيروهاى ايران شكست خوردند و در نتيجه معاهده تركمانچاى به
ايران تحميل شد.
اگر چه در اين جنگ ايرانيان موفق نشدند اما تلاش در مقاومت آنان با عده و
تجهيزات كم در طول تاريخ به عنوان سند افتخار از مقاومت اين مردم و تلاش
علماى آگاه در برابر تهاجم بيگانه باقى ماند.
اساتيد
حاج ملا احمد نراقى ابتدا نزد پدرش تحصيل كرده، سپس
از محضر علامه بحر العلوم و شيخ جعفر كاشف الغطاء در نجف اشرف بهرهمند
گرديده و در كربلا نيز در درس ميرزا مهدى شهرستانى و وحيد بهبهانى حاضر
شده و بعد از نيل به درجه اجتهاد به كاشان بازگشته و مشغول تدريس گشته
است.
شاگردانش
اگر چه شاگردان ملا احمد زياد بودهاند و آنچنانكه
در مقدمه كتاب خزائن وى، استاد علىاكبر غفارى نقل نموده كه بيش از 20
اجازه از وى موجود است كه در نزد فاضل معاصر حسن نراقى موجود است (3) اما
نام بعضى از آنان كه در دسترس مىباشند عبارتند از:
1ـ شيخ مرتضى انصارى (م 1281 ق) وى بين سالهاى 1241 تا 1244 در اواخر عمر
شريف مولى احمد از محضر وى استفاده نموده است. 2ـ برادر فاضل و دانشمندش
محمد مهدى بن محمد مهدى نراقى (م 1286ق) معروف به آقا بزرگ 3ـ سيد شفيع
چابلقى (م 1280 ق) 4ـ محمد حسن جاسبى 5ـ فرزندش محمد بن احمد (م 1297 ق)
ملقب به عبد الصاحب و معروف به حجة الاسلام، داماد محقق قمى 6ـ برادرش
ميرزا ابوالقاسم كاشانى (م 1256ق)
وى در سلسله مشايخ بسيارى از متأخرين از طريق شاگردانش بخصوص شيخ مرتضى
انصارى مىباشد كه مىتوان از محدث نورى صاحب مستدرك الوسائل امام خمينى
قده و مرحوم آية الله عظمى نجفى مرعشى نام برد.
شيخ مرتضى انصاري كه به دنبال كسب علم و دانش به شهرهاى مختلف سفر مىكرد
و از حوزههاى علميه شهرهاى مختلف بازديد مىنمود در كاشان گمشده خود را
پيدا كرد. شيخ در كاشان ملا احمد نراقى را چون دريايى از علم و حكمت و
عرفان و اخلاق يافت، لذا رحل اقامت افكند و زانوى شاگردى نزد كرسى آن
استاد والا مقام زد و حدود چهار سال از محضر وى استفاده نمود و هم در آن
وقت به تصنيف و تأليف پرداخت بين شيخ و ملا احمد جاذبهاى متقابل برقرار
بود تا جايى كه نراقى پس از حركت شيخ از كاشان فرموده: «استفادهاى كه من
از اين جوان نمودم بيش از استفادههايى بود كه او از من برد» و نراقى كه
شيخ را مجتهدى مسلم ديد در هنگام حركت به وى اجازه مبسوطى داد و در آن شيخ
را به بهترين عبارات ستود و هم او در مورد شيخ گفته «در مسافرتهاى مختلفه
زياده بر پنجاه مجتهد مسلم ديدهام كه هيچ يك از ايشان به مثل شيخ مرتضى
نبودند».
جايگاه علمى
مولى احمد نراقى در بين علماى قرون اخير از جايگاه خاصى برخوردار است وى
در علوم مختلف اصول فقه، فقه، حديث، رجال، دراية، رياضيات، نجوم، حكمت،
كلام، اخلاق، ادبيات و شعر سرآمد علماى زمان خود بوده است.
هوش سرشار، سهولت فراگيرى علوم متعدد، عمق تحقيق و وسعت تتبع و عنايات خاص
الهى، او را در طول تاريخ دانشمندان شيعه به عنوان فقيهى كم نظير مطرح
ساخته است.
وى از همان دوران جوانى مسئوليت مرجعيت و رياست و زعامت دين و دنياى مردم
كاشان و قسمتهاى وسيعى از ايران را برعهده داشت و كلمات معاصرين و علماى
پس از وى شاهد بر اين مطلب مىباشد .
ابتكارات و ابداعات
اگرچه در زمان وى فقهاى بزرگ و مشهورى وجود داشتهاند اما شخصيت اجتماعى وى دركنار ابعاد ديگر، او را از ديگران ممتاز نموده است.
اشتغال به امور اجتماعى و سياسى و سعى وى در طرح مباحث جديد فقهى به
گونهاى كه با مسائل مستحدثه هماهنگ باشد او را به فقيهى زمان شناس، مبتكر
و مجدد كه حقايق زمان خود را بخوبى درك مىكرد تبديل كرده بود نمونههايى
از درك عميق از حقايق و تحقيق فراگير وى را در كتاب عوائد الايام مىتوان
ديد طرح مبحث ولايت فقيه از نمونههاى بارز اين ابتكارات مىباشد وى بر
خلاف اكثر فقهاى قبل از خود به اين بحث به صورت يك مسئله فرعى جزئى نگاه
مىكردند و آن را در امور حسبيه و صرف موارد زكاة و خمس منحصر مىديدند،
بين حكومت اسلامى و مبحث ولايت فقيه جمع نموده و آن را به صورت مفصل و
منسجم مطرح نموده است.
تأليفات:
از مولى احمد تأليفات متعددى در علوم مختلف بجاى مانده است كه عبارتنداز:
فهرست كتابهاى فقهى
1ـ الاطعمة و الاشربة 2ـ اسرار الحج 3ـ الرسالة
العملية 4ـ الرسائل و المسائل 5ـ حاشيه الروضة البهية 6ـ رسالة الرضاع 7ـ
رسالة فى منجزات المريض 8ـ عوائد الايام من مهمات الاحكام 9ـ القضاء و
الشهادات 10ـ مستند الشيعه فى احكام الشريعة 11ـ مناسك حج 12ـ وسيلة
النجاة 13ـ هداية الشيعه 14ـ تذكرة الاحباب
فهرست كتابهاى اصول فقه
1ـ اجتماع امر و نهى 2ـ اساس الاحكام فى تنقيح عمدة
المسائل الاصول بالاحكام 3ـ تنقيح الفصول فى شرح التجريد 4ـ حجية المظنة
5ـ عين الاصول 6ـ عين اليقين 7ـ مفتاح الاحكام فى اصول الفقه يا مفتاح
الاصول 8ـ مناهج الاحكام فى اصول الفقه يا مناهج الاصول الى على الاصول
فهرست كتابهاى رياضى و هيئت
1ـ شرح محصل الهيئة 2ـ شرح رسالة الحساب 3ـ حاشية اكرنا ذوسيوس حاشيه بر تحرير اكر مولى مهدى نراقى
فهرست كتابهاى فلسفى
1ـ سيف الامة و برهان الملة
فهرست كتابهاى اخلاقى
1ـ معراج السعادة
فهرست كتابهاى متفرقه
1ـ ديوان صفائى نراقى 2ـ خزائن 3ـ طاقديس يا مثنوى لسان الغيب يا مثنوى شفائى 4ـ مشكلات العلوم 5ـ شرح حديث جسد الميت
وفات فاضل نراقى
اين ستاره فروزان آسمان فقه و فقاهت در 23 ربيع
الثانى سال 1245 ق در اثر بيمارى وبا كه نراق و كاشان و اطراف آن را
فراگرفته بود چشم از جهان فروبست بدن مطهر او به نجف اشرف منتقل و در جانب
صحن مرتضوى و پشت سر مبارك مولى الموحدين على بن ابى طالب (ع) و در كنار
قبر پدر بزرگوارش به خاك سپرده شد.
از اشعار اوست:
اى خوش آن صبحدمى كايت بشرا رسدم / نفحه روح قدس از دم عيسى رسدم
بشكند مرغ سماوى نفس ناسوتى / اذن پرواز سوى عالم بالا رسدم
و
تاراج كنى تا كى اى مغبچه ايمانها / كافر تو چه مىخواهى از جان مسلمانها
اى خضر مبارك پى بنماى به من راهى / سرگشته چنين تا كى مانم به بيابانها
دامن بكش از دستم اى بت كه به اميدت / يكباره كشيدستم دست از همه دامنها
پروانه صفت گردم گرد سر هر شمعى / از روى تو چون روشن شد شمع شبستانها
مرحوم ملا احمد نراقي (پسر) مرحوم ملا محمد مهدي نراقي (پدر)
تصوير مهر ملا احمد نراقي
براي اطلاعات بيشتر و جامعتر مي توانيد به سايت
فاضلين نراقي مراجعه كنيد .
نکته : در همین رابطه بخوانید :
زندگىنامه ملا احمد نراقى (1)
زندگىنامه ملا احمد نراقى (2)
زندگىنامه ملا احمد نراقى (3)
یادنامه رحلت ملا احمد نراقی
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
قيام سي تير 1331 نقطه عطفي در مبارزات نهضت ملي شدن صنعت نفت، يكي از جنبشهاي اصيل سياسي ـ اجتماعي تاريخ معاصر ايران و اوج تجلي ارادة مستقيم مردم در تأسيس دولت مبتني بر خواست ملت بود. اين قيام يك سال و 4 ماه پس از به ثمرنشستن نهضت ملي صنعت نفت رخ داد. مبارزات آيت الله ابوالقاسم كاشاني در کنار دکتر محمد مصدق برای ملی شدن صنعت نفت ایران ادامه ای بود بر مبارزات مردم و علما در مشروطه و مقدمه ای بر انقلاب شکوهمند اسلامی.
پس از برگزاري انتخابات دورة هفدهم و افتتاح مجلس شوراي ملي و بازگشت دكتر مصدق از دادگاه لاهه و در بحبوحة مبارزات نهضت ملي شدن نفت، با وجود اظهار تمايل اكثريت نمايندگان مجلس جديد به نخست وزيري مجدد دكتر مصدق، ناگهان وي از سمت خود استعفا داد. علت اين امر كارشكنيهاي اقليت مجلس، تحت رهبري سيد حسن امامي؛ عدم ابراز تمايل مجلس سنا به زمامداري دكتر مصدق و اختلاف بر سر درخواست اختيارات بيشتر براي نخست وزير بود. سيدحسن امامي با اكثريت آرا توانست به عنوان رئيس مجلس شوراي ملي انتخاب شود. براساس سنت پارلماني، پس از انتخاب هيأت رئيسه مجلس، نخست وزير قبلي ميبايست از سمت خود كنارهگيري كند تا مجلس جديد رأي تمايل خود را در حفظ دولت قبلي يا معرفي دولت جديد اعلام دارد. با وجود مخالفت جمعي از نمايندگان، اكثريت مجلس يعني 52 نفر از 65 نفر نمايندة حاضر در جلسه، در روز پانزدهم تيرماه 1331 به نخست وزيري دكتر محمد مصدق اظهار تمايل كردند، اما روز بعد، مجلس سنا ابراز تمايل خود را به ارائه برنامههاي دولت و ملاحظه و بررسي آن برنامهها موكول كرد.
دكتر مصدق روز شانزدهم تير به دليل عدم اظهار تمايل مجلس سنا از قبول پست نخست وزيري خودداري كرد. روز هجدهم تير از ميان نمايندگان حاضر در مجلس سنا تنها 14 نفر به زمامداري دكتر مصدق ابراز تمايل كردند. آيت الله كاشاني در واكنش به مخالفت مجلس سنا در تائيد ادامة زمامداري دكتر مصدق، اعلامية شديداللحني صادر كرد. از طرف احزاب، گروهها، اصناف، پيشه وران و بازاريان نيز تلگرافها و نامههاي فراواني در حمايت از مصدق به مركز ارسال شد.
تحت فشار گروههاي سياسي و درخواستهاي مكرر مردم و اظهار تمايل مجلس شوراي ملي، شاه به رغم مخالفت مجلس سنا، فرمان نخست وزيري دكتر مصدق را صادر كرد. مصدق اين بار اعطاي اختيارات شش ماهه و درخواست مقام وزارت جنگ را پيش شرط پذيرش مقام نخست وزيري قرار داد. شاه از دادن مقام وزارت جنگ به نخست وزير امتناع كرد و دكتر مصدق استعفا داد. وي طي نامهاي در 25 تير به شاه نوشت: «چون درنتيجة تجربياتي كه در دولت سابق به دست آمده پيشرفت كار در اين موقع حساس ايجاب ميكند كه پست وزارت جنگ را فدوي شخصاً عهدهدار شود و اين كار مورد تصويب شاهانه واقع نشد، البته بهتر آن است كه دولت آينده را كسي تشكيل دهد كه كاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منويات شاهانه را اجرا كند. با وضع فعلي ممكن نيست مبارزاتي را كه ملت ايران شروع كرده است پيروزمندانه خاتمه دهد.»
پس از استعفاي دكتر مصدق، در جلسه غيرعلني، اكثريت مجلس به زمامداري احمد قوام ابراز تمايل كرد و شاه فرمان نخستوزيري او را صادر نمود. قوام نيز در روز بيست و هفتم تير اعلامية شديداللحني با عنوان «كشتيبان را سياستي دگر آمد» صادر كرد كه از راديو پخش شد.
وي در اعلاميه خود پس از ادعاها و وعدههاي بسيار، مخالفان خود يعني مردم را چنين تهديد كرد: «.... من با اتكاء شما و نمايندگان شما اين مقام را قبول كردهام و هدف نهائيم رفاه و سعادت شماست. سوگند ياد ميكنم كه شما را خوشبخت خواهم كرد. بگذاريد من با فراغ بال شروع به كار كنم. واي به حال كساني كه در اقدامات مصلحانه من اخلال كنند و در راهي كه در پيش دارم مانع بتراشند يا نظم عمومي را به هم بزنند. اينگونه آشوبگران با شديدترين عكس العمل از طرف من روبرو خواهند شد و چنانكه درگذشته نشان دادهام بدون ملاحظه از احدي و بدون توجه به مقام و موقعيت مخالفين، كيفر اعمالشان را دركنارشان ميگذارم. حتي ممكن است تا جائي بروم كه با تصويب اكثريت پارلمان دست به تشكيل محاكم انقلابي زده، روزي صدها تبهكار را از هر طبقه به موجب حكم خشك و بي شفقت قانون قرين تيرهروزي سازم. به عموم اخطار ميكنم كه دوره عصيان سپري شده و روز اطاعت از اوامر و نواهي حكومت فرا رسيده است. كشتيبان را سياستي دگر آمد...»
در اين هنگام آيت الله كاشاني به مخالفت شديد با حكومت قوام پرداخت و مردم را به مبارزه دعوت كرد. آيت الله كاشاني طي اعلاميهاي خطاب به قوام چنين گفت: «احمد قوام بايد بداند در سرزميني كه مردم رنجديده آن پس از سالها رنج و تعب شانه از زير بار ديكتاتوري بيرون كشيدهاند، نبايد اختناق افكار عقايد را اعلام و مردم را به اعدام دستهجمعي تهديد نمايد. من صريحاً ميگويم كه بر عموم برادران مسلمان لازم است در راه اين جهاد كمر همت بربسته و براي آخرين مرتبه به صاحبان سياست استعماري ثابت كنند تلاش آنان در بدست آوردن قدرت و سيطره گذشته محال است و ملت مسلمان ايران به هيچيك از بيگانگان اجازه نخواهد داد كه به دست مزدوران آزمايش شده، استقلال آنان پايمال و نام باعظمت و پرافتخاري كه ملت ايران در اثر مبارزه مقدس خود بدست آورده است، مبدل به ذلت و سرشكستگي شود.»
آيتالله كاشاني سپس در مصاحبه با خبرنگاران داخلي و خارجي صراحتاً اعلام كرد: «اگر قوام ظرف 48 ساعت نرود اعلام جهاد خواهم كرد و شخصاً كفنپوشيده پيشاپيش مردم به مبارزه خواهم پرداخت.» پس از اين موضعگيري قاطع آيتالله كاشاني و تعطيل بازار و مغازهها، مردم روز 30 تير به خيابانها آمدند و خواستار سرنگوني قوام شدند.
دولت براي مقابله با مخالفتهاي مردمي دستورات اكيدي به نيروهاي شهرباني و ارتش صادر كرد ولي با وجود سركوب شديد، نارضايتي مردمي از دولت قوام و حمايت از دكتر مصدق به اوج خود رسيد. اعتصابات، تظاهرات خياباني و درگيريهاي مردمي با پليس و ارتش گسترش يافت و با اعلام تعطيلي روز سيام تير از سوي گروهها، احزاب، جمعيتهاي ديني و سياسي هوادار دكتر مصدق، درگيري به اوج رسيد.
در اين روز نيروهاي انتظامي و نظامي، مردم را به گلوله بستند و عدهاي را به شهادت رساندند. سرلشكر وثوق فرمانده ژاندارمري نيز كفنپوشان باختران، همدان و قزوين را در كاروانسرا سنگي به گلوله بست و از حركت آنان به تهران جلوگيري كرد.
نمايندگان دولت و شاه با عجله به ملاقات آيت الله كاشاني رفتند تا ايشان را به آرام كردن مردم راضي كنند. اما وي با صراحت درخواست آنان را رد كرده و تاكيد كرد كه اگر قوام كنار نرود، اعلام جهاد خواهد كرد. شاه كه موقعيت خويش را در خطر ميديد دولت قوام را در غروب روز سي تير بركنار كرد و در همان روز از 64 نماينده مجلس 61 نفر به زمامداري دكتر مصدق اظهار تمايل كردند و شاه نيز مجبور به صدور فرمان نخست وزيري مصدق در سي و يكم تير شد. بدين صورت جنبش مردمي توانست با حمايت از دكتر مصدق دولت مورد درخواست خود را تعيين كند.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
در هشتم ارديبهشت سال 1286 خورشيدي برابر با 15 ربيع
الاول 1325 هجري قمري روزنامه حبل المتين در تهران و توسط میرزا سیدحسن
کاشانی انتشار يافت.
كاشاني ها همپاي ساير ايرانيان در دوران مشروطه جهت مبارزه با استبداد و
برپايي مشروطه دست به اقدامات متعدد زدند و از جمله اين اقدامات كه اتفاقا
نقش بسيار تاثير گذاري در به ثمر رسيدن انقلاب مشروطه داشت انتشار روزنامه
بود . از جمله اين آزادی خواهان و روشنفکران کاشانی مي توان به
سیدجلالالدین کاشانی در قالب روزنامه ي حبل المتين چاپ كلكته ، شيخ يحيی
کاشانی و سيد حسن کاشانی در قالب روزنامه حبل المتين در تهران و فخر
الواعظين خاوری در قالب روزنامه ي ثريا در کاشان اشاره نمود . بواسطه
اهميت روزنامه حبل المتين و جهت آشنايي بيشتر با آن مطالب زير را مي
خوانيم :

حَبلُالمـَتین
نشریهای هفتگی به زبان فارسی بود که از ۱۳۱۱ هجری قمری در کلکته به
مدیریت و نویسندگی سیدجلالالدین کاشانی، ملقب به مویدالاسلام منتشر میشد.
مقالات این نشریه در ترویج اندیشه مشروطهخواهی در جریان جنبش مشروطه
ایران نقش موثری داشت. این نشریه بنامترین و بزرگترین نشریه فارسیزبان
زمان خود بود. این نشریه بیشتر پویش سیاسی داشت چنانکه با گرفتن وام از
روسیه به مخالفت برخاسته بود یا اینکه یکی از نخستین جاهایی بود که فریاد
مشروطهخواهی را سرداد.
حبل المتين يوميه تهران
مدير و صاحب امتياز: سيد جلالالدين حسيني كاشاني (مؤيد الاسلام)
نايب مدير: ميرزا سيد حسن كاشاني
دبير:ازشماره 75 تا 247 شيخ يحيي كاشاني (در بقيه شمارهها فاقد دبير)
مسلك و محتوا: ملي،آزاد، سياسي، خبري، تجاري، علمي، ادبي
محل انتشار: تهران
ترتيب انتشار: روزانه
مدت انتشار: از دوشنبه 15 ربيع الاول 1325 تا دوشنبه 22 جماديالاول 1326
قطع: 34×20
زبان: فارسي
چاپ: سربي
صفحات: بين 4 تا 8 صفحه
كل شمارههاي منتشر شده: 13328 شماره
قيمت: تك شماره در تهران 100 دينار
اشتراك ساليانه: تهران 40 قران، ساير بلاد داخله 45 قران،روسيه و قفقاز 12 منات، ساير ممالك 30 فرانك
توضيحات: اين روزنامه در سال اول 274 شماره منتشر شد ولي در سال دوم پس از
انتشار شماره 54 و يك شب پيش از به توپ بستن مجلس توقيف شد.
يكي از روزنامه هاي كثيرالانتشار (هفتگي) و مفيد زبان فارسي كه نزديك چهل
سال در خارج ايران در كلكته منتشر مي شده روزنامه معروف و مشهور حبل
المتين است. با انتشار اين روزنامه مرحوم مويدالاسلام بزرگترين خدمت را به
برقراري اساس مشروطيت و آزادي ايران نموده است. حبل المتين چون در خارج
ايران منتشر مي شد آزادانه مي توانست به عمال جور و ستم و درباريان ايران
حمله نمايد و مفاسد و عيوب را بي پروا شرح دهد. اين روزنامه براي مدت هشت
سال از طرف دولت هندوستان توقيف شد. آغاز اين توقيف ظاهرا سال 1259 شمسي
بوده و در اوايل سال 1300 شمسي از توقيف خارج و مجددا تا هنگام فوت
مويدالاسلام يعني تا آذر 1309 منتشر گرديده است.
این روزنامه مهم که سالگرد انتشارش هشتم ارديبهشت ماه است , احمد کسروی در
کتاب تاریخ مشروطه فصلی به آن اختصاص داده و می گوید" باید از حبل المتین
چداگانه سخن گوئیم این روزنامه هفتگی از همه روزنامه ها آنزمان بزرگتر و
به نام تر بود" ...در کلکته و با مسئولیت سید جلاالدین کاشانی (موید
الاسلام) به چاپ می رسید درباره گرفتاری های ایران می نوشت تند و تیز و
بارها پیشنهاد قانون و حکومت مشروطه را می داد ...این روزنامه تا زمان
صدارت امین السلطان تا توانست حکومت ایران را غیر مشروع خواند و برای مردم
دلسوزی کرد؛ اما زمانی که عین الدوله به وزارت نشست..روی دیگری از خود
نشان داد، حامی دولت شد ...همان که کسروی نوشته است " روزنامه ها نیک و بد
را با هم داشته اند همین حبل المتین به هر کجا که سودی برای خود داشته
کوشش به نیکی توده و کشور را فراموش کرده ....در این روزنامه ها در زمان
عین الدوله چاپلوسی های فراوان شد ...ستایش های گزافه آمیز از وزیران و
دربار ...آن زمان حبل المتین را جز عین الدوله نامه نتوان خواند
"........کسروی گر چه از دوران گزافه نویسی حبل المتین چیزهای زیادی نوشته
بود اما آن را سودمند دانسته و گفته بود همین ها مایه تکان و بیداری توده
شد ... گفتن از این روزنامه وقت و مجال می خواهد و آن که ردپایی عمیق در
تاریخ مشروطه ایران داشته است ...همیشه از حبل المتین که می گویند جایگاهی
سیاسی برایش می بینم اصلا جایگاهش را مثل یک سیاستمدار می بینم ..به سراغ
مردم می آید ..یک قهرمان می شود...بعد مردم ستایشش می کنند ..بعد به قدرت
می رسد ..سود را در ستایش از قدرتمندان و نه مردم می بیند ...از مردم
رویگردان می شود...آخر هم جزئی از زمامداران می شود... .
حبل المتین کلکته
این روزنامه به مدیری سیدجلال الدین الحسینی ملقب به مؤیدالاسلام در شهر
کلکته به زبان فارسی تاسیس و شماره اول آن در تاریخ ۱۰/جمادی
الثانی/۱۳۱۱ه.ق چاپ و توزیع گردید. حبل المتین در ۲۴ صفحه و به قطع وزیری
بزرگ، چاپ سربی، طبع و هفته أی یکبار. روزهای دوشنبه و سه شنبه توزیع می
شد. در هر شماره اسم روزنامه به خط نسخ درشت و بالای آن (نامه مقدسه) و در
زیر، سال تاسیس (سنه ۱۳۱۱). و در یک طرف قیمت اشتراک و در طرف دیگر سایر
خصوصیات از قبیل (کلیه امور ادارة با مدیرکل مؤیدالاسلام است) و “ مدیکل
کالج استریت، نمبر ۴“ و… است.
قیمت اشتراک سالانه و شش ماهه در کشورهای مختلف، متفاوت بود.
هند و برمه: سالانه ۱۲ روپیه شش ماهه ۷روپیه
ایران و افغانستان: سالانه ۴۰ قران شش ماهه ۲۵ روپیه و…
مندرجات روزنامه پس از درج مقالة اساسی، عبارت از وقایع و حوادث ایران به
تفصیل و کشورهای مصر، عراق، عثمانی و… و ترجمه تلگرافات خارجی و مقالات
مختلف می باشد. حبل المتین چون در ممالک ایران، هندوستان، مصر و روسیه
نماینده داشته. لذا اخبار این کشورها را به تفصیل چاپ می کرده، بخصوص نسبت
به ایران که از اغلب شهرهای مهم برای ادارة روزنامه، اخبار و مقاله می
فرستاده اند.
همین جامعیت و تفصیل اخبار روزنامه بود که باعث شد حبل المتین در ایران
رواج و نفوذ زیادی پیدا کند. موضوع دیگر رایگان بودن آن بوده. که مدت ده
سال متوالی هر هفته ۵۰۰۰ نسخه از آن به رایگان بین روحانیان نجف و علمای
ایران و سایر روشنفکران توزیع می شد.
به علت همین نفوذ زیاد و بی پروایی در نوشتن مقالات بوده که ناگهان اتابک
متوجه خطر عظیم روزنامه شد و برای عمر اول به مدت ۴ سال از ورود روزنامه
به ایران جلوگیری کرد. پس از توقیف مذکور، یک مرتبه هم انتشار حبل المتین
برای مدت ۸ سال از طرف دولت هندوستان متوقف شد. ظاهراً سال ۱۲۹۵ش بود و در
اوایل سال ۱۳۰۳ش از توقیف خارج و مجدداً چاپ و منتشر شد. و پس از آن تا
فوت مؤیدالاسلام یعنی تا آذر ۱۳۰۹ همچنان انتشار روزنامه بدون توقف ادامه
داشت. در سنوات اخیر به علت ضعف بینایی، امور ادارة روزنامه به عهدة دختر
دوم او، فرح السلطان می بود و چند سال اسم نامبرده در عنوان روزنامه به
سمت دبیرثانی قید گردیده است.
طلوع حبل المتین: در سال ۱۳۱۱ سیدجمال الدین اسدآبادی در انگلستان و پرنس
ملکم خان وزیرمختار دولت علیه در لندن، در نتیجه مکاتبات متوالی با آقای
مؤید، چنین تصمیم گرفتند که برای پیشبرد انقلاب فکری ایرانیان دست به
انتشار روزنامه بزنند که روزنامه قانون از لندن و حبل المتین از کلکته در
تاریخ ۱۰/ جمادی الثانی/۱۳۱۱ ه.ق چاپ و توزیع شد و تا زمان مرگ
مؤیدالاسلام نیز ادامه داشت.
حبل المتین تهران
این روزنامه در تهران به مدیری میرزاسیدحسن کاشانی برادر کوچکتر
مؤیدالاسلام، تاسیس و شمارة اول آن در ۴ صفحه به قطع همان حبل المتین
کلکته در مطبعة سربی (مطبعة فاروس) طبع و در تاریخ ۱۵/ ربیع الاول/ ۱۳۲۵ق
مطابق با ۱۹/اردیبهشت ماه/ ۸۲۹ جلالی و ۲۹/آوریل/۱۹۰۷م منتشر شد. در عنوان
روزنامه، مدیرکل جلال الدین الحسینی مؤیدالاسلام (صاحب امتیاز روزنامه) و
عنوان مراسلات (طهران. خیابان لاله زار. نایب میرزا سیدحسن کاشانی) معرفی
شد.
این روزنامه، شاخ أی از حبل المتین کلکته به شمار می رفت و در عنوان
روزنامة یومیه معرفی شد و در زیرنامه روزنامه سال تاسیس (۱۳۱۱) و همچنین
محل طبع (طهران) درج گردید: و در آخر ستون صفحة ۴ امضای حسن الحسینی
کاشانی آمده. روزنامه حبل المتین (روزنامه یومیه ملی آزاد سیاسی اخباری
تجاری علمی ادبی، مقالات عام المنفعه با امضاء قبول و در انتشارش اداره
آزاد است) معرفی شده است.
مندرجات حبل المتین پس از درج مقالة اساسی، عبارت از اخبار داخله و خارجه
می باشد بخصوص به علت وابستگی این روزنامه با حبل المتین کلکته اخبار
خارجه بیشتر در آن درج شده و علاوه بر آن، مذاکرات مجلس شورای ملی و
تلگرافات داخله و خارجه نیز در آن چاپ می شد.
پس از وقایع مجلس و حوادث باغشاه، به دستور محمدعلی شاه پنج نفر از تهران
به خارج ایران تبعید شدند منجمله میرزا سید حسن کاشانی. وی پس از خروج از
تهران و توقف چند ماهه در رشت و انتشار چند شماره روزنامه در آنجا، در
اواسط سال ۱۳۲۷ق مقارن با خروج محمدعلی شاه مجدداً به طهران بازگشت و
انتشار روزنامه را از سر گرفت. پس از انتشار شماره ۶ دررجب ۱۳۲۷ق به
مناسبت چاپ یک مقاله با عنوان “ اذا فسل العالم فسل العالم “ به قلم
سیدنورالدین می پرسید اسدالله خرقانی، که بر ضد دیانت بود و عبارات زننده
نیز داشت، غوغا و اعتراضات گسترده در تهران بر علیه روزنامه و مدیر آن
برپا شد. زیرا نشر این مقاله را برخلاف قانون مطبوعات می دانستند. وزارت
معارف از وزارت عدلیه تقاضای محاکمه مدیر حبل المتین و توقیف روزنامه را
نمود. پس از آنکه حکم به اجرا درآمد، سیدحسن در منزل شخصی ماندگار شد و به
واسطه کسالت دیگر اقدام به انتشار روزنامه ننمود تا در تهران از دنیا رفت.
حبل المتین رشت
این روزنامه در رشت به مدیری آقامیرزا سیدحسن کاشانی تاسیس و در سال
۱۳۲۷ه. ق منتشر شده است. شمارة اول آن در محرم سال مذکور منتشر و چند
شمارة بعدی نیز در همان سال چاپ شد و پس از آن سیدحسن دوباره به تهران
بازگشت و کار انتشار را در تهران ادامه داد.
منابع:
دانشنامه آزاد ويكي پديا
وبلاگ ميرزا
ويژه نامه الكترونيكي فارس به مناسبت يكصدمين سالگرد مشروطت
http://www.20tir.blogfa.com/post-89.aspx
http://www.aqrazavi.org/
دو هفته نامه داخلي آموزش و پرورش اصفهان (مهر) نکته : در همين رابطه بخوانيد: حسن حبل المتين در لغت نامه دهخدا
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
استاد امين الله رشيدي در طلوع چهارم ارديبهشت ماه
1304 شمسي در روستاي زيبا و مصفاي راوند كاشان از پدري كشاورز و مادر
شاعرزاده و شاعر منش (دختر اديب بيضائي كاشاني)متولد شد.در چهار ماهگي او
را به كاشان آوردند و تحصيلات ابتدائي و متو سطه را در آنجا به پايان
رساند و بلافاصله پس از پايان تحصيل در يكي از دفاتر اسناد رسمي كاشان
مشغول كار شد.او در ضمن تحصيل ، نقاشي قالي ايراني را نزد استادان آن
زمان، آقايان:محمد دبير الصنايع و حسن نقشپور اراكي فرا گرفت و در زماني
كوتاه تا مرحله ي طراحي و ابتكار پيش رفت و در حين نقاشي نيز با مقدمات
نوازندگي تار نزد نقشپور نامبرده كه تار را در نهايت شيريني مي نواخت
،آشنا شد و در سال 1325 به تهران نقل مكان يافت.

رشيدي با موسيقي به اصطلا ح كلا سيك (رديف آواز
ايراني )از راه شنيدن صفحات قديم گرامافون و خوانندگان دهه 1320 راديو
ايران آشنا گرديد و در اوائل ورود به تهران چند گاهي در كلاس هاي شبانه
هنرستان موسيقي (تالار وحدت كنوني )اصول نت خواني را نزد آقاي موسي معروفي
و يكي دو ماه نيز در كلاس موسيقي مسعود معارفي و تئوري آواز را نزد دكتر
مهدي فروغ در هنرستان نامبرده آموخت و با يادگيري نت،تار را رها كرد و از
آن پس نت آهنگ هايي را كه مي ساخت بدون استفاده از ساز بروي كاغذ مي آورد.
در سال 1328 رشيدي از طريق استاد گرانقدر موسي
معروفي به آقاي عليمحمد ميثاق ،رهبر يكي از اركسترهاي راديو ايران معرفي
شد و از همان سال به عنوان خواننده وآهنگساز فعاليت خود را در راديو آغاز
نمودو اولين بار ترانه (رنج جدايي)از ساخته هاي زنده ياد موسي معروفي را
در مايه افشاري با اركسترنامبرده در راديو اجرا كرد و همزمان،مدتي نيز در
برنامه هاي موسيقي ارتش (كه شب هاي جمعه ساعت هفت و نيم بعد از ظهر از
راديو ايران پخش مي شد) در اركستر به سرپرستي هنرمند گرامي علي تجويدي مي
خواند و در چند برنامه راديويي محمد بهارلو نيز شركت نمود.در سال 1336
شمسي با دختري از كاشان ازدواج نمود كه حاصل آن دو فرزند دختر و پسر
(افسانه وصبا)است كه آنان نيز از ذوق موسيقي بهره يي بسزا دارند.در سال
1344 بنا به مقتضيات شغلي از راديو استعفا داد و اين داستان تا ثر انگيزي
دارد كه در اينجا مجال گفتن آن نيست.
شيوه ي رشيدي در خوانندگي و آهنگسازي ،مرز ميان سنت
و نوگرايي مي باشد و به قول خودش حد وسط را انتخاب كرده است او مي گويد :
" اگراين ميانه روي و اعتدال در تمام امور دنيا جاري بود چهره ي جهان و
زندگي خيلي زيباتر و مطبوع تر از آنچه تاكنون هست مي بود " .
رشيدي در شاعري و نويسندگي و نقد نيز دستي دارد و مقالاتي از او در مطبوعات سالهاي قبل به چاپ رسيده است .
شغل اصلي رشيدي سردفتري اسناد رسمي بوده است.او
داراي دو فرزند دختر و پسر بنامهاي افسانه و صبا است كه داراي ذوق موسيقي
هستند.رشيدي در نويسندگي و شاعري نيز دستي دارد . اشعار بعضي از ترانه
هايش را منجمله (دريا)خود ساخته است.سفرنامه اي از او بنام (از كاشان تا
كاناري،جزائر قناري)محتوي گزارش سفرهاي متعدد او به كشورهاي اروپا تا
جزائر قناري با چاشني طنز و انتقاد و شعر و موسيقي در سال 1372 توسط
انتشارات سنائي تهران و دومين كتابش بنام (خاطره ها و نغمه ها-عطر
گيسو)محتوي بخشي از نيم قرن خاطرات راديويي هنري و يادداشتهاي
ادبي،اجتماعي و سياسي و مطالبي نو و ناگفته در ارتباط با هنر مندان موسيقي
و نويسندگان و شاعران معروف ايران با چاپي نفيس در 650 صفحه و 260 تصوير
از آنان بوسيله انتشارات عطايي تهران درمعرض نظر و مطالعه علاقمندان به
هنر و ادبيات قرار گرفته است.
كتاب نامبرده دو شاخه ديگر نيز دارد .اولي دلبستگي
عميق نويسنده به زادگاه خود ،شهر كاشان است كه در سرتاسر كتاب بمناسبتهايي
خاص از ضرب المثلها ،خاطرات مربوط به هنرمندان مشهور كاشاني الاصل نام
ميبرد و دومين ،ارادت مخصوصي است كه مولف نسبت به نويسندگان و محققين
ارجمند ايران ،امثال پروفسور فضل الله رضا ،دكتر شفيعي كدكني،مهدي اخوان
ثالث ،نجف دريابندري و بالاخص دكتر باستاني پاريزي دارد كه در موارد بسيار
در جهت تاييد نظرات خود از نوشته هاي ايشان مدد ميگيرد.
جلد دوم کتاب خاطره ها و نغمه ها در ۶۷۰ صفحه تخت عنوان "تا مرزهای بی سرانجامی" آماده انتشار است .
استاد رشيدي مدتی ریاست رادیو تبریز را نيز برعهده داشته است و نخستين خواننده ايراني آشنا با خط بين المللي موسيقي (نوت) مي باشد .
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
در آستانه سالروز وفات سهراب سپهری نخستین ویژه نامه سایت کی آشیان در مورد این شاعر و نقاش مشهور کاشانی منتشر شد.

از
آنجا که سهراب سپهری یکی از مشهورترین شاعران و هنرمندان کاشانیست سایت کی
آشیان بعنوان سایت جامع کاشان شناسی و کاشان گردی اقدام به انتشار ویژه
نامه ای درخصوص این هنرمند معاصر نمود. این اقدام که در راستای اهداف سایت
و پیرامون معرفی مشاهیر و مفاخر ادبی و فرهنگی کاشان صورت گرفت از مدتی
قبل با طراحی لوگو و تبلیغ در سایت ها و وبلاگهای دوستداران کاشان همراه
بود که با استقبال خوب علاقمندان مواجه گردید.
علاقمندان می توانند جهت مطالعه این ویژه نامه به پیوند زیر مراجعه نمایند:
ویژه نامه سهراب سپهری
دوستداران سهراب می توانند جهت قرار دادن لوگوی زیر در سایت یا وبلاگ خود به ویژه نامه مذکور دسترسی داشته باشند.
منبع:سایت کی آشیان
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
بیست و پنجم فروردین ماه سالروز تولد استاد ابوالحسن
صبا آهنگساز ، مدرس ، نویسنده ، پژوهشگر و نوازنده برجسته ویولون ، سه تار
و سنتور است.

ابوالحسن
صبا یکی از نوابغ عرصه موسیقی ایران زمین است . کسی که با نوآوری و پژوهش
در زمینه موسیقی ایرانی موجبات تطبیق آن با علم جدید موسیقی را فراهم نمود
و با تحقیق در مورد موسیقی محلی ایرانی فصلی نو را در آن گشود . وی به
روایتی در سال ۱۲۸۱ و به روایت دیگری در چهاردهم فروردین ماه ۱۲۸۲، در
محله ظهیرالسلام تهران زاده شد. پدرش، ابوالقاسم خان کمال السلطنه، مردی
از خاندان فضل و هنر نوه محمودخان صبا، ملك الشعراى درباره فتحعلى شاه
قاجار بود (محمود خان کاشانی و مدتی نیز فرماندار کاشان و قم و نواحی
اطراف بوده است) . ابوالحسن که بعدها نام جد بزرگش صبا را بری نام
خانوادگی خود برگزید، از همان کودکی علاقه خاصی به موسیقی داشت به طوریکه
در پنج سالگی به انگشتان پاهایش نخ می بست و با کمک دهانش صدای تار در می
آورد . صبا به نواختن همه سازهای موسیقی ردیف چیرگی پیدا کرد و تمام
سازهای ایرانی را در حد استادی مینواخت و ویولن و سهتار را به عنوان
سازهای تخصصی خود برگزید .
ابوالحسن صبا چهل سال تمام ساز نواخت و تعلیم داد و
در ارکسترها شرکت کرد و کتاب نوشت و درتمام جریانهای موسیقی ایران تأثیر
مستقیم و مثبت داشت. وی در تمام رشتههای موسیقی ایران و حتی سایر هنرها
همچون ساختن ساز و نقاشی و ادبیات مهارت داشت و دانشنامهای جامع از علم و
عمل موسیقی ایران بود .
مکتب نوین موسیقی ایران که از درویش خان آغاز شده بود با صبا به اوج رسید وشاگردان صبا نیز پیرو راه او شدند .
صبا نخستین موسیقیدان ایرانی است که موزهای ویژه ازاو (منزل شخصی صبا)
تأسیس شده و به نام خود او در تهران خیابان ظهیرالسلام واقع است .
ابوالحسن صبا تا آخر عمر خود به تعلیم موسیقی مشغول بود . وی در ۲۹ آذرماه
سال ۱۳۳۶ در سن پنجاه و پنج سالگی بر اثر بیماری قلبی در تهران در گذشت و
با یک تشییع جنازه با شکوه در گورستان ظهیرالدوله تهران به خاک سپرده شد .
نکته :
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
امروز مصادف است با سالروز ترور شاه بدست شهید رضا
شمس آبادی. ۲۱ فروردین ماه سال ۱۳۴۴ شمسی فریاد خروشان اعتراض مردم ایران
از رگبار تفنگ سرباز وظیفه شهید رضا شمس آبادی به گوش رسید.

شهيد رضا شمس آبادي
تاريخ تولد :۹/۲/۱۳۲۱
نام پدر :علي اكبر
تاریخ شهادت : ۲۱/۱/۱۳۴۴
محل تولد :كاشان /نوش آباد / قلعه شمس آباد
طول مدت حیات :۲۴
محل شهادت :تهران
مزار شهید : نامعلوم است . به یادبودش در گلزار شهداء شهر نوش آباد قبری تهیه شده است
رضا در سال ۱۳۱۹ در روستاي شمسآباد حومه شهر نوشآباد از توابع شهرستان
کاشان چشم بر جهان هستي گشود. کودکي او در هالهاي از فقر و تنگدستي سپري
شد. چندي بعد رضا پدر را در امر معاش خانواده ياري رساند و در امر
نخريسي، دروچيني و خوشه جمعکني به مادر کمک کرد. تحصيل را به صورت شبانه
آغاز کرد و خواندن و نوشتن را فرا گرفت. در سن ۱۴ سالگي پدر خود را از دست
داد و بدين ترتيب مشکلات زندگي او بيش از پيش شد. در سال ۱۳۳۹ زمانيکه
دکتر اميني، عامل امپرياليسم به کاشان سفر کرد، رضا قصد داشت با شيشه اسيد
او را ترورکند. اما شيشه به اتومبيل دکتر اميني اصابت کرد و نقشه او اجرا
نشد.
شمسآبادي پس از قيام ۱۵ خرداد به سبب تنگدستي، چهار مرتبه از خدمت سربازي
معاف شد. اما تقدير چنين بود که صحنه شهادت او در کاخ ظلم پهلوي رقم بخورد.
شمسآبادي تلاش زيادي کرد تا در گارد جاويدان شاه استخدام شود ولي به علت
دو سانت کوتاهي قد، موفق نشد و به عنوان سرباز لشکر گارد شاهنشاهي به
انجام وظيفه مشغول شد. او اعتقاد داشت « فقط مرجعيت شيعه است که ميتواند
ملت را نجات دهد.»
روز بيست و يکم فروردين ماه سال ۱۳۴۴ تصميم گرفت هنگام ورود « محمدرضا
پهلوي » به کاخ مرمر، او را به هلاکت رساند. او در مقابل در ورودي کاخ
قرار گرفت، اما به علت تأخير چند دقيقهاي شاه، نقشه عملي نشد. استوار
بابايي که در پشت يکي از درختان مخفي شده بود، او را مورد هدف قرار داد؛
اما شمسآبادي او را به هلاکت رساند. سپس با استوار آيت لشگري روبهرو شد.
آيت لشگري نيز به سرنوشت بابايي دچار شد. شاه به سمت دفتر خود دويد. رضا
نيز به دنبالش رفت و فرياد زد: من بايد اين جلاد را بکشم. اما افسوس که
رگبار مسلسل دژخيمان دفتر مخصوص شاه اين قهرمان ۲۴ ساله را خونين پيکر بر
زمين انداخت. ايادي رژيم بعد از شهادت او اعلام کردند: «رضا شمسآبادي از
نيروهاي حزب توده بوده که با اين عمل خواسته است شاه با تدبير و دلسوز ملت
را از ميان بردارد؟ »
1
تیر اندازی به شاه، رهبر انقلاب سفید، دو ماه و بیست روز پس از ترور نخست
وزیر، نشانه نارضایتی شدید و ناپایداری رژیم بود. نخستسعی شد از علنی شدن
حادثه جلوگیری به عمل آید، خبر روزنامههای عصر روز 21 فروردین حاکی از
«نزاع چند سرباز در کاخ مرمر بود که منجر به تیراندازی و قتل دو سه نفر
شده بود!» روز بعد، روزنامهها خبر دادند: «هنگامی که اعلیحضرت عازم دفتر
کارشان بودهاند، یک سرباز وظیفه به علت جنون آنی به ایشان تیراندازی کرده
و در نتیجه باغبان و دو تن از مامورین کاخ کشته شدهاند..» .
پيکر شهيد رضا شمسآبادي در مکاني نامعلوم به خاک سپرده شد تا نشاني از او
باقي نماند. اما او با مرگ سرخش؛ درخشانترين پرونده مظلوميت يک ملت را
گشود و فرياد حقخواهي مستضعفين ايران را به گوش جهانيان رساند. سنگ
یادبود این شهید بزرگوار در کنار دیگر شهدای شهر نوش آباد در جوار
امامزاده محمد بن زید بن حسن مجتبی (ع) مورد علاقه و احترام مردم قرار
دارد.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
در چهاردهم فروردین سال 1241 ه.ش (3 شوال 1278 ه.ق)
نخستین هنرستان نقاشی در ایران به همت میرزا ابوالحسن خان صنیع الملک
غفاری تاسیس گردید.
ميرزا ابوالحسن خان غفاري ملقّب به نقّاشباشي و صنيع
المك فرزند ميرزا محمّد، در سال 1229 هـ . ق ديده به جهان هستي گشود و
عموي كمال الملك مشهور است.
«ابوالحسن غفاری » (صنیع الملک ) در حوالی سال 1263(1847م.) به رم اعزام
شد. هنرمندی که به اروپا اعزام شد و پس از بازگشت تاثیر به سزایی بر دیگر
هنرمندان نقاش داشت و از پیشگامان هنر گرافیک در ایران به شمار می آید،
«ابوالحسن غفاری » (صنیع الملک، 1229-1283 ه. ق. ) است. وی به سال 1263 ه.
ق.( یا 1262 ه. ق. ) به ایتالیا فرستاده شد. در آنجا به رونگاری از آثار
استادانی چون رافائل(Raphaello 1483 -1520 م) و تیسین( Tizano
1487-1576 م) پرداخت. وی در بازگشت به ایران نسخه خطی هزار و یک شب را
مشتمل بر 1134 صفحه تصویر با همکاری شاگردانش مصور نمود. و به فرمان
ناصرالدین شاه در سال 1277 ه ق، رييس چاپخانه دولتي شد و مسوولیت نشر
روزنامه «دولتِ عِلیه ایران » را به عهده گرفت. انتشار نشریه هفتگی
روزنامه دولت علیه ایران «دارای تصاویر بود و با لیتوگرافی چاپ می شد.
ابوالحسن غفاری پرتره های بسیار زیبایی را از مقامات دولتی برای این
روزنامه ترسیم کرد. انتشار این نشریه سرآغاز حرکتی در هنر ایران در قرن
سیزده ه. ق. بود که طی آن هنر چهره نگاری که تا آن زمان تنها به حوزه
دربار اختصاص داشت به شکل فزاینده ای میان عامه مردم راه یافت. یکی از
توفیقات ابوالحسن به کارگیری نوعی رئالیسم روان شناختی در هنر چهره نگاری
بود.» او در آثارش در تلاش بود تا به تلفیق تازه ای از سنت های تصویری
اروپایی و ایرانی دست یابد. عدم رعایت دقیق قواعد پرسپکتیو نمایانگر گرایش
او به سنت هنر ایرانی است. بدین سان او خو را از قید و بند ژرف نمایی می
رهاند تا بتواند طرح و رنگ بندی دو بعدی را حفظ کند. از طرف دیگر در طراحی
چهره ها و آدم ها بروز اندیشه و خلقیات مردم عصر و زمانه اش مشخص هستند.
در سال 1278 به صنيع الملك ملقب شد. صنيع الملك در سال 1279 به يك قطعه
نشان و حمايل مفتخر شد؛ از آثار او: تالار برلیان ، طبیب ، وصف سلام ناصر
الدين شاه (كه از محل اصلي به موزه ايران باستان منتقل شده است).
از جمله شاگردان او می توان به کمال الملک و ناصرالدین شاه اشاره کرد.
از اقدامات و فعّاليتهاي مهم صنيع الملك ميتوان به اين موارد اشاره كرد:
• سرپرستي گروه نقّاشان كتاب معروف هزار و يك شب
• مدير و نقّاش روزنامه دولت عليّة ايران
• تأسيس اوّلين مدرسه نقّاشي در ايران
• رياست دارالطّباعة دولتي
پسران وي:
• ميرزا اسد الله خان
• ميرزا سيف الله خان
• ميرزا يحييخان (ابوالحسن ثالث)
سر انجام اين نقّاش بزرگ در سال 1283 هـ . ق در گذشت و در «سر قبر آقا» واقع در جنوب تهران به خاك سپرده شد.
نکات مرتبط:
الف- این هنرمند نامدار اصالتاً
از اهالی قریه کله (از روستاهای اطراف کاشان) بوده و هنوز خانه ای در این
روستا به نام خاندان غفاری وجود دارد که مورد بازدید علاقمندان است.
ب- نمونه ای از متن روزنامه وقایع اتفاقیه (روزنامه دولتی ایران عهد قاجار) که در رابطه با صنیع الملک است:
روزنامة وقايع اتّفاقيّه (نمره 317، 1273 هـ . ق):
«عاليجاه ميرزا ابوالحسن خان نقّاشباشي كه تربيت يافتة خاصّ دربار گردون
مناص و در فنّ تصوير و شبيهكشي بي عديل و نظير است مدّتي در صفحات
فرنگستان تحصيل نموده و صنعت شبيهكشي را كه در ايران سابقاً چندان معمول
نبود و استادان كامل، درست از عهده بر نيامده بودند به سر حدّ كمال رسانيد
و وحيد عصر خود گرديد و خدماتش همگي مقبول خاكپاي اعليحضرت قدر قدرت
شاهنشاهي افتاده و مورد شمول مراحم شاهانه گرديده است. از جمله در تصوير
تمثال بيمثال حضرت مولاي كلّ هادي سُبُل اسدالله الغالب اميرالمؤمنين علي
بن ابي طالب عليه آلاف التّحيّة و السّلام كمال مهارت و استادي را به كار
برده بود، موجب اهتزاز مكارم عليّة خسروانه گرديد؛ موازي يك عدد جعبه جاي
رنگ نقّاشي طلا كه در وسط گل الماس و شير و خورشيد دارد و بسيار ثمين و
گرانبهاست براي مزيد مفاخرت و اميدواري او مرحمت و عنايت فرمودند»
ج- مشهور است که تصاویر و نقاشی های موجود در خانه های بروجردی و طباطبایی کاشان زیر نظر صنیع الملک و کمال الملک ترسیم گردیده است.
د- مقاله ای بسیار جالب در شرح احوال و آثار این هنرمند نامدار به قلم مرحوم یحیی ذکاء را می توانید در
سایت مرکز اسناد و مدارک سازمان میراث فرهنگی مطالعه کرده و در آن نمونه های زیادی از نقاشی های صنیع الملک را نیز تماشا کنید.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
بواسطه مشغله شدید اصلا حواسم به تقویم نبود و
متاسفانه چند مناسبت تاریخی مرتبط با کاشان را از دست دادم و بهمین خاطر
تصمیم گرفتم تا اسفند تمام نشده! آنها را بصورت یکجا منتشر کنم.ضمن
عذرخواهی تقدیم به علاقمندان:
7 اسفند ماه سالروز تولد فرخ غفاری هنرمند فیلمساز کاشانی
فرخ غفاری، پژوهشگر، نويسنده و کارگردان قديمی
کاشانی الاصل سينمای ايران و پايه گذار فيلمخانه ملی ايران در روز 7 اسفند
ماه 1300 شمسی تهران به دنیا آمد ، فارغ التحصيل ادبيات از دانشگاه
گرونوبل فرانسه است. وي فعاليت هنري را با تئاتر در فرانسه آغاز كرد. او
سينماي حرفه اي را با ساخت فيلم «جنوب شهر» تجربه كرد. از ديگر فعاليت هاي
جنبي غفاري ميتوان به تأسيس كانون ملي فيلم در تهران، محقق تاريخ سينماي
ايران، مديرعامل فدراسيون بين المللي آرشيوهاي فيلم در پاريس، مؤسس و مدير
آرشيو فيلم ايران و فيلمخانه ملي ايران، معاون فرهنگي سازمان راديو و
تلويزيون ملي ايران، قائم مقام مديرعامل جشن هنر شيراز و مدير نخستين
جشنواره جهاني فيلم تهران اشاره كرد.
وی در طول فعالیت فیلمسازیاش «زنبورک»،«شب قوزی»،«عروس کدومه»،«جنوب شهر»
را ساخت و نام خود را به عنوان سینماگری پیشرو و متعلق به سینمای روشنفکری
ثبت کرد. از فیلم "شب قوزی" مرحوم غفاری به عنوان يکی از برجسته ترين آثار
سينمای قبل از انقلاب ايران ياد می کنند. بسياری از کارشناسان سينمای
ايران فرخ غفاری را در کنار ابراهيم گلستان و فريدون رهنما پايه گذار
سينمای متفاوت و جريان روشنفکری ايران می دانند. فرخ غفاری کمی پيش از
انقلاب از ايران خارج شد، در پاريس اقامت گزيد و ديگر به ايران
بازنگشت.مرحوم فرخ غفاری همچنین کتاب "تئاتر ایرانى" را با همکار مرحوم
بکتاش تالیف و تدوین نمود.
غفاری در بعد از ظهر روز یکشنبه 26 آذر 1385 در بيمارستانی در شهر پاریس درگذشت.

منابع:
۸ اسفند ماه سالروز تولد امیرحسین آریان پور جامعه شناس کاشانی
هشتم اسفند سالروز تولد دکتر امیرحسین آریان پور
جامعه شناس بزرگ ایرانیه. دکتر آریان پور در سال ۱۳۰۳ شمسی در تهران به
دنیا اومد ولی اصالتاْ اهل کاشانه. پدر بزرگش پهلوام حسین سالار اسلام یا
همون نایب حسین کاشی معروفه , همون کسی که در اواخر دوران قاجار سر به
شورش و تمرد از حکومت مرکزی برداشت و مدتهای مدیدی کاشان و مناطق اطرافشو
از دایره قدرت حکومت مرکزی بیرون برد. در اینکه نایب حسین آدم خوب یا بدی
بود نظریات مختلفی وجود داره که خودش یه بحث جدا رو می طلبه اما برای من
خیلی جالب بود که از این خونواده آدمهایی مثل دکتر امیرحسین آریان پور و
دکتر آریان پور معروف (صاحب فرهنگ لغت انگلیسی) به جامعه معرفی شدن. اینک
بگم که خاندان نایبی کلاْ مورد غضب رضاشاه بودن که یکی از دلایل جالب اون
این بوده که عصمت الملوک دولتشاهی , یکی از همسران رضاشاه , نامزد قبلی
امیر مهدی پدر همین دکتر امیرحسین بوده و رضاشاه یادآوری این جریان رو خوش
نداشته.
دكتر آريان پور يكي از بزرگترين جامعه شناسان ايرانيه كه صاحب تاليفات
زيادي هم هست. همين طور تحصيلات تعجب آوري هم داشته كه نشون دهنده وسعت
معلوماتش بوده :
ليسانس علوم اجتماعى (دانشگاه آمريكايى بيروت - لبنان) ، ليسانس فلسفه و
علوم تربيتى (دانشگاه تهران) ، ليسانس علوم سياسى (دانشگاه تهران)، ليسانس
ادبيات فارسى(دانشگاه تهران) ، فوق ليسانس ادبيات انگليسى (دانشگاه كمبريج
- انگلستان) ، دكتراى علوم سياسى - اجتماعى (دانشگاه پرينستون - آمريكا) ،
دكتراى ادبيات فارسى با گرايش خط و زبان باستانى (دانشگاه تهران) ، دكتراى
فلسفه (دانشگاه تهران) ، و...
يكي از نكات جالبي هم كه توي تحقيقاتم در مورد دكتر فهميدم اين بود كه
ايشون يكي از اساتيدي بوده كه در جلسه دفاعيه دانشنامه دكتراي شهيد بهشتي
به عنوان عضو هيات داوران حضور داشتن (به همراه شهيد مطهري , شهيد مفتح و
شخصي به اسم مصلح).
آريان پور جوان پيش از عزيمت به ايالات متحده و تحصيل در دانشگاه
پرينستون!(كه دوران سياه مك كارتيسم منجر به اخراج شدن او از خاك ايالات
متحده به دليل چاپ رساله ای درباره ملی شدن نفت ايران شد!) بنا به سنت
خانواده خود ،از كودكی به ورزش بدنی مشغول ميشه. در سال ۱۳۱۹ در مشهد به
مقام قهرمانی وزنه برداری مي رسه و در سال ۱۳۲۱ قهرمان وزنه برداری كشور
شد(قهرمان دوم، بعد از قهرمان اول، محمود نامجو). آريان پور در سال ۱۳۲۲
در مسابقات چند مليتی بيروت، به مقام قهرمانی وزنه برداری خاور نزديك نايل
ميشه.
دكتر آريان پور، سه گروه متفكر و روشنفكر جامعه يعنى فيلسوفان، دانشمندان
و هنرمندان را هم شأن مى دونسته و معتقد بود كه ؛ «فلسفه، علم و هنر داراى
پيوندهاى ناگسستنى از هم مى باشند» ، چون هر سه گروه را داراى جنبه هاى
ادراكى قوى مى دونست.
از دكتر آريان پور، صدها مقاله تحقيقى، متن صدها سخنرانى و در حدود ۱۲
كتاب تأليفى و نگارشى و ۱۱ كتاب ترجمه اى باقى مونده كه عمده ترين آثارش
عبارتند از؛
۱ - فرويديسم و ادبيات و عرفان ۲- در آستانه رستاخيز ۳- آيين پژوهش ۴ -
جامعه شناسى هنر ۵- دشمن مردم(هنريك ايبسن) ۶ - تاريخ تمدن (ويليام
دورانت) ۷ - زمينه جامعه شناسى (آ.ك.برن و نيمكف) ۸ - سير فلسفه در
ايران(علامه اقبال لاهورى ) ۹ - فرهنگ تفصيلى چهارزبانه علوم اجتماعى، اين
كتاب تاكنون چاپ نشده كه حاصل ۴۰ سال تحقيق دكتر آريان پور بوده و به
عنوان دايره المعارف عظيم حوزه علوم انسانى و فلسفه و جامعه شناسى مطرحه .
دكتر آريان پور كه از بيماري پاركينسون رنج مي برد در ۸ امرداد ۱۳۸۰در تهران به سرای جاوید شتافت. روحش شاد و یادش گرامی.

ادامه مطلب
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
سرور اعظم باكوچي معروف به سپيده كاشاني شاعر و
نويسندة معتمد و انقلابي در سال ۱۳۱۳ در شهر دارالمومنين كاشان به دنيا
آمد. شهري كه تاريخش سرشار از اديبان و شعراي نامدار است اين بار شاهد
تولد بانويي نامدار گشت.

كاشاني
در همان اوان كودكي و آغاز تحصيل در دبستاني در كاشان به كتاب و شعر روي
ميآورد و قصههاي كودكانه و شعرهاي مخيل و روان كودك، زندگي وي را از
ساير كودكان متمايز ميكند، دختر به گوشهاي ميخزد و سر در جيب تفكر فرو
ميبرد و سرانجام در سال ۱۳۲۵ ه.ش اولين شعر بر وي الهام ميشود و اين
نخستين وديعة الهي سرآغازي ميشود، براي سرايش شعرهاي بعدي. سپيده كاشاني
پس از پايان آموزش متوسطه به ادامه تحصيل در منزل ميپردازد و از دامن
دانشگاه زندگي ميآموزد؛ آنچه را كه در محيط آكادميك نميتوان يافت. در
سال ۱۳۳۱ ازدواج ميكند و به تهران ميرود تا در كنار بزرگان آن ديار
بيشتر بياموزد و شعر را به منزل مقصود برساند. در تهران به زودي وي غم
سنگيني را در قلب شاعرانهاش احساس ميكند، او معلم واقعياش، مادرش را از
دست ميدهد.
۱۳۴۷ آغاز فعاليت وي با مطبوعات است و در اين سالها پدر را نيز از دست ميدهد و اندوه مضاعف را به دوش ميكشد.
اولين مجموعه شعر وي در سال ۱۳۵۲ به چاپ ميرسد و در سال ۱۳۵۸ با صدا و
سيماي جمهوري اسلامي همكاري ميكند و به عضويت شوراي شعر و سرود در
ميآيد. حضور مكرر وي در جبهههاي جنگ تحميلي همراه با فرزند ارشدش، وي را
شاعر جنگ ميكند و در سال ۱۳۶۳ در يك ديدار رسمي استاد شهريار را ميبيند
كه تأثير بزرگي بر وي ميگذارد.
۱۳۶۴ همسرش را از دست ميدهد و به ادامه فعاليتهاي فرهنگي و هنري روي
ميآورد. در سفر رسمي به كشور تاجيكستان از همگرايي، همزباني ميگويد
ودر سال ۱۳۷۱ به انگلستان جهت معالجه اعزام ميشود كه پايان سفر دنيا و
سفر آخرت را آغاز ميكند.
وي در بيست و دوم بهمن همان سال به جهان باقي ميشتابد و در بهشت زهرا خاك پذيرنده را به آغوش ميكشد.
از اوست :
به خون گر كشي خاك من، دشمن من / بجوشد گل اندر گل از گلشن من
تنم گر بسوزي، به تيرم بدوزي / جدا سازي اي خصم، سر از تن من
كجا ميتواني، ز قلبم ربايي / تو عشق ميان من و ميهن من
مسلمانم و آرمانم شهادت / تجلّيِ هستيست، جان كندن من
مپندار اين شعله افسرده گردد / كه بعد از من افروزد از مدفن من
نه تسليم و سازش، نه تكريم و خواهش / بتازد به نيرنگ تو، توسن من
كنون رود خلق است درياي جوشان / همه خوشة خشم شد خرمن من
من آزاده از خاك آزادگانم / گل صبر ميپرورد دامن من
جز از جام توحيد هرگز ننوشم / زني گر به تيغ ستم گردن من
بلند اخترم، رهبرم، از در آمد / بهار است و هنگام گل چيدن من
توضیح : میزان علاقهمندی سپیده کاشانی به حضرت امام
خمینی (ره) تا آن اندازه بود که وقتی امام بزرگوار در بستر بیماری افتاد
او نیز کارش به بیمارستان کشید.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
شاعر و ادیب توانای معاصر استاد فقید مصطفی فیضی
کاشانی در بامداد پنجم بهمن ۱۳۸۰ در سالروز ولادت حضرت امام رضا علیه
السلام پس از تحمل چند سال خانه نشینی و درد و رنج ناشی از حادثه تصادف
دارفانی را وداع گفت.
استاد فيضي كاشاني، از
نوادگان ملامحسن فيض كاشاني است كه در سال 1306 شمسي در شهر كاشان تولد
يافت و در معرفي و تصحيح آثار بزرگان علم و ادب ، عاشقانه كوشيد.
مرحوم فیضی از شاگردان و پرورش یافتگان محافل سنتی ادب فارسی و انجمن های
ادبی بود که بیش از نیم قرن در حوزه های شعر و ادب و تصحیح متون ادبی و
نیز میراث فرهنگی و باستان شناسی کارهای بسيار ارزنده و ماندگاري انجام
دادند.
رساله مشواق فيض كاشاني ، رساله مجموعه ابنيه اميرعمادالدين محمدشيرازي ،
تصحيح كامل كليات منظوم نيا فيض كاشاني ، ترجمه و شرح كتاب المعرب جواليقي
، تصحيح ديوان باباافضل كاشاني و تصحيح ديوان محتشم كاشاني از جمله آثار
اين استاد فقيد است. همچنين ايشان سالها رياست انجمن ادبي صبا (در كاشان)
را عهده دار بودند.
وي در سال 1380 شمسي بر اثر سكته قلبي بدرود حيات گفت.
مطالب مرتبط:
به یاد استاد فیضی کاشانی ( وبلاگ سبز انديش كاشان از استاد دكتر مدرس زاده)
يادمان استاد «فيضي كاشاني» در خانه هنرمندان كاشان (روزنامه اطلاعات)
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
سی
و دو سال پیش (۱۳۵۵) در چنین روزی رضا ورزنده نوازنده چیره دست سنتور
درگذشت . کاشان بیش از آنکه شاه و امیر و وزیر داشته باشد صاحب شاعر و
ادیب و هنرمند بوده . توانایی مردمان کویر و خاصه شهری چون کاشان در عرصه
موسیقی و آواز بر کسی پوشیده نیست . در سالهای دور و نزدیک هنرمندانی چون
ابوالحسن صبا ، ایرج ، بديع زاده ، قمرالملوک وزیری ، ملوک ضرابی و رضا
ورزنده از این شهر به جامعه هنری ایران معرفی گشته اند . به بهانه سالروز
درگذشت رضا ورزنده با این هنرمند توانا بیشتر آشنا می شویم :
غلامرضا مرشد ورزنده معروف به رضا ورزنده ، سال ۱۳۰۵
در كاشان متولد شد . پدرش كه با موسيقي بخوبي آشنائي داشت ، از كودكي او
را به اين سو كشاند و او نواختن سنتور را مجدانه آغاز كرد . در دهه ۳۰ ،
به تهران آمد و در راديو به كار مشغول شد در اين رسانه، او كنار اساتيدي
نظير صبا و محجوبي، معلومات خود را اعتلا بخشيد و سبك شخصي سنتورنوازي
خود را كاملتر كرد . سنتور او نيز منحصر به فرد بود و اندازهاي متفاوت
نسبت به سازهاي مرسوم داشت . هنگام نواختن معمولاً ، حولهاي روي سيمها
انداخته ، آن گاه روي ساز مينواخت .
ورزنده با سب و شيوهاي كاملا شخصي مينواخت و در هنر بداهه او را از
تواناترین هنرمندان زمان خویش می دانند . توجه به جملات آوازي ، ريزهاي پر
، تحرك بسيار در اجراي جملهها ، سونوريته شفاف اما ويژه و خاص از
ويژگيهاي ساز او به شمار ميرود . نكته جالب آن كه هنرمند بزرگ آواز ايران
، محمدرضا شجريان ، اولين آواز خود را سال ۱۳۴۶ در راديو به همراه سنتور
مرحوم ورزنده اجرا كرد . اين همراهي سبب پيدائي دوستي و الفتي ديرينه و
عميق گرديد . شجريان كه خود با نوازندگي سنتور آشنائي داشت و از محضر
ورزنده و پايور بهره برده بود ، چنان علاقهاي به ورزنده داشت كه در
مصاحبهاي اعلام كرد : وقتي در سال ۱۳۵۵ ورزنده درگذشت ، همان روز به ياد
او قدري سنتور نواختم و بعد از آن ديگر هيچگاه دست به اين ساز نزدم».
شخصي بودن و دروني بودن سبك ورزنده از سوئي و عدم تدريس منظم شيوه او از
سوي ديگر ، سبب شد تا شيوه نوازندگي سنتور ورزنده ، چندان گسترش نيابد و
حتي به فراموشي سپرده شود . با اين حال ، ميتوان بداههنوازيهاي او را
بتنهائي يا در كنار ساز اساتيد ديگر بارها شنيد و نكتههاي فراواني آموخت
. سرانجام این نوازنده توانا در سوم بهمن سال ۱۳۵۵ در حال نواختن سنتور
بدرود حیات گفت . يادش گرامي باد .

نکته : - براي ديدن سايت استاد ورزنده احتمالاً نياز به ف.ي.ل.ت.ر.ش.ك.ن داشته باشيد!
- آلبوم تكنوازي استاد نيز اخيراً منتشر شده : آلبوم تکنوازی سنتور ورزنده منتشر شد
- درخصوص اين هنرمند كاشاني منابع اينترنتي كمي منتشر شده است كه همت دوستان و همشهريان او را مي طلبد
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
نظام
وفا فرزند ميرزا محمود در سال 1267 در بيدگل كاشان به دنيا آمد . نظام وفا
از شش سالگي به مكتب رفت و خواندن ونوشتن آموخت . پس از تحصيلات مقدماتي
به تحصيل علوم ادبي زبان عربي پرداخت . وي چندي در سلك طلاب حوزه ي علميه
قم به تحصيل مشغول شد و مدتي نيز به تحصيل طب قديم پرداخت . آنگاه به نجف
رفت و مدت دو سال به تكميل معلومات خود پرداخت و پس از بازگشت به ايران در
تهران رحل اقامت افكند . و زبان فرانسه را در مدرسه آليانس فرا گرفت .

در
خلال اين احوال ، وارد فعاليت سياسي گرديد و هنگامي كه مجلس شوراي ملي به
امر محمد علي شاه به توپ بسته شد ، او در مدرسه ي سپهسالار همراه مجاهدين
مشغول دفاع بود . مدتي نيز دستگير و زنداني گرديد . پس از آزادي دست از
فعاليت هاي سياسي كشيد و به كار تدريس و تعليم مشغول شد. و مدتي در وزارت
فوايد عامه و سپس در وزارت فلاحت به عنوان رييس بازرسي مشغول كار شد و تا
مدير كلي آن وزارتخانه ارتقاء يافت . نظام وفا در سال 1343 در تهران به
درود حيات گفت .
والدين و انساب : نظام
وفا فرزند ميرزا محمود ،امام جمعه كاشان ،بود . نسبت وي به صباحي بيدگلي
شاعر معروف مي رسد،مادر نظام وفا از زنان شاعره ي زمان خود بود و در شعر
«حيا » تخلص مي كرد . [سيد محمد باقر برقعي ، سخنوران نامي معاصر ايران ،
ج 6 ، ص 3656 ]
تحصيلات رسمي و حرفه اي : نظام
وفا از شش سالگي به مكتب رفت و خواندن ونوشتن آموخت . پس از انجام تحصيلات
مقدماتي به تحصيل علوم ادبي زبان عربي پرداخت . وي ادبيات فارسي وعربي را
از سيد محمد كاشاني فراگرفت ، فقه ، اصول و كلام را از محضر سيد محمد رضا
مجتهد ، فلسفه را نزد پدرش آموخت .و چندي هم در سلك طلاب حوزه علميه قم به
تحصيل مشغول شد و مدتي نيز به تحصيل طب قديم نزد ميرزا محمد علي آقا جمال
كه از اطباء معروف زمان خود بود اين فن را آموخت ،آنگاه مدت دوسال به نجف
رفت و به تكميل معلومات خود پرداخت و پس از بازگشت به ايران در تهران رحل
قامت افكند و زبان فرانسه را در مدرسه آليانس فرا گرفت . [سيد محمد باقر
برقعي ، سخنوران نامي معاصر ايران ، ج 6 ، ص 3656 ]
استادان و مربيان : سيد محمد كاشاني ،سيد محمد رضا مجتهد ،ميرزا محمد علي آقا جمال . [سيد محمد باقر برقعي ، سخنوران نامي معاصر ايران ، ج 6 ، ص 3656 ]
وقايع ميانسالي : نظام
وفا بعد از بازگشت از نجف و با پايان بردن تحصيلات خود ،وارد فعاليتهاي
سياسي گرديد و هنگامي كه مجلس شوراي ملي به امر محمد علي شاه به توپ بسته
شد او در مدرسه سپهسا لار همراه مجاهدين مشغول دفاع بود . وقتي كه مجاهدين
از پاي درآمدند نظام وفا فرار كرد و مدتي مخفي شد ،اما سرانجام دستگير و
زنداني شد . [سيد محمد باقر برقعي ، سخنوران نامي معاصر ايران ، ج 6 ، ص
3656 ]
زمان و علت فوت : نظام وفا در سال 1343 در تهران بدرود حيات گفت . [سيد محمد باقر برقعي ، سخنوران نامي معاصر ايران ، ج 6 ، ص 3656 ]
مشاغل و سمتهاي مورد تصدي : نظام
وفا در وزارت فوايد عامه وسپس در وزارت فلاحت به عنوان رئيس بازرسي مشغول
كار شد . تا مدير كلي آن وزارتخانه ارتقاء يافت . [سيد محمد باقر برقعي ،
سخنوران نامي معاصر ايران ، ج 6 ، ص 3656 ]
شاگردان : از
شاگردان نظام وفا درمدرسه آليانس ،علي اسفندياري (نيما يوشيج پدر شعرنو
)بود كه زبان فرانسه و نيز ادبيات جديد را ازوي آموخت . [سيد محمد باقر
برقعي ، سخنوران نامي معاصر ايران ، ج 6 ، ص 3656 ]
منبع:بخش كتابخانه آموزشگاهي سايت رشد نکته : با تشكر از وبلاگ آران و بيدگل؟شايد (آقاي عموزاده بيدگلي) به جهت يادآوري
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
حیف این باغ کز جفای فلک / مقتل میرزا تقی خان شد
یکصد و پنجاه و هفت سال پیش در چنین روزی حمام باغ
تاریخی فین کاشان شاهد یکی از غم انگیزترین وقایعی بود که تاکنون در تاریخ
آن اتفاق افتاده. شهادت میرزاتقی خان امیرکبیر صدراعظم باکفایت ناصرالدین
شاه قاجار حاصل دسیسه استعمار خارجی و توطئه استبداد داخلی بود.

میرزاتقی
خان فراهانی ملقب به امیرکبیر فرزند کربلایی قربان آشپز قائم مقام فراهانی
(صدراعظم محمد شاه قاجار) بود. او از طبقات پایین اجتماعی شروع نموده و به
واسطه همت عالی و نیز نبوغ ذاتی خود توانست تا بالاترین مقامات مملکتی رشد
نماید. خدماتی که این مرد در طول دوران کوتاه زمامداری خویش به ایران و
ایرانی نمود نامش را در زمره ارجمندترین میهن پرستان قرار داد. آشنایی با
خدمات امیرکبیر بر هر ایرانی وطن پرست واجب است.
یکی از مهمترین اقدمات امیر مبارزه با رابطه بازی یا همان پارتی بازی
است. تصویر زیر که نامه ایست مابین امیر و شاه (با دستخط خود امیر) اشاره
به همین موضوع دارد:

دریافت دستخط امیرکبیر
قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیره همایونی
به شکستن لبه نان مشغولم خبر رسید که شاهزاده موثق الدوله حاکم قم را که
به جرم رشاء و ارتشاء معزول کرده بودم به توصیه عمه خود ابقاء فرموده و
سخن هزل بر زبان رانده اید.
فرستادم او را تحت الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت با توصیه عمه و خاله نمی شود.
زیاده جسارت است. تقی
برای آشنایی بیشتر با کارهای امیرکبیر می توانید از لینک زیر استفاده کنید:
امیرکبیر در ویکی پدیا
محل دفن امیرکبیر در کربلا (حرم امام حسین علیه السلام) است که عکسی از آن
در دست نیست اما تصویر زیر مربوط به محل شهادت امیر در حمام فین کاشان است
(که البته صحنه شهادت با مجسمه بازسازی شده است). برای شادی روحش فاتحه
بخوانید.

مشاهده و مطالعه منابع زیر هم مفید است:
یادنامه امیرکبیر ؛ بزرگ صدراعظم ایران (سایت تبیان)
مشاهده تصاویری از امیرکبیر
ویژه نامه شهادت امیرکبیر در سایت صدا و سیما
امیرکبیر در سایت فرهنگسرا
یادداشتی جامع در ارتباط با امیرکبیر (وبلاگ شخصی آقای مسعود رمضانپور)
نکته : یکی از معروفترین کتابهایی که در مورد زندگی
و کارهای امیرکبیر نوشته شده کتاب 'امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار'
نوشته آقای هاشمی رفسنجانی است که بالغ بر ۵۸۸ صفحه است. من عمده مطالب
این کتاب را مطالعه کرده و بدون اغراق همواره از خواندنش احساس غرور
(غروری آمیخته به افسوس) کرده ام. این کتاب را برای دانلود می گذارم که
البته متاسفانه سایت منبعش را فراموش کرده ام تا لینکش را بگذارم.
دانلود کتاب 'امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار'
برای استفاده از این فایل باید به لینک زیر مراجعه کنید:
برنامه مربوط به مشاهده فایلهای DJVU
استفاده از این کتاب به همه مخصوصاً دوستان راهنما توصیه می شود.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
آيت الله العظمي مير سيد علي يثربي فرزند سيد
محمدرضا بن سيد اسماعيل مجتهد در سال 1311 ه. ق در كربلا چشم به جهان گشود
. در سن 5 سالگي همراه پدر به كاشان آمد و در اين شهر تحصيلات خود را نزد
پدر و ديگران آغازكرد و پس از آن در سال 1331 ه.ق رهسپار نجف اشرف شد و در
آن پايگاه علمي از محضر بزرگاني چون سيد ابوالحسن اصفهاني ، سيد محمد كاظم
يزدي ، شريعت اصفهاني ، آقا ضياالدين عراقي و ميرزا محمد حسين نائيني بهره
ها برد .

وي
در فراگيري علوم كوشا بود بطوريكه مورد توجه آقاضياء الدين عراقي قرارگرفت
. آيت الله يثربي اكثر رشد و ترقي خود را مرهون تحقيقات آقا ضياءالدين
عراقي در اصول و سيد محمد كاظم يزدي در فقه مي دانست .
مشاراليه در سال 1339 ه .ق بنا بر اشاره پدرش به كاشان بازگشت ولي طولي
نكشيد كه حاج شيخ عبدالكريم حائري از پدر آيت الله يثربي خواست كه فرزند
خود را به قم بفرستد . آيت االه يثربي در سال 1341 ه.ق به قم عزيميت كرد و
در جلسات درس و بحث حاج شيخ عبدالكريم شركت جست و خود نيز در آنجا به تدريس
پرداخت . از شاگردان اين دوره وي مي توان به آيات عظام : امام خميني ، سيد
محمد يزدي معروف به داماد ، سيد شهاب الدين مرعشي نجفي ، شيخ هاشم آملي
و... اشاره كرد .
آيت الله يثربي در سال 1347 ه.ق پس از درگذشت پدرش به كاشان آمد و سرپرستي
خانواده پدري را بر عهده گرفت و در اين شهر سكونت اختياركرد .
آيت الله يثربي از علما و مدرسان بزرگ قرن چهاردهم بود كه عمري را به
تدريس و ارشاد طالبان علم در حوزه هاي علميه قم و كاشان سپري كرد و عده اي
از فقهاي بزرگ معاصر خوشه چين خرمن دانش او بودند .
رساله عمليه معظم له به نام سفينه النجاه در سال 1335 ه.ش به چاپ رسيد و
آثار ديگر وي جزواتي در اصول و حاشيه بر عروه الوثقي مي باشد .
سرانجام اين چهره علمي به تاريخ پنجم رجب 1379 برابر با 13 دي ماه سال
1338بدورد زندگي گفت و در زيارت حبيب ابن موسي (ع) در مقبره خانوادگي به
خاك سپرده شد
آيت الله يثربي داماد آيت الله حاج شيخ جعفر الهي نراقي بود .
منبع:
پورتال خبری کاشان
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
دهم ديماه سال ۱۳۵۸ سالروز درگذشت سيد جواد بديعزاده است. هنرمندي كه با
تمام هنرش هنوز براي جامعه هنر دوستان و ملت ايران به خصوص، آن طور كه
بايد شناخته نشده و ميبايست براي شناخت بيشتر او و آثارش در هنر موسيقي
اصيل و سنتي ايران هرچه بيشتر مداقه و كاوش كرد تا شايد روزي آنطور كه در
خور شان اوست به علاقمندان موسيقي اين مرز و بوم شناسانده شود.

«استاد
سید جواد بدیع زاده» از هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی ایران در سال 1281 شمسی
در تهران به دنیا آمد. پدرش «آقا سید رضا بدیع کاشانی» ملقب به «بدیع
المتکلمین» روحانی مشروطه خواه روشن اندیشی بود كه به سيد انارى شهرت
داشت. وی فرزندش را نيز غالباً به مجالس وعظ و روضه خوانى خود مى برد تا
با شيوه آوازخوانى مذهبى آشنا شود. بديع المتكلمين با تسلط کافی بر ردیف
موسیقی ایرانی، پسر خود را نیز به فن آواز موذنی و روضه خوانی و تعزیه
آشنا ساخت و او از تجربیات پدر استفاده کرد و به فراگیری گوشه ها و ردیف
های موسیقی دستگاهی ایران پرداخت. جواد، موسيقى رديف سنتى و گوشه هاى بی
شمار آن را از پدر و نيز از دایى خود «میرزا یحیی سعید واعظین» كه او نيز
از واعظان خوش صداى زمان خود بود، فرا گرفت.
او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه تدین و دوره متوسطه را در مدرسه آلیانس
فرانسوی ها و سپس دارالفنون به پایان رساند و از سال 1304 تا 1331 در مجلس
شورای ملی استخدام شد و به عنوان نماینده خدمت کرد.
استاد بدیع زاده علاوه بر خوانندگی در امر آهنگسازی نیز از بزرگان موسیقی
ما به شمار می آید. در سال ۱۳۰۴ كه كمپانى انگلیسی صفحه پركنى «هيز
مسترزويس» به قصد تهیه و ضبط صفحه از نواختهها و خوانده های هنرمندان
ایرانی نماینده خود را به ایران اعزام کرد و شعبه خود را در تهران گشود،
بدیع زاده به عنوان نخستين خواننده مرد، با معرفی و توصیه عبدالحسین خان
شهنازی، انتخاب شد و اولین صفحه او با عنوان «جلوه گل» روانه بازار شد که
شامل دو قطعه آواز و سه تصنيف از ساخته هاى خودش بود. از آن پس تا سال
۱۳۱۴ بديع زاده ۲۴ تصنيف ساخت كه همه روى صفحه ضبط شده است. او در سال هاى
بعد در سفرهایى به حلب و بيروت و برلين و شبه قاره هند، بر شمار ضبط آهنگ
هاى خود افزوده است.
از ميان آفريده هاى معروف او مى توان از سرود «ايران، كشور داريوش» و
ترانه هاى جلوه گل، داد دل، دل افسرده، هديه خاك، گل پرپر و «خزان عشق»
ياد كرد. «خزان عشق» كه تا زمان ما جاذبه خود را حفظ كرده در سال ۱۳۱۳ در
پيوند با متنى عاشقانه از «رهى معيرى» ساخته شده است.
استاد بدیع زاده با افتتاح رادیو به جمع هیات ارکستر آن زمان رادیو پیوست
و در کنار استادانی چون «حسین تهرانی»، «مرتضی نی داوود»، «حبیب سماعی» و
«استاد ابوالحسن صبا» آثار با ارزشی را در حوزه موسیقی ایرانی پدید آورد.
استاد بدیع زاده سال ها عضو شعر و موسیقی رادیو تهران بود.
جواد بديع زاده، سرانجام در دى ماه سال ۱۳۵۸ در سن هفتاد و هشت سالگى، بر
اثر دومين سكته مغزى، در تهران چشم از جهان فرو بست. از او صفحات و
نوارهای بسیاری بر جای مانده است که همه از درخشان ترین آثار موسیقایی است.
روانش شاد و یادش گرامی باد.
منبع:
سايت ايران ترانه نکته : براي اطلاع بيشتر:
وبلاگ نشان عشق
سايت ايران الد (متني كامل از زندگينامه استاد بديع زاده)
- آهنگ مشهور مشدي ممدلي از استاد بديع زاده است.
- در سایت ایران ترانه می توانید بعضی از آهنگ های استاد بدیع زاده را گوش کنید.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
محمود منشي شاعر تواناي معاصر در سال 1302 ه.ش در
كاشان قدم به عرصه هستي نهاد . پدرش حسينعلي منشي از شعراي صاحب شهرت بود
. محمود نخست تحت تربيت پدر پرورش يافت و همراه بااين تربيت از محضر ميرزا
حسن ناصري دايي پدر خويش كسب فيض كرد و كم كم به رموز و فنون ادب فارسي و
هنر شاعري آشنا شد و به تكميل آن پرداخت . با درگذشت ناصري ، محمود در
خدمت آيت الله حاج ميرزا مجدالدئين نراقي كه در ادبيات صاحب نظر بود بهره
وافي برد .

محمود
منشي خود مي نويسد : روزگاري نيز كه مرحوم خالصي زاده – طاب ثراه – در
شهر كاشان بسر مي برد ، نزد وي به تكميل قواعد و نحو پرداختم و از
تلاميذحلقه درس تفسيرآْن شادروان به شمار مي بودم .
اين شاعر از سال 1323 ه.ش مقيم تهران شد اما هيچگاه رابطه خود را با
زادگاهش كاشان نگسست و شاهد اين سخن ، اشعار غرايي است كه در باره اين شهر
سروده است .
پس از اقامت در تهران ، با اغتنام فرصت و آشنايي با " ميراسماعيل يزداني
سبزواري " بهره معنوي و علمي بسياري برده و از خرمن فضايل وي خوشه ها چيد .
منشي با پذيرفتن عضويت هيئت تحريريه روزنامه كيهان به جمع نويسندگان حرفه
اي پيوست و اين آغاز نويسندگي تا پايان عمر وي ادامه يافت و نتيجه اين
زحمات منثوري است كه برخي از آنها انتشار يافته و بعضي ديگر به طبع نرسيده
است .
محمود از سال 1347 ه.ش عضو فرهنگستان شد و تا سال 1363 ه.ش اين عنوان را
داشت و همچنين چند سالي چند ، استاد هنرستان موسيقي بود در ماده " ريتم
شعرفارسي " تدريس مي كرد و در ضمن سرپرستي مجله "هفت هنر " به عهده او
بود .
فراهم آورنده " دفتر شعردري " غلامحسين رضا نژاد " نوشين " زبان و سخن منشي را در قصيده ، چنين بيان مي كند :
" زبان منشي در بين قصيده پردازان نيم قرن اخير نه كم نظير ، كه به حق بي
نظير است ، زيرا در ترتيب قصيده و نظم سخن ، روان تر و صاف تر از چشمه
ساران بهاريست و در ميان معاصران كه همه آنها را به خوبي مي شناسم و
آثارشان را خوانده ام ، سخنوري را سراغ ندارم كه در استادي و مهارت و تسلط
بر كلام ، با منشي همسري و برابري كند ، چه رسد كه از او سبقت گيرد"
منشي گذشته از آن كه در قصيده سرايي تخصصي ماهرانه داشت در نويسندگي نيز
چيره دست بود و در نثر ، كلامي استوار و فصيح داشت ، چنان كه دو اثر
معروفش " سلام برحسين " و " صادق آل محمد " شاده صادقي براين مدعاست .
نوشين در باره نثر او مي گويد " " در ميان همه نويسندگان معاصر ، بي هيچ
شايبه اغراق و مبالغه ، نثر از حيث ايجاز و اختصار و ساده نويسي از عالي
ترين امتياز برخوردار است . دليل اين امر ، حدود نيم قرن همكاري با
مطبوعات كشور و كسب تجارب و تحصيل آزمونهاي فني بود كه به جز آن استاد
كمتر كسي بدان دست يافت .
منشي نسبت به ائمه دين عليه السلام اخلاصي فراوان داشت و در مدح و منقبت آنان قصايدي بلندو بليغ سروده است .
وس در شعر " محمود " تخلص مي كرد و در برخي از قصايد خود از آن بهره جسته
است و اين بدان جهت بود كه پدرش حسينعلي منشي ، تخلص "منشي : را اختيار
كرده بود .
وفات محمود منشي در تهران به تاريخ دي ماه سال 1364 ه.ش اتفاق افتاد و
پيكرش به كاشان حمل گرديد و در مقبره خانوادگي پدرش در مزار دشت افروز به
خاك سپرده شد .
از آثار وي توان به 1 – سلام بر حسين 2 – صادق آل محمد 3 – دفتر شعردري
(ديوان اشعار) 4 – معيارشناسي در شعر فارسي 5 – كاشان و ادبيات 6 – كتاب
گمشدگان (شرح حال ) 7 – سرگذشت ( مجموعه داستان )8 – واژه نامه بسامدي
اشعار شهيد بلخي 9 – واژه نامه بسامدي ديوان منوچهر دامغاني 10 – واژه
نامه بسامدي منظومه "ويس و رامين" 11 – واژه نامه گرشاسب نامه اسدي طوسي
با همكاري دوتن از پژوهشگران فرهنگستان زبان 12 – واژه نامه ديوان
ناصرخسرو 13 – واژه نامه اشعار ابوشكور بلخي 14 – واژه نامه همكرد در
اشعار نظامي با همكاري يكي از محققان فرهنگستان 15 – ويرايش واژه نامه
بسامدي رساله "معيار العقول " 16 – ويرايش واژه نامه "جوديه " 17 – ويرايش
"رگ شناسي " بوعلي سينا 18 – واژه هاي معرب "منتهي الارب" ، " صراح
اللغه" ، " فرهنگ جهانگيري " و " برهان قاطع اشاره نمود .
اين قصيده از او است :
بسته استغناي من ، دربند عزلت پاي من / پاي من شد بسته زنجيراستغناي من
بي نيازم كرده از حلق جهان ، طبع بلند / زان سبب پيجيده اندر دامن من پاي من
آز را در ديده خاك اعشانده و سيمرغ وار/ جسته بر قاف قناعت ، اشيان عنقاي من
شاخه كج نيستم ، تا سر فروآرم به خلق /سرو آزادم ، نيايد كژي از بالاي من
مام من ازاده ام زاده است و جز آزادگي / بر پسرننهاده ميراث دگر ، باباي من
دست خود را شسته ام ، ز آلايش آز و نياز / بي نيازي ، گرد آز افشانده ، از سيماي من
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
بهرام
بیضایی در 5 ديماه سال ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. خانوادهاش اهل کاشان
و آنگونه که خود بیضایی ميگويد، در کار تعزیه بودند. وي تحصیلات دانشگاهي
خود را در رشته ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام اداره کل
ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد.

فيلمسازي
را با فیلم برداری یک اثر هشت میلیمتری چهار دقیقهای سیاه و سفید در سال
۱۳۴۱ آغاز کرد و سپس اولین فیلم بلندش «رگبار» را در سال ۱۳۵۱ ساخت. آخرین
فیلمی که از او به نمایش عمومی درآمد «سگ کشی» (۱۳۸۰) بود.
بهرام بيضايي در طول 45 سال فعاليت و حضور مستمر خود در عرصه هنر و
سالهایی که مجال فیلمسازی را نداشت، به نوشتن نمایشنامه و فیلمنامه مشغول
بود. اغلب آن آثار نظير«عمو سیبیلو»، «یار تنها»، «رگبار»، «سفر»، «غریبه
و مه»، «حقایق درباره لیلا دختر ادریس»، «چریکه تارا»، «کلاغ»، «چشم
انداز»، «آهو»، «سلندر»، «سیاوشخواني»، «آوازهای ننه آرسو»، «حورا در
آینه»، «مقصد»، «اعتراض» و «لبه پرتگاه» طي چهار دهه گذشته چاپ و منتشر
شدهاند.
وي در سال 1366 نامزد لوح زرین بهترین تدوین در جشنواره فیلم فجر براي
فيلم «شاید وقتی دیگر» شد و در سال 1373 نيز براي نگارش فيلمنامه
«روزواقعه» سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را دريافت كرد.
اين نويسنده و فيلمساز در سال 1370 سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی، سیمرغ
بلورین جایزه ویژه هیات داوران و سیمرغ بلورین بهترین تدوین را براي فيلم
«مسافران» به خانه برد.
وي همچنين در سال 1379، برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه، نامزد تندیس
زرین بهترین فیلمنامه در جشن خانه سینما، نامزد سیمرغ بلورین بهترین
کارگردانی و نامزد سیمرغ بلورین بهترین فیلم براي فيلم سينمايي « سگ كشي»
شد.
«بهرام بیضایی» را مي توان هنرمندي دانست که علاوه بر عرصه نويسندگي و
فيلمسازي، در صحنه تئاتر هم فعال بوده است.ا و در سالهای دهه ۱۳۴۰
کتابهایی را درباره تئاتر در چین، ژاپن و ایران منتشر کرده که هنوز هم
منبع درسی دانشجویان تئاتر به شمار ميآيد.
منبع:
خبرگزاري كتاب ايران نکته : 1- براي اطلاعات تخصصي در مورد بهرام بيضايي به اين لينك در دانشنامه ويكي پديا مراجعه نماييد.
2- پدر بهرام بيضايي ؛ زكايي بيضايي شاعر و تعزيه خوان و از اهالي آران و بيدگل بوده است.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
اصغر
هاشمي متولد اول دی ماه 1332 كاشان است. وي كار هنري و حرفه اي را با
دستياري كارگرداني ساموئل خاچيكيان شروع كرد و چندين سال به عنوان دستيار
كارگردان با كارگردانان متفاوتي همچون محمد متوسلاني و محمدعلي نجفي به
همكاري پرداخت. هاشمي در سال 1364 اولين فيلم سينمايي خود را با نام
«روزهاي انتظار» ساخت.
فیلم شناسی
کارگردان : (۹)مورد
۱ - مجردها (۱۳۸۳)
۲ - نگين (۱۳۸۰)
۳ - زندگي (۱۳۷۶)
۴ - گروگان (۱۳۷۴)
۵ - مهريه بي بي (۱۳۷۳)
۶ - دو همسفر (۱۳۷۰)
۷ - در آرزوي ازدواج (۱۳۶۹)
۸ - زير بامهاي شهر (۱۳۶۸)
۹ - روزهاي انتظار (۱۳۶۵)
دستيار كارگردان : (۵)مورد
۱ - آن سوي مه (۱۳۶۴)
۲ - مرز (۱۳۶۰)
۳ - انفجار (۱۳۵۹)
۴ - كوسه جنوب (۱۳۵۶)
۵ - بوسه بر لبهاي خونين (۱۳۵۲)
نويسنده : (۵)مورد
۱ - نگين (۱۳۸۰)
۲ - زندگي (۱۳۷۶)
۳ - دو همسفر (۱۳۷۰)
۴ - در آرزوي ازدواج (۱۳۶۹)
۵ - زير بامهاي شهر (۱۳۶۸)
طرح اوليه داستان از : (۱)مورد
۱ - زاگرس (۱۳۸۴)
تهيه كننده : (۳)مورد
۱ - مهريه بي بي (۱۳۷۳)
۲ - دو همسفر (۱۳۷۰)
۳ - روزهاي انتظار (۱۳۶۵)
تدوين : (۱)مورد
۱ - نگين (۱۳۸۰)
طراح صحنه : (۲)مورد
۱ - زير بامهاي شهر (۱۳۶۸)
۲ - روزهاي انتظار (۱۳۶۵)
منبع: سایت سوره سینما (بانک جامع اطلاعات سینمای ایران)
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
بیست
و نهم آذرماه سالروز درگذشت ابوالحسن صبا یکی از نوابغ كاشاني الاصل عرصه
موسیقی ایران زمین است . کسی که با نوآوری و پژوهش در زمینه موسیقی ایرانی
موجبات تطبیق آن با علم جدید موسیقی را فراهم نمود و با تحقیق در مورد
موسیقی محلی ایرانی فصلی نو را در آن گشود .
وی
به روایتی در سال ۱۲۸۱ و به روایت دیگری در چهاردهم فروردین ماه ۱۲۸۲، در
محله ظهیرالسلام تهران زاده شد. پدرش، ابوالقاسم خان کمال السلطنه، مردی
از خاندان فضل و هنر نوه محمودخان صبا، ملك الشعراى درباره فتحعلى شاه
قاجار بود (محمود خان کاشانی و مدتی نیز فرماندار کاشان و قم و نواحی
اطراف بوده است) . ابوالحسن که بعدها نام جد بزرگش صبا را بری نام
خانوادگی خود برگزید، از همان کودکی علاقه خاصی به موسیقی داشت به طوریکه
در پنج سالگی به انگشتان پاهایش نخ می بست و با کمک دهانش صدای تار در می
آورد . صبا به نواختن همه سازهای موسیقی ردیف چیرگی پیدا کرد و تمام
سازهای ایرانی را در حد استادی مینواخت و ویولن و سهتار را به عنوان
سازهای تخصصی خود برگزید .
ابوالحسن صبا چهل سال تمام ساز نواخت و
تعلیم داد و در ارکسترها شرکت کرد و کتاب نوشت و درتمام جریانهای موسیقی
ایران تأثیر مستقیم و مثبت داشت. وی در تمام رشتههای موسیقی ایران و حتی
سایر هنرها همچون ساختن ساز و نقاشی و ادبیات مهارت داشت و دانشنامهای
جامع از علم و عمل موسیقی ایران بود .
مکتب نوین موسیقی ایران که از
درویش خان آغاز شده بود با صبا به اوج رسید وشاگردان صبا نیز پیرو راه او
شدند . صبا نخستین موسیقیدان ایرانی است که موزهای ویژه ازاو (منزل شخصی
صبا) تأسیس شده و به نام خود او در تهران خیابان ظهیرالسلام واقع است .

ابوالحسن
صبا تا آخر عمر خود به تعلیم موسیقی مشغول بود . وی در ۲۹ آذرماه سال ۱۳۳۶
در سن پنجاه و پنج سالگی بر اثر بیماری قلبی در تهران در گذشت و با یک
تشییع جنازه با شکوه در گورستان ظهیرالدوله تهران به خاک سپرده شد .
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
فرخ
غفاری، پژوهشگر، نويسنده و کارگردان قديمی کاشانی الاصل سينمای ايران و
پايه گذار فيلمخانه ملی ايران در روز 7 اسفند ماه 1300 شمسی تهران به دنیا
آمد ، فارغ التحصيل ادبيات از دانشگاه گرونوبل فرانسه است. وي فعاليت هنري
را با تئاتر در فرانسه آغاز كرد. او سينماي حرفه اي را با ساخت فيلم «جنوب
شهر» تجربه كرد. از ديگر فعاليت هاي جنبي غفاري ميتوان به تأسيس كانون ملي
فيلم در تهران، محقق تاريخ سينماي ايران، مديرعامل فدراسيون بين المللي
آرشيوهاي فيلم در پاريس، مؤسس و مدير آرشيو فيلم ايران و فيلمخانه ملي
ايران، معاون فرهنگي سازمان راديو و تلويزيون ملي ايران، قائم مقام
مديرعامل جشن هنر شيراز و مدير نخستين جشنواره جهاني فيلم تهران اشاره كرد.
وی در طول فعالیت فیلمسازیاش «زنبورک»،«شب قوزی»،«عروس کدومه»،«جنوب شهر»
را ساخت و نام خود را به عنوان سینماگری پیشرو و متعلق به سینمای روشنفکری
ثبت کرد. از فیلم "شب قوزی" مرحوم غفاری به عنوان يکی از برجسته ترين آثار
سينمای قبل از انقلاب ايران ياد می کنند. بسياری از کارشناسان سينمای
ايران فرخ غفاری را در کنار ابراهيم گلستان و فريدون رهنما پايه گذار
سينمای متفاوت و جريان روشنفکری ايران می دانند. فرخ غفاری کمی پيش از
انقلاب از ايران خارج شد، در پاريس اقامت گزيد و ديگر به ايران
بازنگشت.مرحوم فرخ غفاری همچنین کتاب "تئاتر ایرانى" را با همکار مرحوم
بکتاش تالیف و تدوین نمود.
غفاری در بعد از ظهر روز یکشنبه 26 آذر 1385 در بيمارستانی در شهر پاریس درگذشت.

منابع:
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
محمد هاشم تراب فرزند حسين تاجر كاشاني به سال 1352
ه.ش زاده شد و در دامن مادري به نام خورشيد پرورش يافت و از پرتومهرش بهره
مند شد .

وي
تحصيل خود را در يكي از مكتب خانه هاي كاشان آغاز نمود . محمد هاشم در اين
مكتب براي اولين بار شروع به سرودن شعركرد و ماجرا چنان بود كه معلم طفل
بي گناهي را برفلك بسته و بي رحمانه مي زد . تراب از اين صحنه سخت متاثر
مي شود و نخستين بيت از سروده هاي خود را به زبان مي آورد و از مكتب دار
مي خواهد تا از اين عمل دست بردارد .
تراب با يافتن ذوق شاعرانه در خود به وادي شعر و ادب قدم نهاد و در خدمت
شعرا و ادباي آن عهد كاشان كسب فيض مي كند و از جمله استادان وي در اين
مرحله سيد منزوي است كه محمد هاشم از محضر اين شاعر بهره بسيار برد
محمد هاشم در سالهاي نوجواني بود كه پدرش را از دست داد و براي امرار معاش
، شغل دوزندگي را برگزيد ، خياط خانه تراب در بازارچه ملك بود كه با منزل
مسكوني او در كوچه تبريزيها فاصله چنداني نداشت . وي سالها به اين شغل
ادامه داد ولي در سنين بالا كه توان كاركردن ازاو سلب شده بود دست از حرفه
برداشت و در خانه به كار شاعري و نقاشي مي پرداخت . تراب كه نقاش توانايي
هم بود و در هنرش بيشتر به نقاشيهاي قهوه خانه اي و مجالس بزم و ميدان هاي
رزم و از جمله صحنه هايي از واقعه كربلا توجه داشت .
افزون بر اين محمد هاشم از علم رمل آگاه بود و به ياري اين علم ، مطالبي
براي سئوال كننده اظهار مي داشت كه موجب تعجب حاضران مي شد . وي همچنين با
علوم غريبه و ادعيه و اوراد ، كارهايي انجام مي داد كه شگفتي همگان را بر
مي انگيخت و كارهايش در اين مورد شهرتي داشت . تراب شاعري پركار بود
بطوريكه سروده

هايش به صدهزار بيت مي رسيد ولي از آنجائيكه اهتمام چنداني به تدوين آثار
خود نداشت مقداري از سروده هايش در دست اشخاص متفرق شده وبا از ميان رفته
است . شاعر در منزلش در اتاقي كه در آن مي نشست صندوق بزرگي داشت كه مخزن
اشعارش بود . بدين ترتيب كه سروده هاي خود را بر روي قطعات متفذقه كاغذي
كه به دست مي آورد مي نوشت و در اين صندوق مي انداخت تا در سر فرصت آن را
پاكنويس كند . بعد از مرگ او يكي از ادب دوستان كاشاني به نام رضا قوامي
كه مقيم تهران بود اين اوراق پراكنده را بازنويسي كرد و از آن ديواني براي
تراب فراهم گرديد .
گذشته از اين آثار ديگري از شاعر در زمان حياتش به طبع رسيده است مانند
ليلي و مجنون با تصويرهايي به قلم شاعر و دو منتخب از اشعار او و از آثار
چاپ نشده ديگر : مثنوي عاشقانه " داستان عشق شيرويه با سيمين دختر شاه
منظر در حدود سه هزار بيت ، تراب در اشاره به شيرو و سيمين مي گويد :
تراب از عشق شيرويت غرض چيست ؟/ كه كس را از تو دل آشفته تر نيست
اگر شيروبه سيمين بود مايل / به شيرو داد سيمين هم زكف دل
منم آن عاشق محروم افكار / كه بيزار است از من بي وفا يار
چون برخيزم زجا پيشش به خدمت / كند زان خدمتم هرجا مذمت
تراب در انواع شعر طبع آزمايي كرده قصايدش بيشتر در مدح چهارده معصوم (ع) و گاهي براي برخي از رجال و بزرگان كاشان است .
او عضو انجمن ادبي صبا بود و در اواخر عمر در
تهيدستي مي زيست . با وجود اين مناعت طبع شگفت انگيزي داشت و دست نياز پيش
كسي دراز نمي كرد و براي لقمه ناني به ستايش اين و آن نمي پرداخت تنها
اندوخته وي به هنگام مرگ مختصروجهي بود كه در دفترچه پس انداز بانكي خود
نهاده بود كه هزينه كفن و دفنش باشد .
تراب در طول زندگي مجرد زيست و تاهل اختيار نكرد و
سرانجام در 21 آذر سال 1338 به سراي باقي شتافت و در مزار شيخان كاشان به
خاك سپرده شد .
اهل دل راگرگذارافتد سرخاك تراب / بشنودبا گوش دل از تربتش غوغاي دوست
حسينعلي منشي اين قطعه را براي سنگ مزارش سروده است .
شمع جمع سخنوران هاشم / كه تخلص به شعر داشت تراب
آن كه در عين حاجت از همه خلق / بود او بي نياز در هرباب
آن كه پيوسته گوهر نظمش / هست رخشنده همچو در خوشاب
رفت از اين عاريت سرا بيرون / چشم پوشيد از اين جهان خراب
رفت و از بهر يادگارگذاشت / مرگ او داغ بر دل احباب
بود چون مادح پيمبر و آل / كردگارش دهد اجر و ثواب
گفت "منشي " مه سال تاريخش / هركه خواهد درآورد به حساب
سيصدو سي و هشت بعد از هزار/ ماه آذرتراب شد به تراب
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
جلال الدين الحسيني مويد الاسلام در روز شنبه 13 رجب
1280 هجري در كاشان محله كلهر از بطن خانم سلطان دختر آقا ميرمحمد علي شيخ
الاسلام به دنيا آمد . پدر او مرحوم سيد محمدرضا مجتهد كاشاني است .
خاندان وي پدر در پدر اهل علم و اجتهاد بوده اند . برادر كوچك آقاي مويد
ميرسيد حسن كاشاني مدير روزنامه يوميه "حبل المتين " در تهران و در
مشروطيت ايران خدمات مهمي كرده است . برادر بزرگ آقاي مويد ، حاجي سيد
محمد علي معروف به آقابزرگ بوده است . خواهر او فرخ سلطان كه قبل از عروسي
فوت كرده است و ملك خانم كه در حيات مي باشد . همشيره زاده او آميرزاخليل
الله اكنون مجتهد معمم كاشان است .

آقاي
مويد تحصيلات ابتدايي يعني فارسي و مقدمات عربي را در كاشان نموده و پس از
فوت پدر با برادر بزرگ خود براي تكميل تحصيلات به اصفهان رفت . بدوا" در
مدرسه حكيم خدمت حجت السلام مرحوم عبدالمعالي به تعليم سطوح پرداخت و سپس
در مدرسه صدر در درس آخوند ملامحمد كاشي و ايت الله شريعت حاضر شد و پس از
پنج سال توقف در اصفهان به كاشان بازگشت و از آنجا به تهران و خراسان
مسافرت كرد . از خراسان به عراق رفت و در سامره خدمت آيت الله حاجي ميرزا
محمد شيرازي به دروس خارج پرداخت .
درسال 1305 با اجازه مرحوم ميرزا به بندرعباس رفت و مدت چهار و پنج روز
توقف خود در بندرعباس با سيد جمال الدين اسد آبادي بوده ، سيد جمال الدين
اسدآبادي از بندر عباس روانه شيراز و اصفهان و تهران گرديد . آقاي مويد به
عمانات رفت آن ايام حكومت عمانات با سيد تركي پسر سيد سعيد بود . از
ملاحظه وضع عمانات متاثر شده مكتوبي به ميرزا علي اصغرخان امين السلطان كه
آن اوقات در دربار ناصرالدين شاه شخص اول بود فرستاد و توضيح داد كه هنوز
امام مسقط كاملا تحت نفوذ انگلستان نيامده است اگر دولت ايران اندك توجهي
نمايد ممكن است آب رفته به جوي بازآيد . اما به پيشنهاد وي ترتيب اثر داده
نشده پس از يك سال و نيم توقف از عمانات و سياحت كامل آن نقاط آقاي مويد
به جانب هندوستان حركت كرد و در سال 1308 قمري وارد بمبئي شد . علت آمدن
به هند بيماري بود كه به واسطه هواي صفحات جنوب عارض اوشد و چون در بمبئي
صحت كامل يافت به طرف مشرق هند حركت كرد و پس از سياحت مدرس ، رنگون ،
سنگاپور ، پنانك وارد كلكته شد . از كلكته براي ديدن شهرهاي معروف شمال
هند بازگشت و براي ادامه تحصيل معاش شروع به تجارت كرد .

طلوع حبل المتين آن زمان يعني سال 1311 سيد جمال الدين اسدآبادي در
انگلستان و پرنس ملكم خان وزير مختار دولت عليه درلندن بوده در نتيجه
مكاتبات متوالي بين سيد جماالدين و پرنس ملكم و آقاي مويد چنين راي قائم
شده بود كه انقلاب فكري كه ايران احتياج شديد به آن داشت فقط بايستني در
سايه جرايد توليد شود .
بدين طريق كه جرايد واحده را پيوسته تعقيب و افكار ايرانيان را مهياي
انقلاب نمايند . روزنامه قانون از لندن منتشر شد و حبل المتين در كلكته
به تاريخ دهم جمادي الثانيه 1311 هجري چاپ و توزيع شد . حبل المتين در
برقراركردن مشروطيت و تنوير افكار ايرانيان و برانداختن خاندان قاجارعضو
مهم است . براي آشنا شدن علما و روحانيون تا ده سال متوالي هر هفته پنج
هزار نمره حبل المتين مجانا" در ميان روحانيون منتشر مي شد . حبل المتين
در ايران ، هند ، عراق ، مصرو تركيه و روسيه نماينده داشته است و در اوايل
مشروطيت هرهفته قريب 35 هزار نمره چاپ مي شد و با وجود همه اينها همواره
اداره حبل المتين زير بار قرض بوده است .
آقاي مويد در اين مدت تنها به انتشار نامه حبل المتين اكتفا ننموده است و
در سال 1315 مجله هفتگي مفتاح الظفر را كه علمي و داراي چند مقاله سياسي
نيز بود منتشركرد .
در سال 1316 (آزاد) را كه يك مجله هفتگي سياسي بود چاپ كرد و تا مدتي
منتشر شد در همان سال روزنامه يوميه (كلكته) را به زبان اردو منتشر كرد
براي اينكه مسلمانان هند را با خيالات خود آشنا سازد . در سال 1321 مجله
هفتگي (ملك و ملت ) را به زبان انگليسي منتشر كرد . به واسطه انتشار اين
دو مجله انگليسي و اردو، دانشمندان هند از سياست عالم اسلام مطلع مي شدند
در سال 1913 ميلادي به مناسبت جنگ طرابلس غرب تا مدتي دو روزنامه به اسم
حبل المتين به زبان اردو و زبان بنگالي اشاعه كرد و به همين وسيله متجاوز
از 900 هزار روپيه اعانه براي صليب احمر ترك جمع آوري و به اسلامبول
فرستاده است .
در سال 1915 ميلادي حبل المتين انگليسي هفتگي را چاپ و توزيع كرد و در
ايام جنگ جهان گير اين جريده خدمت بزرگ به هندوستان كرد . تمام اين جرايد
اساسا" به روي افكار آقای مويد اشاعه يافته و به سرمايه وي بوده است و همه
نيز ادامه يافته اند تا اين كه حكومت آنها را موقوف كرده است .
آقاي مويد علاوه بر فقه و اصول ،حكمت و رياضيات نيز تحصيل كرده است . در
تحرير سبك مخصوصي دارد استعارات و كنايات در نوشته هاي خود استعمال مي كند
.
آقاي مويد عمرخود را در سياست گذرانده و با ادبيات و شعر زياد مربوط نبوده
است ولي برحسب اقتضاء ذوق به شعر دارد و در ايام جواني اشعاري گفته است كه
اشعار ذيل نمونه آن است .
حضرت داود اي مفتاح هوش/ از مويد پند كن آويز گوش
در سياست اقتضاي وقت بين / مسلك پيغمبران را برگزين
آقاي مويد متوسط القامه ، داراي ريش كم و چهره نمكين مي باشد اين ايام به
واسطه پيري و زحمت خيلي لاغر شده است چشمهاي او در ده سال قبل كور شده است
و براي خواندن جرايد و نويساندن مقالات محتاج به معاونت ديگري مي باشد .
وضع زندگي او بسيار ساده است لباسش هميشه سرمه اي رنگ ، خوراكش مختصر و
بيشتر لبنيات است مدتي ترك گوشتخواري را كرده بود و بيشتر امراض خود را به
روزه گرفتن دفع مي نمايد .
مويد بسيار شوخ و مزاح است . حتي در اين پيري در شوخي و كنايه گويي از
جوانان عقب نمي ماند ، كم مي خندد از دروغ بسيار متنفر است .... آقاي مويد
در كلكته متاهل شد داراي پنج دختر و يك پسر است ، دختران او همه تحصيل
كرده ... دختر دوم او خانم فرخ سلطان چند سال دبير ثاني حبل المتين بود
... پسر آقاي مويد سيد جمال ...مشغول تحصيل مي باشد (سه شنبه بيست و نهم
ماه جمادي الاخر سنه 1316 روزنامه ايران )
جناب آقا ميرزاسيد جلاالدين اديب كاشاني ، نگارنده و مدير روزنامه گرامي
حبل المتين كه از خانواده علما اعلام و روزگاري است مشغول به خدمت دين و
دولت اسلام است . حسب المناسبه از طرف دولت روز افزون به لقب شريف
مويدالسلام ملقب شدند .
ظهر روز 19 آذر 1309 شمسي در حاليكه مويد الاسلام در دفتر كارخود در شهر
كلكته نشسته بود دچار حمله قلبي شد و شب 24 آذر برابر با 24 رجب 1349 بعد
از آنكه معالجات بزرگترين اطباي هندوستان سودي نبخشيد داعي حق را لبيك گفت
و جان را به جان آفرين تسليم نمود .
پس از يكسال طبق وصيت آن مرحوم جسدش را به ايران حمل نموده و در مشهد مقدس ... در ايوان عباسي دفن كردند .
منبع:
پورتال خبری کاشان
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
امروز سالگرد درگذشت منوچهر نوذری هنرمند نامدار عرصه دوبله و تئاتر و طنز
ایرانه . شاید خیلی ها نمی دونن که نوذری اصالتاْ کاشونیه ! پدرش حسابدار
و نقاش قالی و اهل کاشان بود . نوذری که توی قزوین به دنیا اومده بود
بارها به اصالت خودش اشاره کرده بود و خونه پدریش هم توی محله سرفره
کاشونه . نوذری اولین کسیه که توی ایران جلوی دوربین تلویزیون رفته و خودش
در این مورد گفته :«من اولين كسی بودم كه در تلويزيون ايران مقابل دوربين
رفتم و گفتم نام جعبهای كه تصوير من را در آن میبينيد تلويزيون است.»

سه سال قبل در 16 آذر سال 1384 منوچهر نوذری پدر
مجریان تلویزیون ایران پس از دو ماه مبارزه با بیماری به دلیل عوارض قلبی،
کلیوی و دیابت در بیمارستان مدرس تهران و در سن 69 سالگی دار فانی را وداع
گفت.
نوذری 10 اردیبهشت 1315 در قزوین به دنیا آمد ، پدرش حسابدار و
نقاش قالی و اهل کاشان بود. وی بیش از 53 سال در عرصههای هنر ایران فعال
بود و از بنیانگذاران صنعت دوبله در ایران به شمار می رفت.
وی فعالیت هنری را سال 1332به عنوان دوبلور در رادیو آغاز کرد.
مرحوم
نوذری سینمای حرفه ای را سال 1341 با بازی در فیلم «لاله آتشین» به
کارگردانی محمود نوذری و هوشنگ لطیف پور آغاز کرد و با ساخت فیلم
«ایوالله» نخستین تجربه اش در کارگردانی را مقابل دوربین برد. در سال 1347
در شبکه ی BBC یک دوره ی شش ماهه را گذراند و در سال بعد استودیو دوبلاژ
تندیس را تأسیس کرد.
نوذری در دهه 1350 با مهاجرت به مصر فیلم «الو من
گربه هستم» را ساخت. تا سال 1356 در مصر بود، سپس مدت چهار ماه و نیم به
سوریه و پنج ماه نیز به اردن رفت و از آنجا به ایران بازگشت. فعالیت مجدد
در رادیو را از اسفند 1366 با فعالیت در برنامه ی صبح جمعه با شما و راه
شب شروع کرد. برنامههای صبح جمعه با شما و مسابقه هفته او سالها از پر
طرفدارترین کارهای تلویزیون و رادیو به شمار رفت.
مرحوم نوذری اولین
کسی بود که در تلویزیون ایران مقابل دوربین رفت و خطاب به تماشاگران جعبه
جادویی گفت تصویر من را در جعبهای که میبینید نامش تلویزیون است و به
همین دلیل از وی به عنوان پدر مجریان تلویزیون ایران نام می برند.
برای
تمام هم نسلان من نام منوچهر نوذری یاد اور کهن خاطره ای دوست داشتی است
از دوران کودکی و نوجوانی، دورانی که شب های جمعه مینشستیم و با همهی
اعضای خانواده مسابقهی هفته میدیدم: مسابقهای بس دوستداشتنی برای من -
و به گمانام یکی از معدود مسابقههایی که واقعا خوب بود.
هنوز آن
جمله های معروف نوذری از یاد ما نرفته است جمله ای که هر وقت شرکت کننده
ای جواب سوالی را نمی توانست دقیق بدهد می گفت: "همونی که درفیلم گفت را
بگو". و این جمله تا سال ها تکیه کلام مردم بود و هست.
خاطرهی ماندگار
دیگری که نوذری از خود به جای گذاشته ، برنامهی صبح جمعه با شما بود.
جمعه صبحها تنها زمانی بود که رادیوی خانه ها روشن بود و همه دوست داشتند
آن برنامهی رادیویی را تا آخرین لحظهاش بشنوند تا شاد و شادتر شوند.
17
ساله بود که کار دوبله را شروع کرد، استاد لطیف پوردوست برادر مرحومش
محمود نوذری اولین کسی بود که استعداد وی را در دوبل کشف کرد و نوذری را
برای کار به پیش خودش برد.
اولین فیلمی که صحبت کرد دختر نمکزار
محصول ایتالیا بود. همزمان با دوبله، وارد رادیو شد و اجرای برنامهها را
از جمله داستان شب به عهده داشت. 21 سالش بود که با شروع کار تلویزیون در
ایران و آن موقع که هنوز کسی نمیدانست تلویزیون چی است به همراه مرحوم
تابش، متوجه و مرحوم مبشر شب در تلویزیون ظاهر شد و به مردم گفت که
تلویزیون چه هست.
وی تعدادی نمایش نیز مانند توی این دیونه خونه چه خبره؟، تو این خونه چه خبره به عنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر اجرا کرده است.
نوذری
سه فیلم بلند را به عنوان نویسنده و کارگردان در کارنامه دارد:
ایوالله(1350)، خیلی هم ممنون(1351) و خیالاتی(1353). غیر از این در شماری
از فیلمهای قبل و بعد از انقلاب بازی کرد که آخرین آنها چند میگیری
گریه کنی؟ اکران شد .
علاوه بر کارگردانی و بازیگری، فعالیتهای
سینمایی دیگری از جمله تدوین، صدابرداری و نوازندگی موسیقی هم در کارنامه
این نمایشگر فقید دیده میشود.
نوذری در دوبله هم بسیار فعال بود و
خاطره دوبلههای دنی کی و خصوصا جک لمون با صدای او از یادها نخواهد رفت.
بینندگان تلویزیون هم نوذری را با اجرای عالی برنامه مسابقه هفته و
سریالهای کوچه اقاقیا و باجناقها به یاد میآورند.
16 آذر سالمرگ
کسی است که در طی 53 سال صدا و چهراه اش جزو جدایی ناپذیری از زندگی مردم
شده بود گویی اینکه این اواخر با بیماری دست و پنجه نرم می کرد و حتی به
دلیل کم توجهی بسیار از دست مسولان دلگیر بود.
روحش شاد و نامش گرامی باد که لبخند را بر لبان مردم می نشاند.
لينك منبع مطلب
نكته:مطالعه لينكهاي زير براي آشنايي بيشتر مفيد است:
منوچهر نوذری در ویکی پدیا
بیوگرافی کاری نوذری
منوچهر نوذری از زبان خودش
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
امروز چهارشنبه ۱۵ آذره . همچین روزی در سال ۱۳۱۴ شمسی
باغ فین کاشان به شماره ۲۳۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید . این
باغ تاریخی و زیبا که نمونه جالبی از باغهای ایرانیه شاهد وقایع مهم
تاریخی هم بوده که مهمترین موردش به شهادت رسیدن میرزا تقی خان امیرکبیر
صدراعظم با کفایت ایران در زمان ناصرالدین شاه قاجاره .
(حیف این باغ کز جفای فلک --- مقتل میرزا تقی خان شد)
تاجگذاری شاه اسماعیل اول صفوی , تاجگذاری شاه عباس
دوم صفوی و مرگ شاه صفی هم از دیگر وقایع مهم تاریخیه اتفاق افتاده در این
باغه . علاوه بر ارزش تاریخی این باغ به لحاظ معماری و شیوه باغ آرایی
ایرانی هم ارزش زیادی داره . درختان سر به فلک کشيده , جویهای کاشیکاری
شده با کاشیهای فیروزه ای رنگ و نقاشیهای زیبای دیواری از جمله زیباییهای
باغ فین کاشانه . وجود یک موزه کوچک در باغ فین هم بهانه خوبیه تا بشه از
آثار باستانی مناطق مختلف ایران و مخصوصاْ تمدن سیلک که در نزدیکی باغ فین
قرار داره دیدن کرد .
اگه می خواین تا اطلاعات تخصصی و کافی به همراه تصاویر و پلان باغ رو ببینید به بخش مربوط به باغ فین در سایت باغ ایرانی مراجعه
کنید . جالبه که بدونید توی سرویس google earth هم باغ فین روی نقشه کاشان
مشخص شده . مطمئناْ کسی از دیدن این باغ پشیمون نمیشه . اینو من نمی گم
اونایی میگن که باغ رو دیدن .
بخش باغ فین در سایت باغ ایرانی
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
در دوازدهم آذر ماه سال یکهزار و سیصد و چهار هجری
شمسی علامه حاج صدرالعلماء کاشانی دیده از جهان فروبست. علامه حاج میرزا
عبدالعلی بن عبدالباقی ملقب به صدرالعلماء کاشانی از مشاهیر سده سیزدهم
هجری قمری و از مجاهدان صدر اول مشروطه در کاشان بوده است.
او
که نوه حاج ملا احمد نظنزی (داماد فاضل نراقی) بود در سال 1225 ه.ش در
کاشان متولد شد و در فراگیری علوم اسلامی از عالمان ان دیار بالاخص جد
پدری خویش و علامه حاج نلا محمد نراقی بهره های شایان برد و از این طریق
به درجات والای علمی ارتقاء یافت. ایشان که از بزرگان علمای تفسیر قرآن و
اخلاق در کاشان بود همزمان با آغاز مبارزات مشروطه خواهان به تهران رفت و
در کنار شیخ شهید به مبارزه علیه ظلم زمانه پرداخت ، تا حدی که از سوی
احمدشاه به اعدام محکوم گردید و مجدداً به جهت حفظ جان خویش به کاشان و
روستاهای اطرافش گریخت. ایشان در زمان تعقیب و گریزها هم دست از تعلیم
برنداشت و شاگردان بسیاری را در حوزه های تفسیر و اخلاق اسلامی پرورش داده
است و نام وی بعنوان یکی از مدرسان حوزه علمیه کاشان جاودان است. وی در
نهضت تنباکو (1308 تا 1309 ق) نیز در مبارزات تهران و کاشان نقشی سازنده
داشته است. سرانجام این روحانی وارسته در تهران بدرود حیات گفت و در مزار
شیخان قم مدفون گردید. از تالیفات ایشان اطلاعاتی در دست نیست.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد غروي كاشاني از علما و
مجتهدين مجاهد عصر ما و همكار و يار نزديك مرحوم آيت الله سيد ابوالقاسم
كاشاني بود كه در تهران سكونت داشت. او به سال 1314 هـ . ق برابر با 1275
هـ . ش در بيت علم و فقاهت ديده به جهان هستي گشود. پدرش مرحوم حاج محمد
حسين نطنزي از علماي بزرگ و مراجع قرن سيزدهم هجري (حاكم شرع كاشان)،
فرزند آيت الله العظمي حاج ملا احمد نطنزي (داماد فاضل نراقي) بود.
وي
قبل از اين كه به سنّ 9 سالگي برسد پدر خود را از دست داد و سرپرستي او را
مادرش كه فرزند يكي از بازرگانان سرشناس كاشان بود به عهده گرفت.
آيت
الله غروي تحصيلات مقدماتي و سطح را در كاشان نزد آيت الله مرحوم حاج ملا
حبيب الله كاشاني و صرف و نحو را از آخوند ملاّ محمّدحسن نحوي (متوفّي
1340 هـ . ق) فرا گرفت. وي پس از چندي براي طيّ مدارج بالاتر رهسپار
اصفهان شد و پاي درس علمايي چون: آخوند ملاّ محمّد كاشاني، آقا سيّد مهدي
دُرچهاي ، مرحوم جهانگير خان قشقائي و ميرزا احمد نشست و با اندوختهاي
وافر از فلسفه، حكمت، رياضي، فقه و اصول به زادگاه خود بازگشت و براي بار
دوّم در جلسات درس و بحث ملاّ حبيب الله شريف شركت نمود.
معظّم له در
سال 1341 هـ . ق برابر با 1301 هـ .ش عازم نجف اشرف گرديد و چهارده سال در
آن ديار از محضر: ميرزا محمّدحسين نائيني، سيّد ابولحسن موسوي اصفهاني،
شيخ ضياء الدّين عراقي و شيخ اسد الله زنجاني بهرهها برد و موفّق به اخذ
اجازة اجتهاد گرديد و همچنين نجوم را از شمس تبريزي از علماي مقيم نجف
آموخت.
آيت الله غروي يكي دو سال آخر اقامت خود در نجف دچار بيماري
ريوي شد و با شدّت آن، توان ماندن خود را در آن ديار از دست داد، به ناچار
با تجويز پزشك معالج براي تغيير آب و هوا، با وجود آن كه استادانش به وي
تكليف ماندن در حوزة علمية نجف نموده بودند در خرداد 1314 اين شهر را به
قصد كاشان ترك كرد. مشارّاليه چند سالي در كاشان بود و سپس به مشهد مقدّس
روي آورد و مدّت دو سال آنجا بود و بعد از آن به كاشان مراجعت كرد و به
ارشاد خلق و رفع مشكلات آنان و تعليم و تدريس اشتغال مي ورزيد تا اين كه
در سال 1329 هـ .ش به تهران رفت و در آنجا سكونت اختيار كرد.آيت الله غروي
خانهاي محقّر در جنوب تهران داشت كه اين منزل پايگاهي سياسي، ديني، علمي
و ادبي براي روحانيان، استادان، دانشجويان، شاعران و بازاريان و ديگر
طبقات جامعه محسوب ميشد.
معظّم له گذشته از آن كه در فقه و اصول و
كلام و ديگر علوم شرعي كم نظير بود، حكمت و رياضي و ادبيّات تازي و فارسي
را نيكو ميدانست و به راز و رمز آن وقوفي كامل داشت. خطّش زيبا و در
نگارش قلمش شيوا بود و در ترسّل به شيوة قائم مقام مينوشت. محفوظاتش
بسيار بود به گونهاي كه سورهها و آيات بسياري از قرآن مجيد و خطبههاي
نهج البلاغه را در لوح خاطر داشت و اشعار فراواني از شعراي عرب و عجم از
متقدّم تا متأخّر ميدانست و به تناسب در سخنراني و كلام از آنها بهره
ميجست، سخنش شيرين و محفلش گرم بود. در عين فقاهت ذوقي عارفانه و طبعي
شاعرانه داشت و در خور مقال گاهي بيتي ميسرود و مثنوي مولانا را حفظ و به
دقايق عرفاني آن آگاه بود و با شعر سعدي و حافظ انسي تمام داشت.
آيت
الله غروي مردي وارسته و عالمي پرهيزگار و روشنفكر و بسيار فروتن بود
زندگي سادهاي داشت و امرار معاشش از راه اندك اجارهاي بود كه از
بازماندة املاك پدريش در كاشان حاصل ميشد. وي با وجودي كه وجوه شرعي
بسياري در اختيار داشت، ديناري از آن به مصرف شخصي خود نميرسانيد و در
پرداخت اين وجوه شرعي هم دقّت بسياري داشت كه گيرنده در خور استحقاق باشد
چنانچه تشخيص ميداد كه گيرنده استحقاقي ندارد، در حدّ امكان از وجهي كه
از آن خود بود به وي ميداد و يا از ديگران براي او ياري ميخواست. او به
قلم و درم مشكلگشاي خلق بود و در اين راه تا توان داشت از پاي نمينشست.
وي
فقيهي شجاع و عالمي پارسا و پيشوائي زنده دل بود كه دين را از سياست جدا
نمي دانست. آيت الله غروي در نبرد بي امان با طاغوت شبانه روز تلاش كرد و
جوانان پرشور را در جريان انقلاب اسلامي هدايت نمود. وی در دوران اختناق
به طور علنی به تجلیل از مقام شهدای انقلاب اسلامی پرداخته و هنگام جنگ شش
روزه نیز اجتماع و تظاهرات عظیمی بر ضد قوای اشغالگر صهیونیستی برپا کرده
بود.
آيت الله غروي در پنجم آذر 1357 برابر با 25 ذيحجّة الحرام 1398
در سن 82 سالگي در بيمارستان جم تهران درگذشت، جامعة روحانيّت تهران با
وجود حكومت نظامي مراسم تشييع جنازة ايشان را صبح روز سه شنبه 7 آذر ماه
اعلام كرد. در اين مراسم مأموران براي متفرّق كردن جمعيّت تيراندازي
نمودند و در نتيجه سه نفر شهيد و چند تن مجروح شدند؛ در عصر همان روز پيكر
آن عالم مبارز به كاشان انتقال يافت و پس از تشييع بي سابقهاي در اين شهر
ـ با وجود مخالفت و عدم رضايت مأموران حكومتي ـ در مقبرة خانوادگي پدرش
مقابل بقعة ملاّمحسن فيض به خاك سپرده شد.

منابع:
سايت كاشان كتاب
سايت كاشان تايمز
سايت شبكه پيام سيما
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
در بيست و يك آبانماه سال 1317 شمسي چارتاقي نياسر به شماره 316 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.
چارتاقي نياسر، بنايي باستاني از اواخر عصر اشكاني و
يا اوايل عصر ساساني است. اين بنا جزو كهنترين و بزرگترين نمونههاي
چارتاقي ايران و سالمترين آنها است.
بنا با قاعدهاي مربعشكل، اما درواقع ذوزنقهاي با اضلاع تقريبي 12 متر
است كه براي ساخت آن تنها از سنگهاي آهكي رسوبي و ملات گچ استفاده شده
است. سبكي سنگهاي متخلخل و سختي اندك و انعطافپذيري ملات آن، موجب تحمل
زمينلرزهها و پايداري بنا در عمر نزديك به دوهزار سال آن شده است. چهار
سوي اين بنا همانند ديگر چارتاقيها كاملاً باز بوده و هيچگونه در يا
پنجره و بازدارندههاي ديگري براي ورود به آن، وجود نداشته است.
تا مدتها بر پايه روايتهاي داستانگونه كتاب (قمنامه) احتمال داده
ميشد كه اين بنا آتشكدهاي از زمان اردشير ساساني باشد؛ اما تاكنون شواهد
باستانشناختي و منابع مكتوب آنرا تائيد نكرده است. از اين بنا نخستين
بار توسط هوتوم شيندلر گزارشي مختصر منتشر شد و سپس آندره پ. هاردي بررسي
كوتاه مدتي پيرامون آن انجام داد كه در مجموعه "آثار ايران" توسط آندره
گدار منتشر شد. گدار در توضيح گزارش شيندلر، كاركرد آتشگاهي اين بنا را رد
ميكند. در سال 1380 كاربرد اين بنا و نيز ديگر چارتاقيهاي ايران،
بهعنوان يك تقويم آفتابي يا شاخص اندازهگيري زمان با استفاده از تغييرات
ميل خورشيد، توسط رضا مرادي غياثآبادي شناسايي شد.
در چارتاقی نیاسر کاشان سازوکاری اندیشیده و ساخته شده است که چند هنگام
سالیانه را بتوان با دیدار طلوع خورشید از میان روزنههای تشکیل شده در
میان اضلاع داخلی پایههای بنا تشخیص داد. این چارتاقی، تنها نمونه سالم
باقیمانده از میان دهها چارتاقی ایران است که پس از حدود دو هزار سال،
همچنان کاربری تقویمی و رصدی خود را تا به امروز حفظ کرده است و میتوان
از جمله در آغاز زمستان و آغاز تابستان به مشاهده طلوع خورشید از میان
روزنههای ویژه آن پرداخت. در بسیاری از تقویمهای آفتابی دیگر که این
نگارنده آنها را معرفی کرده است، این امکان تنها با دیدار سایههای خورشید
بامدادی فرا دست میآید؛ اما در چارتاقی نیاسر علاوه بر سنجش دقیق زمان از
طریق سایههای ایجاد شده در میان پایههای چندگانه داخلی بنا که در حکم
یک آفتابسنج دقیق هستند؛ میتوان قرص خورشید را نیز از روزنه ویژهای که
رو به سوی محل طلوع خورشید در انقلاب زمستانی و انقلاب تابستانی دارد،
تماشا کرد. برآمدن باشکوه خورشید از این روزنهها، علاوه بر اثبات انجام
محاسبات نجومی در ساخت این بنا، ما را به یاد روزگارانی میاندازد که به
گمان در چنین هنگامی، آیینهایی ویژه در آنجا برگزار میشده است.
گردهماییهایی که گویا با آیین نیایش زروانی که ریشهای ژرف با خورشید و
پدیدههای کیهانی داشته، در پیوند بوده است.
در نزدیکی چارتاقی نیاسر، نمونهای از یک ساعت آفتابی کهن نیز وجود داشته
است که متأسفانه در سالیان اخیر منهدم شده است. این ساعت همراه با
چارتاقی، مجموعهای کامل از ابزارهای زمانسنجی را فراهم کرده بودهاند.
هر ساله در آغاز فصل زمستان و بامداد پس از شب یلدا، گردهمایی دیدار طلوع
و تولد خورشید در چارتاقی نیاسر با حضور دوستداران باستانستارهشناسی
ایرانی و دیگر علاقهمندان در شهر نیاسر برگزار میشود.

آنگونه كه در نقشههاي چارتاقي ديده ميشود؛ ساختار
تقويمي اين بنا به گونهاي است كه در آغاز و ميانه هر يك از فصلهاي سال،
پرتوهاي خورشيد بامدادي به شكلي خاص از ميان پايههاي بنا ديده ميشده و
هنوز نيز ديده ميشود. دقت محاسبات تقويمي در اين چارتاقي در بين ديگر
تقويمهاي آفتابي دنيا بينظير است و نشاندهنده تواناييهاي علمي نياكان
ماست.
چارتاقي نياسر از لحاظ بررسي شيوههاي معماري در گذشته، شيوههاي بديع و
مبتكرانه ساخت و ساز تاقها بدون قالب پيشساخته، روش جالب تبديل پلان
مربع بنا به دايره گنبد آن، تناسبهاي هندسي متوازن و منحصر بهفرد در
طراحي آن و رعايت تناسب طلايي در اجزاي آن، جالب توجه و شگفتانگيز است.
ممكن است كه در دوران باستان آيينهاي ديني زرواني نيز در اين مكان برگزار
ميشده كه امروزه آگاهي چنداني از آن در دست نيست. در آيين زروان حركات
خورشيدي و وزش باد كه هر دو تجلي زمان هستند؛ از اهميت فراواني برخوردار
بودهاند.
از سوي ديگر وجود عناصر متعدد ديگر در حريم چارتاقي، نشاندهنده احترام و
تقدس اين ناحيه بوده است. چشمهاي زلال با درخت چناري كهنسال و مسجدي
نوساز بر جاي نيايشگاهي باستاني، نمونههايي از آن است.
چارتاقي نياسر امروزه به يكي از ميعادگاههاي علاقهمندان نجوم و
ستارهشناسي در ايران تبديل شده است. ارتفاع زياد نياسر، آسمان پاكيزه و
درخشان، امكانات فراوان، نزديكي به پايتخت و برخي از شهرهاي بزرگ، طبيعت
دوستداشتني و از همه مهمتر وجود يك بناي علمي باستاني، عواملي براي اين
انتخاب بوده است.

نكته:
براي ديدن تصاويري از طلوع خورشيد و رصد آن توسط چارتاقي به اين پيوند در سايت فليكر رجوع كنيد.
براي خواندن مطالب ديگري از دكتر رضا مرادي غياث آبادي در مورد چارتاقي نيز به اينجا مراجعه كنيد.
منابع:
سايت نياسر
سايت شخصي دكتر رضا مرادي غياث آبادي
وبلاگ كانون تاريخ ايران
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
بيستم آبان ماه برابر است با سالروز درگذشت شاعر
نوپرداز منوچهر شيباني . وي در سال ۱۳۰۳ در كاشان متولد شد شهری كه بعدها
سهراب سپهری نيز بدان پناه برد. او ازخانواده فتح الله شيبانی -
شاعربازگشتی عصر قاجار - بود و پدرش دوست ميرزاده عشقی .
در سن هفت هشت سالگي پدر را از دست داد. پدربزرگ و
مادربزرگ اشرافي، مادر جوان را وادار به ازدواج مجدد نمودند و نوهي
خردسال و برادر كوچكترش را نزد خود آوردند. بدين ترتيب منوچهر شيباني در
خانهي پدربزرگ رشد و نمو يافت. مدرسه ژاندارك تهران را تمام كرد و
هنرستان صنعتی را نيز گذراند. برای ادامه تحصيل به هنرستان شبانه روزی
نساجی مازندران در قائم شهر رفت(12سالگي) . در این رشته به طراحی پارچه
علاقه مند می شود آشنایی با رنگ و ترکیب رنگها و طراحی پارچه موجب ایجاد
طرحهای جدید و بدیع می شود که شباهت زیادی به سبک کوبیسم و نقاشی های
پیکاسو دارد البته او تا پیش از آن هیچ آشنایی با پیکاسو نداشته ؛ آشنایی
او با این سبک باعث نگرش جدید به نقاشی و شعر می شود بعد به هنرستان
هنرپیشگی می رود و طراحی لباس ، دکور ، آرایش صحنه را می آموزد. سپس از
محضر استاد رفیع حالتی و استد حیدریان از شاگردان کمال الملک بهره می
گیرد .
از سال ۱۳۲۴ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران
به تحصيل در رشتهي نقاشي مي پردازد و از آنجا با درجه لیسانس نقاشی فارغ
التحصیل می شود , آشنایی و مراوده با بزرگانی چون صادق هدایت ، نیما یوشیج
، هوشنگ ایرانی ، جلال آل احمد و سیمین دانشور موجب گشوده شدن افق های
جدید در زندگی شیبانی می شود. وي همچنين دوست صميمي و هم دوره سهراب سپهري
بوده و سهراب در شعر نو و نقاشي از او چيزهاي بسيار آموخته است. اين دو
هنرمند همراه با صادق بريراني در زمان دانشجويي سه تفنگدار دانشكده هنرهاي
زيبا بودند كه در اشاعه هنر مدرن و ديدگاههاي نو در هنر، در بين
دانشجويان نقشي اساسي داشتهاند.
پس از اتمام دانشگاه به ايتاليا مي رود و در رشتهي طراحي صحنهي تئاتر در
دانشكدهي هنرهاي زيباي رم به تحصيل مي پردازد. سپس به فرانسه می رود و از
دانشکده سینمایی فرانسه لیسانس و سپس فوق لیسانس كارگرداني سینما رادریافت
می کند . او در سال 1354 به ایران باز می گردد و به عنوان استاد دانشگاه
هنرهای دراماتیک به تدریس مشغول می شود . در نتيجه منوچهر شيباني، شاعر،
نقاش، طراح صحنهي تئاتر، نمايشنامهنويس و سينماگر از آب درآمد.
به طور خلاصه از منوچهر شيباني سه كتاب شعر به نامهاي «جرقه ۱۳۲۲» ،
«آتشكدهي خاموش ۱۳۲۴» و «سراب هاي كويري 1356» منتشر شده است . او همچنين
نويسندهي چندين اُپرا و نمايشنامه بوده است و 14 فيلم را كارگرداني كرده
است. وي در عمر نسبتاً كوتاهش 52 نمايشگاه نقاشي در داخل و خارج از ايران
برپا كرده و در بيينالهاي داخلي و خارج برندهي جوايزي شده است. از جمله
اين جوايز جايزهي هنرهاي زيبا در دومين بيينال تهران ميباشد. اولين
نمودهاي هنر كانسپچوال و اينساليشن در ايران با كارهاي او در دههي ۴۰ با
«نور و صداي تخت جمشيد» ظاهر ميشود.
و عاقبت منوچهر شيباني در آبان ماه ۱۳۷۰ در سن ۶۷ سالگي پس از تحمل چندين
ماه بيماري سخت و لاعلاج سرطان دار فاني را وداع گفت. او تا آخرين لحظاتي
كه ميتوانست قلم در دست گيرد، نقاشي كرد و تا آخرين لحظاتي كه ميتوانست
كلامي بر زبان آورد، شعر خواند و از هنر گفت. او ميگفت تا لحظهاي كه
زندهام، زندگي ميكنم.
نمونهای ازشعرهای جرقه را ذيلا میخوانيم: كلبه
شعله ور يك ده ساكت و روح افزا/ همچنان دختری شوخ و زيبا/ خفته بردامن
تيرگیها / می وزد بادی ازكوهسار/ درسياهی شب، تك درختان/ چون سيه غولهای
بيابان / می كند هركسی را هراسان / خشن خش برگ برشاخسار/ كلبه ئی
دورافتاده ازده/ گوئی ازكاروان پس افتاده/ زان به پا دود كمرنگ چون مه ...
/
توجه :
به همت كانون انديشه سپهري و با مساعدت خاندان شيباني ، در محل
خانه احسان (روبروي مسجد آقابزرگ) نمايشگاهي دائمي از وسايل شخصي اين
هنرمند برپا شده و دوستداران مي توانند تا كرماني ها اين وسايل را هم به
كرمان نبرده اند ! (مانند آثار سهراب) از آن بازديد نمايند.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
حسينعلي
منشي فرزند محمد صادق ، حدود سال 1256 شمسي ، در كاشان ديده به جهان گشود
. در كودكي پدر خود را از دست داد و سرپرستي و تربيت وي را ، ميرزا حسن
ناصري دايي اش بر عهده گرفت .

"دايي"
خواهرزاده خود را به مكتب كه وسيله سوادآموزي درآن روزگاربود فرستاد
واوآنچه معمول زمان بود از قرآن و فارسي و سياق و حساب فراگرفت . پس ازآن
به راهنمايي مرحوم ناصري در مدرسه شاه كاشان ... از مدرسين مربوطه صرف ،
نحوه ومنطق آموخت و ازآنجاروانه بازارگرديد... اما چون همواره دايي خودرا
مشغول گفتن شعرومطالعه كتب ادبي مي ديد ... او هم به شعر و شاعري مشغول شد
وازمرحوم ناصري عروض و قافيه و رموز سخن سرايي را آموخت .
منشي در سال 1315 ه.ش به استخدام اداره فرهنگ درآمد و در طول خدمت ،
دبيرادبيات دبيرستانهاي كاشان بود و با اين كه علاقه اي به رياست نداشت
مدتي در اواخرخدمت ، رياست دبيرستان دخترانه شاهدخت كاشان به او محول شد .
شاعردر قصيده اي كه براي آيت الله غروي سروده در باره تخصص خود در ادبيات چنين مي گويد:
اگرچه از ادبيات كاملم ليكن / به پيشگاه توچيزيم نيست در كشكول
و از دبيرستان اين گونه ياد مي كند:
جانب ميخانه رفتم كزدبيرستان مرا / خاطري باشد ملول از قيل و قال انگيختن
منشي تا قبل از رفتن به تهران سالها رياست انجمن ادبي صبا را برعهده داشت و از اين طريق خدمتي شايان به شعروادب اين دياركرد.
منشي و غزل :
سالها باشد كه لطف طبع "منشي" در غزل / هست چون سعدي و كاشان است شيرازي دگر
سرانجام حسينعلي منشي در چهاردهم آبان ماه سال 1349 برابر با رمضان 1390 ه
.ق در تهران درگشت و جنازه اش را به كاشان حمل و در مزار دشت افزوزدر
مقبره خانوادگي دفن گرديد .
"منشي" به هوش باش كه اين عمربي وفاست / نام ازوفا نديد كسي در كتاب عمر
از اشعار اوست :
تنگ در آغوش ميگيرد تورا تا پيرهن / مي درانم برتن اي گل غنچه آسا پيرهن
اي پري رخساريك دم گرسراپا بينمت/ چاك سازم چون پري داران سراپاپيرهن
هرتني خواست تاگيردچوجانت دركنار/ ازميان اين گوي رابرداشت تنها پيرهن
نازك اندام توراآزرده مي سازد چوخار/ برتنت پوشند اگرازبرگ گلها پيرهن
دوش چون رفتي به سير بوستان بادوستان/ تنگ شد مانند زندان برتن ما پيرهن
ديده يعقوب دل روشن كه مي آيد بشير / عنقريب ازآن عزيزمصرجان با پيرهن
هيچ "منشي" لايق آن شوخ ترسا بچه نيست/ گر بريسد مريم و بافد مسيحا پيرهن
منبع:
پورتال خبری کاشان
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
امروز روز تولد سهراب سپهري است كه بي شك يكي از مشهورترين شاعران كاشاني ست و اشعار و آثار او علاقمندان زيادي دارد. بهمين خاطر تصميم گرفتم تا با مطلبي ويژه در مورد اين شاعر آب و آيينه در خدمت دوستان باشم. بدون شك آشنايي با گوشه هاي ناشناخته يا كمتر شناخته شده زندگي اشخاص معروف و يا زندگي شخصي آنها جذابيت خاصي دارد كه بهمين دليل تصويري از دستخط سهراب ، صداي سهراب و فيلم سهراب را به عنوان هديه تولدش برايتان مي گذارم. جهت آشنايي بيشتر با زندگي اين شاعر پرآوازه مي توانيد به سايت www.sohrabsepehri.com مراجعه كنيد.
صداي سهراب سپهري :
فيلم سهراب سپهري :
نکته : در همین رابطه بخوانید:
سالروز تولد سهراب سپهري
سيري در شعرها و انديشه 'سهراب سپهري'
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
۷ مهر ماه مصادف با تولد نام آورترین نقاش ایرانی ست. محمد غفاری
کاشانی ملقب به کمال الملک در ۷ مهرماه ۱۲۲۷ خورشیدی برابر با ۲۹ شوال
۱۲۶۴ قمری در روستای کله از توابع کاشان دیده به جهان گشود . چندی پیش و
به مناسبت سالروز درگذشت این نقاش پرآوازه مطلبی را در وبلاگ قرار داده
بودم که می توانید آنرا در
اینجا مطالعه بفرمایید.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
در دوم مهر ماه 1150 شمسي ملا احمد نراقي انديشمند
مشهور اسلامي و نويسنده كتاب معراج السعاده دار فاني را وداع گفت . اگر چه
امروزه نراق از نظر تقسيمات كشوري جزئي از استان مركزي است اما به لحاظ
جغرافياي تاريخي از توابع كاشان مي باشد . ارتباط مردمان اين ديار و خاصه
حضور خاندان عالم پرور نراقي در كاشان مهر تاييدي بر اين ادعاست . خاندان
نراقي در طي نسلهاي متمادي چهره هاي بزرگ و عالمان زيادي را به دنياي
اسلام تقديم كرده كه مشهورترين آنها علامه محمد مهدي (پدر) و علامه ملا
احمد (پسر) نراقي مي باشند . نكته قابل توجه در مورد ايشان اين است كه در
دنياي اسلام تنها دو پدر و پسر به بالاترين درجات علمي و ديني رسيدند كه
يكي مجلسي هاي اصفهان و ديگري نراقي هاي كاشان مي باشند . و اما زندگينامه
علامه ملا احمد نراقي :
ايران اسلامى با تاريخ درخشان مهد پرورش علماء، و
دانشمندان بزرگ مسلمانى بوده است كه به داشتن اين ستارگان علم و فضيلت
مباهات دارد.
يكى از اين بزرگان علامه مولى احمد بن محمد مهدى نراقى،
معروف به فاضل نراقى (م 1245 ق) است. وى در چهاردهم جمادى الثانى، در عهد
سلطنت كريم خان زند در سال 1185 ق در خاندان علم و فضيلت در نراق ديده به
جهان گشود.
وى دوران نوجوانى و جوانى را در شهر كاشان و در محضر پدر
بزرگوارش محقق نراقى (م 1209 ق) حدود سالهاى 1190 تا 1205 در پانزده سال
اواخر عمر پدر بزرگوارش ـ به تحصل دورههاى مقدمات، سطح و خارج گذراند و
عمده تحصيل وى در اين ايام مىباشد. وى درباره پدرش غالبا عبارت (من اليه
فى جميع العلوم استنادى) را بكار برده است.
از همان ابتدا وى با
استعداد قوى و همت عالى و ذهن توانايى كه داشت بسرعت مدارج علمى را طى
نموده و خود شروع به تدريس معالم و مطول نمود. وى در حاليكه در سال 1205
به درجه اجتهاد نائل شده بود همراه پدر بزرگوارش به عتبات عاليات مشرف و
مراتب عالى تحصيلات حوزوى را در آنجا مىگذراند.
در آنجا از محضر
بزرگانى همچون سيد محمد مهدى بحرالعلوم (م 1212ق) سيد على طباطبائى، صاحب
الرياض (م 1231ق)، سيد مهدى شهرستانى (م 1216ق)، شيخ محمد جعفر نجفى (م
1228 ق)، استفادههاى وافرى برده و به تدريس، تحقيق و تأليف مىپردازد (1)
هنوز بيش از چهار سال از اقامت وى در نجف اشرف نمىگذشت كه به خاطر وفات
پدر بزرگوارش در سال 1209 ق بناچار به كاشان باز مىگردد و به جاى پدرش
مسؤليت اداره حوزه علميه، تدريس و خدمت به مردم آن سامان را به عهده
مىگيرد.
حوادث سياسى و اجتماعى زمان وى
دو جنگ بزرگ بين روسيه و ايران در سالهاى 1222 و 1241 ق كه منجر به دو عهدنامه گلستان و تركمانچاى شد از حوادث زندگانى وى مىباشد.
از
ديگر حوادث زندگى وى قتل محمد خان قاجار در سال 1212ق است فتحعلى شاه كه
پس از او به حكومت رسيد با توجه به ايمان دينى مردم و از باب مصلحت و براى
مشروعيت دادن به حكومتش به دنبال جلب نظر علما بود وى در هنگام جلوس بر
تخت سلطنت از شيخ جعفر نجفى معروف به كاشف الغطاء كه از بزرگان فقها در
زمان او بود اجازه گرفت و سپس از مولى احمد كه بزرگترين شخصيت علمى و مرجع
شيعيان ايران بود درخواست نمود كه رساله عمليهاى را تأليف نمايد تا به
دستورات آن عمل شود مولى احمد به دليل تمايل شاه رساله وسيلة النجاة را در
دو مجلد نوشته به او هديه نمود.
پس از فرار نيروهاى ايرانى در جنگ
سال 1219 و 1228 و به اشغال در آمدن بعضى از مناطق ايران به وسيله نيروهاى
روسى و ظلم و اجحاف آنان به مردم علماى بزرگى همچون سيد محمد مجاهد (م
1242 ق) و مولى احمد سيد نصر الله استرآبادى، سيد محمد تقى قزوينى (م 1270
ق) به دربار شاه رفته و از شاه خواستند كه آنها را بيرون كند فتوى به جهاد
دادند و گفتند هر كس از جهاد رو برگرداند گناه كرده و از شيطان تبعيت كرده
است. (2)
در نتيجه تلاش علما، شاه به جمع آورى نيرو و جنگ با آنان
پرداخت اگر چه در ابتدا ايرانيان پيروز شدند و آنان را بيرون كردند اما به
دليل كمبود تجهيزات جنگى نيروهاى ايران شكست خوردند و در نتيجه معاهده
تركمانچاى به ايران تحميل شد.
اگر چه در اين جنگ ايرانيان موفق
نشدند اما تلاش در مقاومت آنان با عده و تجهيزات كم در طول تاريخ به عنوان
سند افتخار از مقاومت اين مردم و تلاش علماى آگاه در برابر تهاجم بيگانه
باقى ماند.
اساتيد
حاج ملا احمد نراقى ابتدا نزد
پدرش تحصيل كرده، سپس از محضر علامه بحر العلوم و شيخ جعفر كاشف الغطاء در
نجف اشرف بهرهمند گرديده و در كربلا نيز در درس ميرزا مهدى شهرستانى و
وحيد بهبهانى حاضر شده و بعد از نيل به درجه اجتهاد به كاشان بازگشته و
مشغول تدريس گشته است.
شاگردانش
اگر چه شاگردان
ملا احمد زياد بودهاند و آنچنانكه در مقدمه كتاب خزائن وى، استاد
علىاكبر غفارى نقل نموده كه بيش از 20 اجازه از وى موجود است كه در نزد
فاضل معاصر حسن نراقى موجود است (3) اما نام بعضى از آنان كه در دسترس
مىباشند عبارتند از:
1ـ شيخ مرتضى انصارى (م 1281 ق) وى بين سالهاى
1241 تا 1244 در اواخر عمر شريف مولى احمد از محضر وى استفاده نموده است.
2ـ برادر فاضل و دانشمندش محمد مهدى بن محمد مهدى نراقى (م 1286ق) معروف
به آقا بزرگ 3ـ سيد شفيع چابلقى (م 1280 ق) 4ـ محمد حسن جاسبى 5ـ فرزندش
محمد بن احمد (م 1297 ق) ملقب به عبد الصاحب و معروف به حجة الاسلام،
داماد محقق قمى 6ـ برادرش ميرزا ابوالقاسم كاشانى (م 1256ق)
وى در
سلسله مشايخ بسيارى از متأخرين از طريق شاگردانش بخصوص شيخ مرتضى انصارى
مىباشد كه مىتوان از محدث نورى صاحب مستدرك الوسائل امام خمينى قده و
مرحوم آية الله عظمى نجفى مرعشى نام برد.
شيخ مرتضى انصاري كه به
دنبال كسب علم و دانش به شهرهاى مختلف سفر مىكرد و از حوزههاى علميه
شهرهاى مختلف بازديد مىنمود در كاشان گمشده خود را پيدا كرد. شيخ در
كاشان ملا احمد نراقى را چون دريايى از علم و حكمت و عرفان و اخلاق يافت،
لذا رحل اقامت افكند و زانوى شاگردى نزد كرسى آن استاد والا مقام زد و
حدود چهار سال از محضر وى استفاده نمود و هم در آن وقت به تصنيف و تأليف
پرداخت بين شيخ و ملا احمد جاذبهاى متقابل برقرار بود تا جايى كه نراقى
پس از حركت شيخ از كاشان فرموده: «استفادهاى كه من از اين جوان نمودم بيش
از استفادههايى بود كه او از من برد» و نراقى كه شيخ را مجتهدى مسلم ديد
در هنگام حركت به وى اجازه مبسوطى داد و در آن شيخ را به بهترين عبارات
ستود و هم او در مورد شيخ گفته «در مسافرتهاى مختلفه زياده بر پنجاه مجتهد
مسلم ديدهام كه هيچ يك از ايشان به مثل شيخ مرتضى نبودند».
جايگاه علمى
مولى
احمد نراقى در بين علماى قرون اخير از جايگاه خاصى برخوردار است وى در
علوم مختلف اصول فقه، فقه، حديث، رجال، دراية، رياضيات، نجوم، حكمت، كلام،
اخلاق، ادبيات و شعر سرآمد علماى زمان خود بوده است.
هوش سرشار،
سهولت فراگيرى علوم متعدد، عمق تحقيق و وسعت تتبع و عنايات خاص الهى، او
را در طول تاريخ دانشمندان شيعه به عنوان فقيهى كم نظير مطرح ساخته است.
وى
از همان دوران جوانى مسئوليت مرجعيت و رياست و زعامت دين و دنياى مردم
كاشان و قسمتهاى وسيعى از ايران را برعهده داشت و كلمات معاصرين و علماى
پس از وى شاهد بر اين مطلب مىباشد .
ابتكارات و ابداعات
اگرچه در زمان وى فقهاى بزرگ و مشهورى وجود داشتهاند اما شخصيت اجتماعى وى دركنار ابعاد ديگر، او را از ديگران ممتاز نموده است.
اشتغال
به امور اجتماعى و سياسى و سعى وى در طرح مباحث جديد فقهى به گونهاى كه
با مسائل مستحدثه هماهنگ باشد او را به فقيهى زمان شناس، مبتكر و مجدد كه
حقايق زمان خود را بخوبى درك مىكرد تبديل كرده بود نمونههايى از درك
عميق از حقايق و تحقيق فراگير وى را در كتاب عوائد الايام مىتوان ديد طرح
مبحث ولايت فقيه از نمونههاى بارز اين ابتكارات مىباشد وى بر خلاف اكثر
فقهاى قبل از خود به اين بحث به صورت يك مسئله فرعى جزئى نگاه مىكردند و
آن را در امور حسبيه و صرف موارد زكاة و خمس منحصر مىديدند، بين حكومت
اسلامى و مبحث ولايت فقيه جمع نموده و آن را به صورت مفصل و منسجم مطرح
نموده است.
تأليفات:
از مولى احمد تأليفات متعددى در علوم مختلف بجاى مانده است كه عبارتنداز:
فهرست كتابهاى فقهى
1ـ
الاطعمة و الاشربة 2ـ اسرار الحج 3ـ الرسالة العملية 4ـ الرسائل و المسائل
5ـ حاشيه الروضة البهية 6ـ رسالة الرضاع 7ـ رسالة فى منجزات المريض 8ـ
عوائد الايام من مهمات الاحكام 9ـ القضاء و الشهادات 10ـ مستند الشيعه فى
احكام الشريعة 11ـ مناسك حج 12ـ وسيلة النجاة 13ـ هداية الشيعه 14ـ تذكرة
الاحباب
فهرست كتابهاى اصول فقه
1ـ اجتماع امر
و نهى 2ـ اساس الاحكام فى تنقيح عمدة المسائل الاصول بالاحكام 3ـ تنقيح
الفصول فى شرح التجريد 4ـ حجية المظنة 5ـ عين الاصول 6ـ عين اليقين 7ـ
مفتاح الاحكام فى اصول الفقه يا مفتاح الاصول 8ـ مناهج الاحكام فى اصول
الفقه يا مناهج الاصول الى على الاصول
فهرست كتابهاى رياضى و هيئت
1ـ شرح محصل الهيئة 2ـ شرح رسالة الحساب 3ـ حاشية اكرنا ذوسيوس حاشيه بر تحرير اكر مولى مهدى نراقى
فهرست كتابهاى فلسفى
1ـ سيف الامة و برهان الملة
فهرست كتابهاى اخلاقى
1ـ معراج السعادة
فهرست كتابهاى متفرقه
1ـ ديوان صفائى نراقى 2ـ خزائن 3ـ طاقديس يا مثنوى لسان الغيب يا مثنوى شفائى 4ـ مشكلات العلوم 5ـ شرح حديث جسد الميت
وفات فاضل نراقى
اين
ستاره فروزان آسمان فقه و فقاهت در 23 ربيع الثانى سال 1245 ق در اثر
بيمارى وبا كه نراق و كاشان و اطراف آن را فراگرفته بود چشم از جهان
فروبست بدن مطهر او به نجف اشرف منتقل و در جانب صحن مرتضوى و پشت سر
مبارك مولى الموحدين على بن ابى طالب (ع) و در كنار قبر پدر بزرگوارش به
خاك سپرده شد.
از اشعار اوست:
اى خوش آن صبحدمى كايت بشرا رسدم / نفحه روح قدس از دم عيسى رسدم
بشكند مرغ سماوى نفس ناسوتى / اذن پرواز سوى عالم بالا رسدم
و
تاراج كنى تا كى اى مغبچه ايمانها / كافر تو چه مىخواهى از جان مسلمانها
اى خضر مبارك پى بنماى به من راهى / سرگشته چنين تا كى مانم به بيابانها
دامن بكش از دستم اى بت كه به اميدت / يكباره كشيدستم دست از همه دامنها
پروانه صفت گردم گرد سر هر شمعى / از روى تو چون روشن شد شمع شبستانها

مرحوم ملا احمد نراقي (پسر) مرحوم ملا محمد مهدي نراقي (پدر)

تصوير مهر ملا احمد نراقي
براي اطلاعات بيشتر و جامعتر مي توانيد به سايت فاضلين نراقي مراجعه كنيد .
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
در بيست و چهارم شهريور سال 1310 تپه هاي سيلك كاشان
در فهرست آثار ملي ايران با شماره 38 به ثبت رسيد . ناحیه سیلک (فتح یا و
سکون لام در رایج ترین تلفظ) به عنوان یکی از قدیمی ترین مراکز سکنای بشر
ماقبل تاریخ در ایران شناخته شده است. تا پیش از آغاز کاوش های علمی، کسی
به ارزش باستانی و اهمیت تاریخی آن پی نبرده بود.
در سال 1311 هجری خورشیدی، هیاتی فرانسوی به سرپرستی
دکتر گریشمن از طرف موزه لوور فرانسه، در این تپه ها به عملیات اکتشافی
پرداختند و بعد از کندن کانال ها و گمانه های حفاری، نمونه ها و اشیای
نفیس و نوید بخشی به دست آوردند که موجب شد تا سال 1316 خورشیدی، متناوبا
این کاوش ها ادامه یابد. این منطقه مسکونی در جوار بقایای دریای تتیس
(دریای عظیمی که تمام فلات مرکزی ایران و افغانستان را در برگرفته بوده)
قرار گرفته و شاید با خشک شدن آرام دریا و پدید آمدن خشکی های حاصلخیز،
انسان هایی را که احتمالا در ارتفاعات زندگی می کرده اند، به سمت خود
کشانده است. منطقه ای بسیار کهن با قدمتی در حدود 7000 سال!
سيلك شامل دو تپه شمالي و جنوبي، به فاصله 600 متري از يکديگر و در
قبرستان الف و ب مي باشد. قبرستان الف با قدمت 3500 ساله در 200 متري جنوب
تپه جنوبي قرار داشت که امروزه بر روي آن بلوار 24 متري اميرالمومنين
کشيده شده و قبرستان ب نيز با قدمت 3000 ساله در زير باغ ها و زمين هاي
کشاورزي ضلع غربي تپه قرار گرفته است! .

چگونگي کشف تپه ها:
پيدا شدن چند ظرف كم نظير در اوايل سال 1933 در پاريس و شناخته
شدن محل اكتشاف اين ظروف كه در سيلك كاشان بود، توجه باستان شناسان خارجي
را به اين محل معطوف داشت. نهايتا" مشاور موزه ملي فرانسه در اكتبر همان
سال (1933 ميلادي) مجوز حفاري در اين نقطه را به دست آورده و هيئتي را كه
از طرف ايشان در ايران (شمال لرستان) مشغول حفاري بود مأمور نمود تا در
سيلك كاشان به انجام حفاري بپردازد.
اين هيئت به سرپرستي رومن گيرشمن از نوامبر سال 1933 تا ژانويه 1938 با
انجام سه فصل حفاري و كاوش در سيلك به ارزشهاي والاي اين ناحيه پي برده و
به نتايج قابل توجهي رسيدند. گزارش جامع اين حفريات و تحقيقات در سال 1938
ميلادي به صورت دو جلد كتاب به زبان فرانسه در پاريس منتشر شد. با انتشار
اين گزارش سيلك كاشان به عنوان مهد و خاستگاه يكي از كهن ترين تمدنهاي
بشري مطرح و نگاهها را به خود متوجه ساخت.اين گزارشات امروزه به صورت يک
منبع و مرجع اطلاعاتي راجع به فلات مرکزي ايران مي باشدکه مورد استفاده
محققين و باستان شناسان ايراني و خارجي است.
گيرشمن پس از انجام كاوش هايش چنين نتيجه گرفت كه در محوطه سيلك،شش دوره
فرهنگي متمايز را مي توان مشخص كرد كه از 7500 سال پيش آغاز شده و تا
هزارۀ اول قبل از ميلاد ادامه داشته است.
نكته 1 : جهت بدست آوردن اطلاعات تخصصي و فني در مورد كشفيات صورت گرفته در سيلك مي توانيد از
اين منبع استفاده كنيد .
نكته 2 : اشيا و خاصه سفالينه هاي بدست آمده از سيلك را مي توان در
موزه هاي مشهور جهان و ايران مشاهده نمود . همچنين گنجينه اي از اشياي
طلايي سيلك در اختيار يك مجموعه دار ژاپني مي باشد .


با تمام ویژگی های منحصر به فرد سیلک، افراد زیادی به دیدن تپه نمی روند
چرا که در نگاه ابتدایی یک تپه خاکی جاذبه برای دیدن، آن هم در گرمای شهر
کاشان ندارد ولی با کمی توجه به قدمت و شناخت تاریخ، آنوقت این تپه دالانی
برای ورود به دنیایی دیگر محسوب خواهد شد و این، وسوسه دیدار از آن را
برخواهد انگیخت.
این تپه در مغرب مسیر کاشان- فین و در مجاورت جاده قرار دارد. سیلک در حال
حاضر مشتمل بریک تپه شمالی و یک تپه جنوبی است که به فاصله 500 متر از
یکدیگر قرار دارند.در جلو این تپه ها گورستان هایی از انسان های ما قبل
تاریخ وجود دارد. این تپه ها برای افراد عادی جذابیت فراوانی ندارد. به
غیر از قسمت کوچکی از دیوارهای خشتی و چند ابزار و اسکلت به نمایش گذاشته
شده، تنها تپه های خشک و بی آب و علف دیده می شود که احتمالا توجه افراد
عادی را جلب نخواهد کرد.
تپه هاي سيلك پس از كاوش هاي گيريشمن بدست فراموشي سپرده شد و به مرور
زمان تبديل به محل تخليه نخاله هاي ساختماني و تجمع معتادان شد تا اينكه
در سال 1380 طرح بازنگري سيلك به مدت 5 سال و زير نظر دكتر صادق ملك
شهميرزادي آغاز شد . تلاشهاي دكتر ملك شهميرزادي و انتشار نتايج طرح به
صورت پنج جلد كتاب موجب شد تا بار ديگر نگاهها به سوي سيلك جلب شود . اين
كتابها كه با عناويني چون نقره كاران سيلك ، سفالكاران سيلك ، شكارگران
سيلك ، نساجان سيلك و زيگورات سيلك منتشر شدند ابعاد تازه اي از تمدن
ساكنان سيلك را به محققين و باستان شناسان معرفي نمود . ارائه فرضيه
زيگورات بودن تپه ها از سوي جناب دكتر نيز عامل مهمي در افزودن اهميت سيلك
شد .
زيگورات چيست؟
زيگورات معماري مذهبي ويژه شهرهاي عمده بين النهرين(عراق كنوني)
و ايران بوده است كه بصورت برج مطبق هرمي شكل بنا ميشد. ساخت زيگوراتها از
4200 تا 2500 سال پيش متداول بوده است .
زيگورات بناي خشتي تو پر فاقد فضاهاي داخلي است كه سطح خارجي آن داراي
پوششي از آجر است. ابعاد قاعده زيگوراتهامربع و يا مستطيل و اندازه آنها
بين 50 در50 يا 40 در 50 متر متغير است. از نظر موقعيت جغرافيايي تا قبل
از كشف زيگورات سيلك بين سومر بابل آشور و جنوب غربي ايران توزيع شده
اند.براي نخستين بار در فلات مركزي ايران نيز از بقاياي زيگوراتي در سيلك
كاشان خاك برداري شده است. تاكنون هيچ يك از زيگوراتهاي شناسايي شده بطور
سالم و كامل باقي نمانده است و لذا ارتفاع اصلي آنها مشخص نشده است. دست
رسي به فوقاني ترين طبقه زيگورات بوسيله پله كان و يا راه شيب دار صورت مي
گرفت. فضاهاي اطراف زيگورات ها را با درختكاري و يا مرغ فضاسازي ميكردند.
از 32 زيگوراتي كه تاكنون در ايران و عراق بر اساس متون تاريخي (11) و بر
اساس كشفيات باستان شناسي (21) شناسايي شده اند 5 زيگورات در ايران و 27
زيگورات در عراق قرار دارند كه زيگورات سيلك كهن ترين آنهاست.
نكته : براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد زيگوراتها به
اينجا رجوع كنيد .

امسال (1386) برگزاري همايش و جشنواره اي با عنوان
سيلك شناسنامه كهن ملي ضمن معرفي بيشتر و بهتر اين اثر ارزشمند موجبات
مطرح شدن ايده تلاش براي ثبت سيلك (و محور تاريخي منتهي به باغ فين و
محوطه پيش از تاريخ پشت باغ با نام كفتارخون) در فهرست آثار جهاني گرديد
كه اميدواريم روزي شاهد اين امر باشيم .
منابع :
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
دوازدهم شهریور ماه برابر است با سالروز تولد شاعر و نقاش نوپرداز
معاصر منوچهر شيباني کاشانی . وي در سال ۱۳۰۳ در كاشان متولد شد شهری كه بعدها
سهراب سپهری نيز بدان پناه برد. او از خانواده فتح الله شيبانی - شاعر بازگشتی عصر
قاجار - بود و پدرش دوست ميرزاده عشقی .
در سن هفت هشت سالگي پدر را از دست داد. پدربزرگ و مادربزرگ
اشرافي، مادر جوان را وادار به ازدواج مجدد نمودند و نوهي خردسال و برادر كوچكترش
را نزد خود آوردند. بدين ترتيب منوچهر شيباني در خانهي پدربزرگ رشد و نمو يافت.
مدرسه ژاندارك تهران را تمام كرد و هنرستان صنعتی را نيز گذراند. برای ادامه تحصيل
به هنرستان شبانه روزی نساجی مازندران در قائم شهر رفت(12سالگي) . در این رشته به
طراحی پارچه علاقه مند می شود آشنایی با رنگ و ترکیب رنگها و طراحی پارچه موجب
ایجاد طرحهای جدید و بدیع می شود که شباهت زیادی به سبک کوبیسم و نقاشی های پیکاسو
دارد البته او تا پیش از آن هیچ آشنایی با پیکاسو نداشته ؛ آشنایی او با این سبک
باعث نگرش جدید به نقاشی و شعر می شود بعد به هنرستان هنرپیشگی می رود و طراحی
لباس ، دکور ، آرایش صحنه را می آموزد. سپس از محضر استاد رفیع حالتی و استد
حیدریان از شاگردان کمال الملک بهره می گیرد .

از سال ۱۳۲۴ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصيل در
رشتهي نقاشي مي پردازد و از آنجا با درجه لیسانس نقاشی فارغ التحصیل می شود ,
آشنایی و مراوده با بزرگانی چون صادق هدایت ، نیما یوشیج ، هوشنگ ایرانی ، جلال آل
احمد و سیمین دانشور موجب گشوده شدن افق های جدید در زندگی شیبانی می شود. وي
همچنين دوست صميمي و هم دوره سهراب سپهري بوده و سهراب در شعر نو و نقاشي از او
چيزهاي بسيار آموخته است. اين دو هنرمند همراه با صادق بريراني در زمان دانشجويي سه
تفنگدار دانشكده هنرهاي زيبا بودند كه در اشاعه هنر مدرن و ديدگاههاي نو در هنر،
در بين دانشجويان نقشي اساسي داشتهاند.
پس از اتمام دانشگاه به ايتاليا مي رود
و در رشتهي طراحي صحنهي تئاتر در دانشكدهي هنرهاي زيباي رم به تحصيل مي پردازد.
سپس به فرانسه می رود و از دانشکده سینمایی فرانسه لیسانس و سپس فوق لیسانس
كارگرداني سینما رادریافت می کند . او در سال 1354 به ایران باز می گردد و به عنوان
استاد دانشگاه هنرهای دراماتیک به تدریس مشغول می شود . در نتيجه منوچهر شيباني،
شاعر، نقاش، طراح صحنهي تئاتر، نمايشنامهنويس و سينماگر از آب درآمد.
به طور
خلاصه از منوچهر شيباني سه كتاب شعر به نامهاي «جرقه ۱۳۲۲» ، «آتشكدهي خاموش
۱۳۲۴» و «سراب هاي كويري 1356» منتشر شده است . او همچنين نويسندهي چندين اُپرا و
نمايشنامه بوده است و 14 فيلم را كارگرداني كرده است. وي در عمر نسبتاً كوتاهش 52
نمايشگاه نقاشي در داخل و خارج از ايران برپا كرده و در بيينالهاي داخلي و خارج
برندهي جوايزي شده است. از جمله اين جوايز جايزهي هنرهاي زيبا در دومين بيينال
تهران ميباشد. اولين نمودهاي هنر كانسپچوال و اينساليشن در ايران با كارهاي او در
دههي ۴۰ با «نور و صداي تخت جمشيد» ظاهر ميشود.
و عاقبت منوچهر شيباني در آبان
ماه ۱۳۷۰ در سن ۶۷ سالگي پس از تحمل چندين ماه بيماري سخت و لاعلاج سرطان دار فاني
را وداع گفت. او تا آخرين لحظاتي كه ميتوانست قلم در دست گيرد، نقاشي كرد و تا
آخرين لحظاتي كه ميتوانست كلامي بر زبان آورد، شعر خواند و از هنر گفت. او ميگفت
تا لحظهاي كه زندهام، زندگي ميكنم.

نمونهای ازشعرهای جرقه را ذيلا میخوانيم: كلبه شعله ور يك ده
ساكت و روح افزا/ همچنان دختری شوخ و زيبا/ خفته بردامن تيرگیها / می وزد بادی
ازكوهسار/ درسياهی شب، تك درختان/ چون سيه غولهای بيابان / می كند هركسی را هراسان
/ خشن خش برگ برشاخسار/ كلبه ئی دورافتاده ازده/ گوئی ازكاروان پس افتاده/ زان به
پا دود كمرنگ چون مه ... /
توجه :
به همت كانون انديشه سپهري و با
مساعدت خاندان شيباني ، در محل خانه احسان (روبروي مسجد آقابزرگ) نمايشگاهي دائمي
از وسايل شخصي اين هنرمند برپا شده و دوستداران مي توانند تا كرماني ها اين وسايل
را هم به كرمان نبرده اند ! (مانند آثار سهراب) از آن بازديد نمايند.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
8 شهريور 1355 سالروز ثبت بازار تاريخي كاشان در فهرست
آثار ملي ايران به شماره 1284 است . هر چند آنچه كه امروزه به عنوان بازار
بزرگ كاشان مي شناسيم مربوط به دوران زنديه است اما اصل آن در دوران
سلجوقيان بنا نهاده شده است . بازار بزرگ كاشان با طول زياد و آثار تاريخي
فراوان و مغازه هاي فروش صنايع دستي و فرش و ادويه يكي از ديدني ترين
مكانهاي اين شهر توريستي مي باشد كه در طول تاريخ مورد بازديد تعداد زيادي
از سياحان و گردشگران داخلي و خارجي قرار گرفته و آنها در سفرنامه ها خود
گزارشات متعددي از اين مكان ثبت و ضبط نموده اند . به عنوان مثال در كتاب
زينت المجالس آمده : ' مثل راسته بازار كاشان در تمام جهان نيست و طول آن
حدود دو هزار قدم مي باشد .' و يا ادوارد براون مستشرق معروف انگليسي مي
نويسد : ' بازار مسگرهاي كاشان با صداي دايمي چكش و كوره هايي كه مس در
آن قرمز مي شود يكي از نقاط تماشايي مشرق زمين است . 'اين شهرت گاه موجب
رواج مطالب نادرست و اغراق آميز هم شده كه نمونه آن شكايت ابوعلي سينا (يا
مردم اصفهان) از صداي دايمي چكش مسگران كاشاني است .
بازار كاشان كه
در طول تاريخ خود شاهد حوادث زيادي بوده و به مرور از طول آن كاسته شده تا
به حدود امروزي خود رسيده داراي راسته هاي متعددي مي باشد كه راسته هاي
مسگرها ، زرگرها ، ارسي دوزها ، بزازها ، پانخل ، درب زنجير ، گذرنو و
بالا بازار از آن جمله هستند . راسته همان مسير اصلي بازار است و درون
راسته ها مي توان رسته هاي نختلفي را هم ديد . رسته ها همان اصناف هستند
كه مغازه هاي آن رسته عمدتاً به يك شغل مشغولند اين امر باعث مي شود كه
ضمن صرفه جويي در وقت مشتري بر قدرت انتخاب او نيز افزوده شده و ضمناً
قيمتها نيز تعديل شده و از گرانفروشي جلوگيري شود .
در بازار كاشان
آثار تاريخي متعددي وجود دارد كه از آن جمله مي توان به اين موارد اشاره
كرد : مساجدي چون مسجد ميرعماد (واقع در مجموعه ميرعماد مربوط به دوران
قراقويونلوها) و مسجد سلطاني (يا امام مربوط به دوران فتحعلي شاد قاجار) ،
آب انبارهايي چون آب انبار حاج سيد حسين صباغ (زيباترين و بزرگترين و عميق
ترين آب انبار كاشان مربوط به دوره زنديه) و آب انبار بالابازار (مربوط به
دوره صفويه) ، حمام هايي چون حمام خان (مربوط به دوران زنديه) ، تيمچه
هايي چون تيمچه امين الدوله (مشهور به نگين تيمچه هاي ايران با سقفي بسيار
بلند و باشكوه مربوط به دوران قاجار) ، سراهاي زيبا و آرامي چون سراي گمرك
(دقيقاً نقش گمرك امروزي را داشته و كالاها قبل از ورود به چرخه اقتصادي
بازار مي بايست در اين سرا مورد بازرسي قرار گرفته و توسط مهري مخصوص
تاييد مي شده است) . به جز اينها وجود دهها مكان تاريخي ديگر چون كاروان
سراها ، حسينيه ها و مدارس علميه شاهدي بر رونق و شكوه اين بازار در گذشته
تاريخي اش هستند .
وجود آثار تاريخي متنوع در بازارهاي قديمي نشان
دهنده نقش محوري آنها در روزگاران قديم بوده كه اين امر يكي از تفاوت هاي
بازار با مجموعه هاي تجاري امروزي مي باشد . بازار فقط مكاني براي تجارت و
اقتصاد نبوده و وجود اماكني چون حمام و مسجد و آب انبار و مدرسه علميه نقش
بسيار مهمتري را براي آن در زندگي روزمره ايجاد مي نموده است . به جز
اينها بازار كاشان همواره مكاني براي برگزاري مراسم مذهبي و عزاداري
(مخصوصاً ماه محرم) نيز بوده و مي باشد .
اماكن تاريخي متعدد ، حجره
هاي فروش صنايع دستي به خصوص فرش و مس و نيز مغازه هاي فروش ادويه و
خشكبار و گلاب مجموعاً محيط مناسبي را براي بازديد و خريد گردشگران فراهم
مي نمايد . بازار كاشان اوج رونق خود را در دوران شاه عباس صفوي (و به
روايتي فتحعلي شاه قاجار) تجربه نموده است . اين بازار در زلزله ويرانگر
دوران زنديه به كلي تخريب شد و به دستور كريم خان زند و به همت عبدالرزاق
خان حاكم خير وقت كاشان مجدداً تعمير و احيا گرديد . نظريه ساخت مجدد
بازار بر روي ويرانه هاي بازار قبلي مورد ترديد بود تا اينكه چند سال پيش
بر اثر بارندگي قسمتهايي از بازار فرو رفت و بقاياي بازار قديم نمايان
گرديد . اخيراً توسط شهرداري كاشان بدنه و سردر و بخشهايي از بازار مرمت
گرديده كه جان تازه اي در كالبد آن دميده شده است . با اينهمه عدم توجه
كافي از سوي كسبه و هيئات مذهبي موجب وارد شدن آسيب هايي از سوي آنان بر
پيكر بازار و آثار تاريخي آن مي شود كه ناتواني ادراه ميراث فرهنگي كاشان
در جلوگيري به موقع از اين صدمات نيز عامل تهديد كننده اي براي سلامت
بازار مي باشد .

نكته : بازار اولين
مكاني بود كه به عنوان راهنما در آن مشغول به راهنمايي گردشگران شدم و به
همين خاطر احساس خاصي نسبت به آن دارم . در آن ايام (بهار 1381) به همراه
يكي از دوستان (كه سالهاست از او بي خبرم) اقدام به تهيه نقشه و متني در
مورد بازار شديم كه تكثير شده و در اختيار گردشگران قرار گرفت . جالب است
كه آن متن به عنوان يكي از معدود متون منتشر شده در مورد بازار مي باشد كه
مورد استفاده بسياري از مطالب منتشر شده بعدي و نيز سايتهاي اينترنتي قرار
گرفت و امروز كه مي خواستم اين مطالب را بنويسم كوشش زيادي به خرج دادم تا
مطالبم شباهت كمتري با آن داشته باشد .
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
هشتم مرداد سالروز تولد دکتر امیرحسین آریان پور جامعه شناس بزرگ ایرانیه. دکتر آریان پور در سال ۱۳۰۳ شمسی در تهران به دنیا اومد ولی اصالتاْ اهل کاشانه.
پدر بزرگش پهلوان حسین سالار اسلام یا همون نایب حسین کاشی معروفه , همون کسی که در اواخر دوران قاجار سر به شورش و تمرد از حکومت مرکزی برداشت و مدتهای مدیدی کاشان و مناطق اطرافشو از دایره قدرت حکومت مرکزی بیرون برد. در اینکه نایب حسین آدم خوب یا بدی بود نظریات مختلفی وجود داره که خودش یه بحث جدا رو می طلبه اما برای من خیلی جالب بود که از این خونواده آدمهایی مثل دکتر امیرحسین آریان پور و دکتر آریان پور معروف (صاحب فرهنگ لغت انگلیسی) به جامعه معرفی شدن. اینک بگم که خاندان نایبی کلاْ مورد غضب رضاشاه بودن که یکی از دلایل جالب اون این بوده که عصمت الملوک دولتشاهی , یکی از همسران رضاشاه , نامزد قبلی امیر مهدی پدر همین دکتر امیرحسین بوده و رضاشاه یادآوری این جریان رو خوش نداشته.
دكتر آريان پور يكي از بزرگترين جامعه شناسان ايرانيه كه صاحب تاليفات زيادي هم هست. همين طور تحصيلات تعجب آوري هم داشته كه نشون دهنده وسعت معلوماتش بوده :
ليسانس علوم اجتماعى (دانشگاه آمريكايى بيروت - لبنان) ، ليسانس فلسفه و علوم تربيتى (دانشگاه تهران) ، ليسانس علوم سياسى (دانشگاه تهران)، ليسانس ادبيات فارسى(دانشگاه تهران) ، فوق ليسانس ادبيات انگليسى (دانشگاه كمبريج - انگلستان) ، دكتراى علوم سياسى - اجتماعى (دانشگاه پرينستون - آمريكا) ، دكتراى ادبيات فارسى با گرايش خط و زبان باستانى (دانشگاه تهران) ، دكتراى فلسفه (دانشگاه تهران) ، و...
يكي از نكات جالبي هم كه توي تحقيقاتم در مورد دكتر فهميدم اين بود كه ايشون يكي از اساتيدي بوده كه در جلسه دفاعيه دانشنامه دكتراي شهيد بهشتي به عنوان عضو هيات داوران حضور داشتن (به همراه شهيد مطهري , شهيد مفتح و شخصي به اسم مصلح).
آريان پور جوان پيش از عزيمت به ايالات متحده و تحصيل در دانشگاه پرينستون!(كه دوران سياه مك كارتيسم منجر به اخراج شدن او از خاك ايالات متحده به دليل چاپ رساله ای درباره ملی شدن نفت ايران شد!) بنا به سنت خانواده خود ،از كودكی به ورزش بدنی مشغول ميشه. در سال ۱۳۱۹ در مشهد به مقام قهرمانی وزنه برداری مي رسه و در سال ۱۳۲۱ قهرمان وزنه برداری كشور شد(قهرمان دوم، بعد از قهرمان اول، محمود نامجو). آريان پور در سال ۱۳۲۲ در مسابقات چند مليتی بيروت، به مقام قهرمانی وزنه برداری خاور نزديك نايل ميشه.

دكتر آريان پور، سه گروه متفكر و روشنفكر جامعه يعنى فيلسوفان، دانشمندان و هنرمندان را هم شأن مى دونسته و معتقد بود كه ؛ «فلسفه، علم و هنر داراى پيوندهاى ناگسستنى از هم مى باشند» ، چون هر سه گروه را داراى جنبه هاى ادراكى قوى مى دونست.
از دكتر آريان پور، صدها مقاله تحقيقى، متن صدها سخنرانى و در حدود ۱۲ كتاب تأليفى و نگارشى و ۱۱ كتاب ترجمه اى باقى مونده كه عمده ترين آثارش عبارتند از؛
۱ - فرويديسم و ادبيات و عرفان ۲- در آستانه رستاخيز ۳- آيين پژوهش ۴ - جامعه شناسى هنر ۵- دشمن مردم(هنريك ايبسن) ۶ - تاريخ تمدن (ويليام دورانت) ۷ - زمينه جامعه شناسى (آ.ك.برن و نيمكف) ۸ - سير فلسفه در ايران(علامه اقبال لاهورى ) ۹ - فرهنگ تفصيلى چهارزبانه علوم اجتماعى، اين كتاب تاكنون چاپ نشده كه حاصل ۴۰ سال تحقيق دكتر آريان پور بوده و به عنوان دايره المعارف عظيم حوزه علوم انسانى و فلسفه و جامعه شناسى مطرحه .
دكتر آريان پور كه از بيماري پاركينسون رنج مي برد در ۸ امرداد ۱۳۸۰در تهران به سرای جاوید شتافت. روحش شاد و یادش گرامی.
منبع: مقاله روزنامه ايران و سايتهاي اينترنتي
نکته : اطلاعات جامعی در مورد ایشون و کارهاشون و حتی نمونه صدا و فیلمشون رو می تونید از وب سایت موسسه همیاری های جامعه شناختی دکتر امیرحسین آریان پور بدست بیارید.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
102 سال پيش درچنين روزي - 21رجب سال1327هجري قمري: ابراهيم خان صديق الممالك ازمستوفيان و تاريخ نگاران عهد قاجاربراثر سكته قلبي درگذشت. او ازمردم كاشان بود و بعد ازآمدن به تهران به كارهاي ديواني مشغول شد. صديق الممالك مدتي هم دركتابخانه سلطنتي به كارگمارده شد. او اهل قلم بود و اثرمهم او «مُنتَخَبُالتّواريخ »است كه يك دوره تاريخ عمومي را شامل مي شود. صديق الممالك اين كتاب را در زمان مظفرالدّين شاه كامل كرد و بنام «مُنتَخَبُ التَّواريخ مظفّري» منتشر ساخت. اين كتاب اقتباسي آشكاراز لُبُّ التّواريخ است و صديق الممالك اثر خود را ازآغاز تا رويدادهاي سال948هجري قمري ازلُبُّ التواريخ گرفته است. همچنين وقايع روزگار را از جلد سوم منتظم ناصري نوشته است.
منبع: سایت صدا وسیما
با تشکر از وبلاگ فصلنامه ستا
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
سرور اعظم باكوچي معروف به سپيده كاشاني شاعر و نويسندة معتمد و انقلابي در سال ۱۳۱۳ در شهر دارالمومنين كاشان به دنيا آمد. شهري كه تاريخش سرشار از اديبان و شعراي نامدار است اين بار شاهد تولد بانويي نامدار گشت.
كاشاني در همان اوان كودكي و آغاز تحصيل در دبستاني در كاشان به كتاب و شعر روي ميآورد و قصههاي كودكانه و شعرهاي مخيل و روان كودك، زندگي وي را از ساير كودكان متمايز ميكند، دختر به گوشهاي ميخزد و سر در جيب تفكر فرو ميبرد و سرانجام در سال ۱۳۲۵ ه.ش اولين شعر بر وي الهام ميشود و اين نخستين وديعة الهي سرآغازي ميشود، براي سرايش شعرهاي بعدي. سپيده كاشاني پس از پايان آموزش متوسطه به ادامه تحصيل در منزل ميپردازد و از دامن دانشگاه زندگي ميآموزد؛ آنچه را كه در محيط آكادميك نميتوان يافت. در سال ۱۳۳۱ ازدواج ميكند و به تهران ميرود تا در كنار بزرگان آن ديار بيشتر بياموزد و شعر را به منزل مقصود برساند. در تهران به زودي وي غم سنگيني را در قلب شاعرانهاش احساس ميكند، او معلم واقعياش، مادرش را از دست ميدهد.
۱۳۴۷ آغاز فعاليت وي با مطبوعات است و در اين سالها پدر را نيز از دست ميدهد و اندوه مضاعف را به دوش ميكشد.
اولين مجموعه شعر وي در سال ۱۳۵۲ به چاپ ميرسد و در سال ۱۳۵۸ با صدا و سيماي جمهوري اسلامي همكاري ميكند و به عضويت شوراي شعر و سرود در ميآيد. حضور مكرر وي در جبهههاي جنگ تحميلي همراه با فرزند ارشدش، وي را شاعر جنگ ميكند و در سال ۱۳۶۳ در يك ديدار رسمي استاد شهريار را ميبيند كه تأثير بزرگي بر وي ميگذارد.
۱۳۶۴ همسرش را از دست ميدهد و به ادامه فعاليتهاي فرهنگي و هنري روي ميآورد. در سفر رسمي به كشور تاجيكستان از همگرايي، همزباني ميگويد ودر سال ۱۳۷۱ به انگلستان جهت معالجه اعزام ميشود كه پايان سفر دنيا و سفر آخرت را آغاز ميكند.
وي در بيست و دوم بهمن همان سال به جهان باقي ميشتابد و در بهشت زهرا خاك پذيرنده را به آغوش ميكشد.
از اوست :
به خون گر كشي خاك من، دشمن من / بجوشد گل اندر گل از گلشن من
تنم گر بسوزي، به تيرم بدوزي / جدا سازي اي خصم، سر از تن من
كجا ميتواني، ز قلبم ربايي / تو عشق ميان من و ميهن من
مسلمانم و آرمانم شهادت / تجلّيِ هستيست، جان كندن من
مپندار اين شعله افسرده گردد / كه بعد از من افروزد از مدفن من
نه تسليم و سازش، نه تكريم و خواهش / بتازد به نيرنگ تو، توسن من
كنون رود خلق است درياي جوشان / همه خوشة خشم شد خرمن من
من آزاده از خاك آزادگانم / گل صبر ميپرورد دامن من
جز از جام توحيد هرگز ننوشم / زني گر به تيغ ستم گردن من
بلند اخترم، رهبرم، از در آمد / بهار است و هنگام گل چيدن من
توضیح : میزان علاقهمندی سپیده کاشانی به حضرت امام خمینی (ره) تا آن اندازه بود که وقتی امام بزرگوار در بستر بیماری افتاد او نیز کارش به بیمارستان کشید.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
88 سال پيش درچنين روزي - 23جمادي الثاني سال 1340هجري قمري - « آيت الله حبيب الله شريف كاشاني» عالم و فقيه فرزانه عصر حاضر در شهر كاشان درگذشت.
ولادت
حبيب الله شريف كاشانى در سال 1262 ق . ديده به جهان گشود.
پدرش آيه الله ملا على مدد ساوجى در ساوه متولد شد و بخش اعظمى از تحصيلات خود را در قزوين و سپس كاشان گذراند. در ايام جوانى به درجه اجتهاد رسيد و سپس در سال 1266 ق . از كاشان به ساوه مراجعت كرد و تا پايان عمر روشنى بخش مردمان آن ديار گرديد.
مادر ملا حبيب الله ، دختر ميرزا حبيب الله (معروف به ميرزا باباى حسينى نطنزى) بود.
تحصيل
حبيب الله پس از رحلت پدرش (1270 ق .) در زادگاهش كاشان تحت سرپرستى آيه الله سيد حسين كاشانى (متوفاى 1296 ق .) به تحصيل علوم حوزوى همت گماشت .
آن نوجوان يتيم ، در پرتو تلاش و استعداد خدادادى اش و دقت و مراقبت استادش ، در مدت ده سال مدارج عالى تحصيل را پشت سر نهاد و در شانزده سالگى گواهى نقل روايت و سپس در هيجده سالگى از استادش ، گواهى اجتهاد دريافت كرد.
آيه الله سيد حسين كاشانى كه از شاگردان پدر بزرگوار ملا حبيب الله بود، نقشى بسزا در تربيت علمى و نيز امور زندگى ملا حبيب الله داشت . ملا حبيب الله درباره استادش آورده است :
((... تمامى اين زحماتى كه او (سيد حسين كاشانى ) برايم متحمل شد به اين سبب بود كه مى خواست حق شاگردى پدرم را ادا كرده باشد...))
ملا حبيب الله در دوران حيات پر بار خويش ، براى خوشه چينى از محضر بزرگان و كسب علم و ادب از هيچ كوششى دريغ نكرد. او با مسافرت به اصفهان از محضر آيه الله ميرزا محمد مهدى كلباسى استفاده فراوان برد.
در جستجوى خورشيد
اين مجتهد شريف و ستاره پر فروغ كاشان ، دو سال پس از دريافت اجازه اجتهاد، در سال 1281 ق . براى آستان بوسى امامان معصوم عليهم السلام و نيز استفاده از محضر دانشمند پرآوازه شيعه - شيخ مرتضى انصارى - به سوى عراق حركت كرد. او پس از رسيدن به كربلا، خبر جانگداز رحلت شيخ انصارى را شنيد و در ماتم فرو رفت .
ستاره شريف كاشان با اقامت در كربلا، به محضر فقيه معروف آن ديار آيه الله مولى محمد حسين معروف به فاضل اردكانى شتافته ، از خرمن فضايل او بهره مى جويد.
پس از چندى به نجف اشرف رفته ، سر بر آستان كوى دوست اميرمومنان ساييد و از آنجا به ايران بازگشت . ملا حبيب الله پس از رسيدن به كاشان ، مجذوب آوازه علمى يكى از دانشوران گلپايگان گرديد و به سوى او شتافت وى در اين باره مى گويد:
((پس از مدتى درنگ تصميم گرفتم به خدمت سرور بزرگوار، فاضل صمدانى ، مرحوم ملا زين العابدين گلپايگانى برسم . چون به حضور وى رسيدم او را (در اثر بيمارى ) بسيار گوشه گير يافتم به حدى كه از خانه بيرون نمى آمد و درس و بحث و قيل و قال مدرسه را رها كرده و دچار ناراحتى و ضعف چشم گرديده بود. به همين علت نتوانستم از محضر وى استفاده درسى ببرم . ليكن فوايد گرانقدرى از تشرف به حضورش نصيب من شد. او مرا سفارش كرد كه با دنياطلبان ترك مراوده كنم . دل را به ياد خدا مشغول دارم و خود را از عوامل مشغول كننده اين جهان دور سازم و من تمامى وصاياى او را پذيرفتم و آويزه گوش خود ساختم و تا امروز بر آن هستم ...))
آيه الله شريف كاشانى پس از استقرار در كاشان ، به رغم مشكلات موجود در آن عصر و نبود امكانات اوليه مورد نياز، به تاليف ، تدوين و تكميل تحقيقات خود پرداخت .
او همزمان با فعاليتهاى نگارشى ، از تدريس دانش پژوهان حوزه و ارشاد و هدايت دين باوران كاشانى غافل نبوده ، در مسند عظيم مرجعيت ، به انجام وظايف شرعى خويش اشتغال داشت .
مسجد قديمى ((ميرزا مقيم )) كه امروزه به نام ((مسجد ملا حبيب الله شريف )) معروف است ياد آور تلاشهاى خالصانه او و ناله هاى شبانه آن عارف وارسته است .
وارسته شايسته
حبيب شريف حق ، در دوران زندگى نكويش از خود فارغ شد و نعمتها و زرق و برقهاى فريبنده دنيا را به كنار نهاد و در فضايى از زهد و وارستگى ، به شيوه شيواى بزرگان اقتدا كرد و با وجود فراهم شدن امكانات مالى ، بر قله رفيع پارسايى قدم نهاد.
وصيت نامه آن فقيه گرانمايه بهترين سند گوياى اين مطلب است :
((... اما آنچه ندارم پس لا يعد و لا يحصى (بى حد و اندازه ) است ... چه در دنيا مالى فراهم نكرده ام با آنكه مال بسيار به دستم آمد.
جهان و هر چه در آن است هيچ در هيچ است / هزار مرتبه اين نكته كرده ام تحقيق ))
ويژگيهاى بارز ملا حبيب الله شريف كاشانى عبارت بود از:
جامعيت در علوم و فنون ، كثرت تأليفات و تأليف قبل از بلوغ ، نبوغ و استعداد فوق العاده ، عدم تمايل به شهرت و جاه و مقام ، اجتناب از نزديك شدن به حكومت طاغوت ، كمالات روحى و اخلاق حسنه ، كرامات و مقامهاى معنوى ، عرفان و فضائل انسانى ، شعر و ادب به زبان فارسى و عربى ، زيبائى قلم ، شيوائى بيان ، عشق و علاقه خاص به اهلبيت (پيامبر اسلام ) ، تلاش و پشتكار فوق العاده ، اخلاص و كوشش در كسب رضاى خداوند.
تا عرصه سياست
آيه الله شريف كاشانى به مسائل علمى توجه و عنايت افزون و از جنجال آفرينى پرهيز داشت اما با اتكاء به اصول اساسى اسلام ، از حضور در صحنه هاى سرنوشت ساز سياسى غافل نبود و به مقتضاى زمان و به اندازه توان در امور سياسى دخالت مى كرد.
نهضت مشروطه و قيام عمومى مسلمانان ايران زمين به رهبرى روحانيون ظلم ستيز و دلسوز، مهمترين مساله سياسى دوران حيات ملا حبيب الله شريف بود.
ملا عبدالرسول مدنى كاشانى - شاگرد و داماد آيه الله شريف - به دستور آيه الله شريف كاشانى ، كتابى را درباره مشروطيت به نام ((رساله انصافيه )) به نگارش در آورد. پس از اتمام ، (محرم 1328 ق .) ملا حبيب الله شريف بر آن كتاب مقدمه اى كوتاه نگاشت كه قسمتى از آن چنين است :
((... چون (رساله انصافيه ) ملاحظه شد مطابق مقصود اين احقر و موافق قانون شرع انور بود.))
از ديگر اسنادى كه بيانگر بعد سياسى آيه الله شريف است نگارش كتاب ((انتخاب المسائل )) است . اين كتاب در برگيرنده پرسشهاى مردم درباره مسائل مختلف مشروطيت و جوابهاى حكيمانه ملا حبيب الله است .
البته پس از انحراف مشروطه از مسير اصلى و شرعى خويش ، آيه الله شريف نيز در زمره مخالفان آن قرار گرفت و در مخالفت با مشروطه سخنها گفت . او در اين باره اشعارى نيز سروده است .
حضور ملا حبيب الله شريف در جمع علماى كاشان و در پيشاپيش آزاديخواهان آن ديار، نسبت به انتخاب انجمن ايالتى و ولايتى كاشان سندى ديگر از اين شخصيت است .
آثار سبز
از ويژگي هاي برجسته ی ميرزا، تنوع تأليفات و فزوني آنهاست. آثار وی را تا سیصد جلد کتاب و رساله نوشته اند، اما تنها حدود دویست جلد آن ها در موضوعات فقهی، اصول تفسیر، حدیث، عقاید، ادبیات، منطق، عرفان و حدود هشت هزار بیت شعر شناخته شده است.
بر اساس نگاشته كتاب لباب الالقاب آيه الله شريف 21 سال قبل از رحلتش تعداد 135 كتاب خويش را نام برده است . شگفت اينكه تعداد زيادى از اين آثار قبل از رسيدن به سن بلوغ نوشته شده است .
از آثار وي مي توان به مُنتقِدُ المنافع فی شرح المُختصر به عنوان دائرة المعارف فقه شیعه، اسرارالعارفين في الاخلاق و معارف، تذکرة الشهدا و منظومةٌ فی الفقه اشاره کرد.
دنياى جاويدان
اين عالم ربانى در طول زندگى پر بارش، در يك خانه تنگ و كوچك در يكى از محلات شهر كاشان زندگى كرد . آيه الله شريف كاشانى پس از حدود هشتاد سال عمر با بركت و بيش از هفتاد سال تحقيق ، تاليف ، تدريس و ارشاد، در جمادى الثانى 1340 در شهر كاشان به سوى دنياى جاويدان پر كشيد.
پيكر مطهرش در مزار ((دشت افروز)) كاشان به خاك سپرده شد و مقبره اش زيارتگاه دلباختگان شرافت و حقيقت گرديد.
در تاريخ مرگ او گفته اند:
دريــغا رفــت از ايــن دار فــانـي مهي كافزون بدي از ماه جاهش
چو تاريخ از خرد كردم طلب گفت بهشت جاودان آرامگاهش(1340)
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
پنجم تيرماه مصادف است با سالگرد عروج ملكوتي فقيه گرانقدر حضرت آيت الله العظمي مدني , عالم جليل القدري كه عمر پربركت خويش را در راه ترويج و تعليم فرهنگ غني اسلام سپري كرد و در زمان حياتش انسانهاي بسياري از چشمه پرفيض وجودش سيراب شدند.
زندگينامه
ولادت: مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا رضاي مدني فرزند آيت الله ملاّ عبد الرّسول مدني، از علماي بزرگ معاصر ، در شب چهارشنبه 23محرم الحرام سال1321 هجري قمري در شهر كاشان در يك خانواده روحاني ديده به جهان گشودند.
خانواده مدني از خانواده هاي با سابقه علمي ايران و از ديار عالم پرور و ادب آفرين شيراز بوده اند، جد بزرگوار ايشان مرحوم ملامحمود شيرازي در حدود سال1200 هجري قمري از شيراز به كاشان هجرت فرمودند.
والد معظم له: والد ايشان مرحوم آيت الله آقاي ملا عبدالرسول مدني مشهور به مجتهد كاشاني بودهاند كه در علوم مختلفه صاحب نظر بوده اند.
دوران تحصيل: مرحوم مدني دوران تحصيلات مقدماتي و سطح را در كاشان و در محضر علماي بزرگواري همچون مرحوم والدشان و مرحوم آيت الله حاج شيخ محمود نجفي تبريزي و مرحوم آيت الله آقا سيد محمد علوي بروجردي و جد بزرگوار مادريشان مرحوم آيت الله العظمي آقاي ملا حبيب الله شريف كاشاني گذراندند و از محضر اين بزرگواران كه همه از علماي مشهور بودند كسب علم و ادب نمودند.
معظم له در حدود سال1340هجري قمري همزمان با تشريف فرمايي حضرت آيت الله العظمي حائري يزدي ، موسس حوزه علميه قم ، به همراه چند نفر از دوستانش ، از جمله آقا مهدي فاضل نراقي ، جهت ادامه تحصيل و تكميل تحصيلات به قم آمدند و با علاقه فراوان به تحصيل و تعليم و تحقيق پرداخته و حاصل همين پشتكار بود كه به زودي به مراحل بالاي علم و اجتهاد دست يافتند و از قله هاي برافراشته فقاهت و تقوي گذر كردند. تا اينكه در سال 1345 هـ . ق از حاج شيخ عبد الكريم حائري موفّق به اخذ اجازة اجتهاد گرديد.
ايشان همچنين داراي اجازات از بزرگان ديگري چون استاد موسس , آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري , آيت الله العظمي آقاضياالدين عراقي , آيت الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني و آيت الله العظمي شيخ محمدرضا اصفهاني نيز مي باشند .
جمعي از اساتيد صاحب نام ايشان عبارتند از:
- مرحوم آيت الله العظمي آقاي ملاحبيب الله شريف كاشاني (جد معظم له)
- مرحوم آيت الله العظمي ملا عبدالرسول مدني كاشاني (ابوي معظم له)
- مرحوم آيت الله العظمي آقاي سيد محمد علوي مجتهد كاشاني
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا رضاي اصفهاني معروف به مسجدشاهي
- مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي
از دوستان و همشاگرديهاي ايشان ميتوان شخصيتهاي زير را نام برد:
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا روح الله خميني(ره)
- مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد محمد تقي خوانساري
- مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد احمد خوانساري
- مرحوم آيت الله العظمي حاج آقا روح الله خرم آبادي
- مرحوم آيت الله العظمي شيخ مهدي فاضل نراقي
- آيت الله العظمي آقاي حاج سيد محمدرضا گلپايگاني(ره)
آثار و تاليفات
مشارّ اليه در كار تأليف و تصنيف كوشا بود و آثاري از خود بر جاي نهاد كه نشان دهندة قدرت استنباط در مسائل فقهي است.
كتاب هاي ايشان كه چاپ شده اند عبارتند از:
تعليقة شريفة علي بحث الخيارات و الشروط ، براهين الجج للفقهاء و الحجج (4 جلد) ، كتاب القصاص للفقهاء و الخواص ، كتاب الديات ، كشف الاستار عن حكم المغرب و الاستتار ، فرايض المقلّدين (رسالة عمليّه) ، رساله في حكم التيمم لضيق الوقت و عدم دليل عليه مع وجود الماء عنده ، كتاب الخلافة ، كشف الحقائق في الرد علي الزنديق و المنافق ، رسالة في اصول مذهب تشيع ، مناسك حج ، الحجابيه ، من ولي السفهاء ، رساله في الربا ، رسالة في آنية الذهب و الفضه ، كفاية روية الهلال في البلاد البعيدة ، آل محمد كيست؟ ، رساله در ولايت فقيه
كتاب هايي كه تاليف فرمودهاند ولي چاپ نشدهاست:
الحواشي علي كتاب العروةالوثقي ، الحاشيه علي الغاية القصوي ، الحواشي علي توضيح المسائل ، رسالة في الحدود
آيت الله مدني سالها در كاشان به وظايف روحانيّت مشغول و در مدرسه و مسجد ميانچال به نماز جماعت ميپرداخت و به تدريس اشتغال داشت. اين عالم وارسته علاوه بر تدريس و تربيت طلاب علوم ديني به ايفاي مسئوليتهاي اجتماعي نيز همت مي گماشت . آيت الله مدني كاشاني در كمك به محرومان و مستمندان پيشگام بود و در رسيدگي به امور مردم همواره تلاشي بي دريغ مي كرد .
ايشان در طول زندگي پربركت خود يك لحظه از مجاهدت در راه ترويج اسلام دست برنداشتند و معتقد بودند علاوه بر ارتقا معنويات و اخلاق بايد معرفت ديني و سياسي مردم ارتقا پيدا كند. مرحوم آيت الله مدني كاشاني بينش سياسي خود را از پدر بزرگوارشان مرحوم ملاعبدالرسول مدني كه از نظريه پردازان حكومت مشروطه مشروعه بودند و همچنين در زمان تحصيلات حوزوي خود در كاشان و قم كسب كردند , ايشان از شاگردان مبرز مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي و شاهد درگيري علما با مسائل سياسي جاري مملكت بودند. روي كار آمدن رضاشاه و اقدامات او در ايجاد نظام وظيفه , قانون پوشش متحدالشكل و كشف حجاب , ممنوعيت پوشيدن لباس روحانيت و اجراي برنامه هاي ظاهرا نوگرايانه و فشار دولتهاي انگليس و روس در چپاول ثروتهاي مملكت زمينه را براي موضعگيري آشكار ايشان بر ضد رژيم سلطنتي مهيا ساخت . نظرات سياسي ايشان را در نوشته ها و فتاواي معظم له ملاحظه مي كنيم . از مهمترين نظرات سياسي مرحوم آيت الله العظمي مدني كاشاني نظريه ضرورت فراهم آوردن شرايط و امكان دعوت همه انسانها به اسلام است . ايشان در عين احتياط و دقت در استفاده از واژه ها معتقد بودند اسلام ظرفيت آن را دارد كه به همه مسائل روز اعم از داخلي , منطقه اي و جهاني پاسخ بدهد و با استناد به آيه 60 سوره انفال « واعدوا لهم ماستطعتم من قوه و من رباط الخيل ... » شرط امكان آن را اين مي دانستند كه مسلمين با بهره گيري از تعاليم اسلامي در همه زمينه ها حرف اول را بزنند. مرحوم آيت الله العظمي مدني كاشاني به دانش آموزان , دانشجويان و طلاب علوم ديني براي تهذيب اخلاقي و هدفمندي و ابتكار و پشتكار و بينش سياسي و عدم توجه به ظواهر امور تاكيد مي كردند و توجه به اين امور را زمينه ساز رسيدن به استقلال و خودكفائي كشور در همه زمينه ها ميدانستند و معتقد بودند كه مسلمين بايد در همه زمينه ها قوي باشند تا نيازي به خارجي ها براي رتق و فتق امور خود نداشته باشند. ايشان پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني رحمت الله عليه را مقدمه ترقي و تعالي ملت مسلمان ايران دانسته و تاكيد داشتند , بايد تلاش كنيم در اين فرصت بدست آمده براي معرفي زيبائيهاي اسلام كه تبلور آن پيشرفت و تعالي و رسيدن انسانها به عدالت اجتماعي است توفيق حاصل كنيم .
حضرت آيت الله مدني بعد از نود و يكسال و يازده ماه عمر پر بركت در هنگام اذان ظهر روز جمعه 24 ذي الحجه سال 1412 هجري قمري مطابق با پنجم تيرماه سال 1371 هجري شمسي دار فاني را وداع گفت و به ديار باقي شتافتند. مدفن ايشان در آرامگاه خانوادگي در زيارت پنجه شاه كاشان است.
در پي اعلام انتشار خبر رحلت اين بزرگوار بازار كاشان 3روز تعطيل و فرمانداري كاشان 3روز عزاي عمومي اعلام كرد و سيل مردم عزادار براي عرض تسليت به بازماندگان آن عالم بزرگ به بيت ايشان آمدند. ضمنا از طرف مقام معظم رهبري و ساير مراجع بزرگوار پيام هاي تسليتي صادر شد.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
به بهانه سالگرد درگذشت استاد سید نظام الدین افسری کاشانی
گذر از خواب مخمل كاشان / سرمه گير از سواد هندوستان
چيست كاشان جهان وهم و خيال / كه به ديدن وجود اوست محال
بيدل دهلوي
سال پيش در رسانه ها و مطبوعات كشور ، خبر تاسيس شهري به نام كاشان در كشور چين منعكس شد . جريان از اين قرار است كه چيني ها با تاسيس شهركي اقدام به بافت فرش دستباف با نقشه كاشان كرده و محصولات خود را با عنوان قالي كاشان چين به فروش مي رسانند . صرفنظر از آنكه انتشار اين خبر در كاشان موجب عكس العمل خاصي نشده و اصولاً كسي خبردار هم نشد (!؟) اين خبر در سطح ملي موجب به راه افتادن سيل تاييد و تكذيب از سوي اشخاص و نهادهاي ذيربط شد . نوشته حاضر تلنگري است بر حافظه فراموشكار ما .
متن کامل این نقد و بررسی را در بخش نقد و بررسی ها بخوانید.
نکته : عکس از همشهری آنلاین
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
شهيد محمد بخارايي اصالتا اهل كاشان بود اما در تهران بدنيا آمده و بزرگ شده محلات جنوب شهر پايتخت بود. اين شخصيت مبارز به همراه شهيد رضا شمس آبادي دو تن از مبارزاني بودند كه با انجام عمليات مسلحانه بر ضد رژيم شاه ارادت و دين مردم انقلابي كاشان را به امام و انقلاب ابراز و ادا نمودند.
26 خرداد سال 1344 هجري شمسي ، محمد بخارايي، صادق اماني ، صفارهرندي و مرتضي نيك نژاد از اعضاي هيئت مؤتلفه اسلامي به شهادت رسيدند. پس از قيام خونين 15 خرداد و كشتار بي رحمانه مردم مسلمان ، مجاهدان و مبارزان جبهه توحيد بر ضرورت يك حركت انقلابي عليه جباران رژيم آمريكايي شاه تأكيد كردند و بر اين اساس هسته هاي اوليه يك گروه مبارز به نام هيئت هاي مؤتلفه اسلامي را بنيان نهادند. از اقدامات مهم اين گروه اسلامي اعدام انقلابي حسنعلي منصور عامل اجراي كاپيتولاسيون بود . منصور از اسفند ماه سال 1342 شمسي تا بهمن ماه سال 1343 نخست وزير ايران بود . او حزب ايران نوين را داير كرد و قانون ننگين كاپيتولاسيون را به مجلس برد. همچنين مجري طرح تبعيد حضرت امام (ره) در سال 1343 شمسي، بود. به همين دليل در روز اول بهمن ماه سال 1343در مقابل مجلس شوراي ملي مورد هدف گلوله محمد بخارايي قرار گرفت و به هلاكت رسيد.
در آستانه سالگرد شهادت اين شهيد بزرگوار مي توانيد زندگينامه ايشان را در
اينجا و جريان عمليات اعدام انقلابي منصور را از
اينجا بخوانيد.
يادشان گرامي و راهشان پر رهرو باد.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
در بیستم خرداد سال 1329 شمسی آیت الله ابوالقاسم کاشانی پس از 16 سال تبعید در میان استقبال گرم مردم و علماء به ایران بازگشت. مبارزات این عالم بزرگوار در کنار دکتر مصدق برای ملی شدن صنعت نفت ایران ادامه ای است بر مبارزات مردم و علما در مشروطه و مقدمه ای بر انقلاب شکوهمند اسلامی. برای آشنایی با این سیاستمدار معاصر سرگذشت کوتاهی از زندگی پربارش رو می خوانیم:
آيت الله سيد ابوالقاسم كاشاني در سال ۱2۶۴ شمسي، در خانوادهاي روحاني در تهران قدم به عرصه وجود نهاد. پدر آيت الله سيد مصطفي، از علما و مراجع بزرگ عصر خويش بود كه در سال ۱۲۸۰ شمسي، به نجف اشرف هجرت نموده و در آنجا مشغول تدريس و تحقيق شد و در جنگ اول جهاني به صوف مجاهدان پيوست و رهبري نيروهاي عراقي عليه تجاوز انگليس را بر عهده گرفت. سيد ابوالقاسم به همراه پدر، عازم عراق شده و در حوزه نجف به ادامه تحصيل پرداخت و از اساتيدي همچون ميرزا محمد تقي شيرازي، آخوند خراساني و ميرزا حسن خليلي بهرههاي فرواني برد و در ۲۵ سالگي به درجه اجتهاد نائل آمد.
مبارزات سياسي:
۱. مبارزات عليه استعمار: ايشان در عراق به همراه پدر، پدر ف رهبري نيروهاي ملي عراق را برعهده داشت به طوريكه انگليسيها كه وجود ايشان را بزرگ ترين مانع پيشرفت خود در عراق ميدانستند، حكم اعدام ايشان را صادر كردند اما ايشان قبل از دستگيري، عراق را به سمت ايران ترك كرد. بعد از بركناري رضا خان در شهريور ۱۳۲۰ و اشغال ايران توسط متفقين، آيتالله كاشاني، اعلاميهاي با اين مضمون كه ايران مال ايران است و ذخاير آن به خصوص نفت از آن ايرانيان است، انتشار داد. ايشان همچنين در قم اعلاميه و شبنامه عليه انگليسي ها صادر ميكرد تا اينكه سرانجام در خرداد ۱۳۲۳ بازداشت و تبعيد گرديد و تا پايان جنگ جهاني در ارودگاههاي متفقين زنداني بود.
۲. مبارزات عليه استبداد داخلي: آيتالله كاشاني پس از پايان جنگ دوم جهاني، در فعالیت هاي اجتماعي و مبارزات سياسي فعالانه حضور يافت و در مقابل سياست بازيهاي قوام ايستاد و در نتيجه در سال ۱۳۲۴ بار ديگر دستگير و تبعيد شد.
اما در دي ماه ۱۳۲۴ در دوره پانزدهم مجلس به نمايندگي انتخاب شد و عليه دولت هاي دست نشانده هژير و ساعد به مبارزه پرداخت. در پي ترور نافرجام شاه، بار ديگر آيتالله كاشاني دستگير و در قلعه فلك الافلاك خرمآباد زنداني و از آنجا به لبنان تبعيد شد. پس از تبعيد ايشان، مبارزات مردم همچنان ادامه يافت و شهيد نواب صفوي رابطه مستقيم با آيتالله كاشاني برقرار نموده و اعلاميههاي ايشان را پخش مي كرد. بعد از ترور هژير توسط فدائيان اسلام در ۲۷ اسفند ۱۳۲۸، كابينه ساعد سقوط كرد و در انتخابات دوره شانزدهم، آيت الله كاشاني غيابا از طرف مردم به نمايندگي مجلس انتخاب شد و منصورالملك نخست وزير وقت، طي تلگرافي از ايشان عذرخواهي كرده و ايشان به ايران بازگشت. عمده فعاليت ايشان پس از آن، در رابطه با ملي شدن صنعت نفت و روي كار آمدن دولت مصدق بود كه در ملي شدن صنعت نفت نقش ممتازي را ايفا كرده و رهبري مردم در قيام ۳۰ تير ۱۳۳۱ را برعهده داشت. پس از آنكه مصدق دوباره روي كارآمد بناي اختلاف با آيتالله كاشاني گذاشت. نصيحت هاي آيت الله كاشاني فايدهاي نكرد تا اینکه كودتاي ۲۸ مرداد اتفاق افتاد. پس از كودتاي ۲۸ مرداد كه قرار داد كنسرسيوم در دولت زاهدي منعقد شد، آيت الله كاشانی طي اعلاميهاي شديداللحن آن را محكوم کردند و از درجه اعتبار ساقط دانستند. در سال ۱۳۳۴، پس از دستگيري سران فداييان اسلام، باز ديگر آيتالله كاشاني به عنوان دخالت در قتل رزمآرا دستگير و در معرض محاكمه و اعدام قرار گرفت. اما بر اثر پافشاري مقامات روحاني و هشدار جدي آنان، آزاد گرديد.
سرانجام آيتالله كاشاني در ۲۳ اسفند ۱۳۴۰ پس از عمري مجاهدت با استبداد داخلي و استعمار خارجي، دعوت حق را لبيك گفت.
توضیح: مزار آیت الله کاشانی هم اکنون در جوار مرقد مطهر شاه عبدالعظیم در شهر ری قرار داره.روحش شاد و یادش گرامی.
براي حسن ختام هم دو عكس ویژه در مورد این شخصیت تاریخی را می بینیم. اولين تصویر مربوط به اعلاميه معروف آيت الله كاشاني در قيام سي تير است كه آنرا از
سايت موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران گرفتم:
دومين تصویر هم مربوط به مراسم تشييع جنازه آيت الله كاشاني است كه آنرا چند سال پيش از
سايت كاشان كتاب گرفتم (الان ديگر آنجا نيست) و يک عكس تاريخي می باشد:
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
خرداد ماه در تقويم هاي هنري چنین ثبت شده است : ۱۹ خرداد 1367 ; درگذشت عباس طريقتي كاشاني ، استاد بافنده و نقشبند زري بافي (تولد 1285 خورشيدي)


جلد دوم فرهنگ دكتر معين آمده است: زري يعني پارچهي ساخته شده از زر (طلا). پارچهاي كه پودهاي آن از طلا است. زربفت : زري يا زربفت پارچه اي ظريف و بسيار گران بهاست كه چله يا تار آن از ابريشم خالص است و پودهاي آن ابريشم رنگي و يكي از پودها، نخ گلابتون است كه مي تواند زرين يا سيمين باشد.
19 خرداد ماه در تقويم هاي هنري چنین ثبت شده است : ۱۹ خرداد 1367 ; درگذشت عباس طريقتي كاشاني ، استاد بافنده و نقشبند زري بافي (تولد 1285 خورشيدي). برای نوشتن مطلبی در مورد این استادکار کاشانی به جستجو در اینترنت پرداختم اما به مطلب خاصی نرسیدم اما به جای آن به سایتی برخورد کردم که از این دست سایتها کمتر پیدا می شود. سایتی در مورد هنر زری بافی که توسط یک خانواده کاشانی (خانواده محترم طریقی) راه اندازی شده بود و به شرح کامل این هنر ظریف و ارزشمند ، دستگاههاي آن ، طرحها و نقشه ها و نيز معرفي دو تن از چهرهاي نامدار هنر زري بافي پرداخته بود. مي توانيد اين سايت ارزشمند را در آدرس
http://www.tarighi.com مشاهده كنيد.
اما اينكه زري بافي چيست؟ در جلد دوم فرهنگ دكتر معين آمده است: زري يعني پارچهي ساخته شده از زر (طلا). پارچهاي كه پودهاي آن از طلا است. زربفت. زري يا زربفت پارچه اي ظريف و بسيار گران بهاست كه چله يا تار آن از ابريشم خالص است و پودهاي آن ابريشم رنگي و يكي از پودها، نخ گلابتون است كه مي تواند زرين يا سيمين باشد.
در مورد تاریخچه زری بافی باید گفت که بافت پارچههايي كه درمتن و نقوش آنها، نخهاي گلابتون به كار گرفته شده بنا به روايات تاريخي به دو هزار سال پيش مي رسد. هردودت مورخ مشهور يوناني نوشته است : روميان به خاطر زيبائي واشتهار زربفتهاي سنتي ايران همه ساله مبالغ هنگفتي ميپرداختند . فيلوسترات نيز گفته است : اشكانيان، خانه هاي خود را با پردههاي زري يراق دار كه از پولكهاي نقره و نقوش زرين ، تزئين شده بود مي آراستند. بدون شك بافتن پارچههاي زربفت، مانند قالي و گليم از زمان هخامنشيان در ايران مرسوم بوده است زيرا در بسياري از نقوش برجسته تخت جمشيد، شوش و حتي پاسارگاد، نقوشي در حاشيه هاي لباس شاهنشاهان و درباريان به چشم مي خورد كه حاكي از اين است كه لباس آنها از پارچه هاي زربفت بوده، به علاوه در حاشيه لباده و حاشيه آستينها و يقه لباس، قطعاتي از طلاي ناب به شكل شير، مرغ، ستاره با گل پنجپر و يا نقوش هندسي مانند مثلث و غيره ميدوختند و بسياري از اين قطعات طلا، امروزه در موزه ايران باستان و موزه هاي ديگر دنيا موجود است كه متعلق به عهد هخامنشي ميباشد. از دوره ساسانيان نيز در كليساها و موزههاي خارج از ايران، نمونهاي متعدد زري موجود است. زيرا زريهاي دوره ساسانيان به قدري مورد توجه بود، كه از تمام نقاط دنيا خواستار آن بودند و وقتي كسي به ايران مسافرت ميكرد، بهترين هديه اي كه مي توانست به ميهن خود ببرد يك قطعه زري بود و به اين طريق مثلاً باقي ماندههاي صليب مسيح را صليبيون در زريهاي ايراني ميپيچيدند و به همراه خود به اروپا ميبردند. از قرون چهارم ميلادي ،قطعاتي از زربفتهاي ايراني در موزه ليون فرانسه ، موزههاي لندن ، واشنگتن ، ارميتاژ و... نگهداري ميشود و نمودار عظمت و اعتبار اين هنر سنتي در ايران كهن است . فن زري بافي در دوران صفويه به منتهاي كمال خود رسيد. به حقيقت بايد گفت دوران صفويان ، اوج شكوه و بلندي هنر و تمدن ايرانيان بوده است كه پس از اسلام مانند آن ديده و شنيده نشده است. آنان دوباره نام ايران را در انديشهها زنده كردند. پارچههايي كه در دوران شاه عباس بافته ميشد، در همهي تاريخ مانند ندارد. شاه عباس در اصفهان كارگاهي به نام كارگاه شاهي ساخته و از هنرمندان زريباف ميخواهد تا در آنجا كار كنند. اين كارگاه به شكل انحصاري براي دربار شاهي پارچههاي بسيار نفيس ميبافت و نام آن شهرهي آفاق گشته بود. از اين دوران هم نمونههاي بسياري باقي مانده كه حتي امروز، ديگر كسي نميداند كه آن استادان زبردست، اين پارچهها را بافتهاند!! با سقوط صفويان به دست افغانها، چراغ هنر ايران هم رو به خاموشي گراييد. افشاريه و زنديه و قاجاريان هم هيچ كاري براي نجات آن انجام ندادند.
در دوران پهلوي ديگر كسي خبري از بافت پارچههاي زربفت و مخملين و گرانبها نداشت. تنها برخي خانوادهها پنهاني در خانه خود پارچههايي بافته و پس از كهنه كردن آن به نام پارچه عتيقه، به قيمت گزاف آن را ميفروختند... كاشان يكي از شهرهايي بود كه از آغاز در بافت پارچههاي گوناگون شهره بود. استاد محمد خان نقشبند اين هنر را دوباره زنده مي كند و فرزندانش راه پدر را ادامه ميدهند . در دوران پهلوي به دليل نياز دربار براي لباسهاي زربفت چه براي پوشش و چه براي هديه دادن، بار ديگر بافت پارچههاي زربف رونق گستردهاي گرفت به ويژه در زمان تاجگذاري كه لباسهاي دربار بايد از اين پارچههاي بافته ميشد..... . با ورود ماشين هاي بافندگي و آسان شدن فن بافت در اوايل دوره پهلوي، اين هنر تقريباً به جز در چند زيرزمين خانه هاي سنتي كاشان، يزد و اصفهان، در جاي ديگري وجود نداشت. تا اينكه خبر بافت پارچههاي زربفت در كاشان به گوش رضا شاه ميرسد و همزمان با گشايش مدرسه صنايع مستظرفه قديم يكي از استادان بزرگ اين رشته به نام محمد طريقي از كاشان به تهران منتقل شد و اين رشته رو به نابودي را در شرايط سخت گسترش داد و شاگردان بسياري تربيت كرد، تا جايي كه در سال 1352 در تهران اساتيد متخصص در رشته بافت زري و مخمل به بيش از هفتاد نفر رسيده بودند. اما اكنون استاداني كمتر از تعداد انگشتان دست در اين رشته فعاليت دارند.
پس از انقلاب چون كسي نيازي به اين لباسها نداشت كم كم بافت آنها محدود شد و حتي صادرات آن هم قطع گرديد. بسياري از استادان رفته رفته بازنشسته شده و بسياري هم چهره در خاك پنهان كردند . بسياري از دستگاههاي بافت، ديگر بافندهاي ندارد و دير يا زود ميشنويم كه اين هنر ارزشمند و باشكوه ايران، پس از قرنها براي هميشه نابود گشت و تنها بايد در موزههاي كشورهاي غربي نمونههاي آن را ببينيم اكنون تنها در كارگاه زريبافي سازمان ميراث فرهنگي كشور در تهران و هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان وميراث فرهنگي كاشان ، نمونههاي از انواع زري و مخمل بافته ميشود.
كاشان شهری است که از قدیم الایام هنر نساجی آن شهره آفاق بوده و زمانی در این شهر بیش از چهل نوع پارچه مختلف بافته می شده است. امروزه از آن همه تنوع فقط می توان چند تایی (و از جمله زری بافی) را در کارگاهی به نام مرکز هنرهای سنتی کاشان واقع در خیابان غیاث الدین جمشید و در کنار برج و باروی هزار ساله شهر مشاهده نمود.
براي آگاهي بيشتر مي توانيد به سايتهاي زير مراجعه نماييد :
وب سايت استاد طريقي
زري بافي در دانشنامه ويكي پديا
پايگاه خبري هنر ايران
سايت علمي پژوهشي فرش ايران
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
باغ فين كاشان در طول تاريخ خود همواره به عنوان تفرجگاه از سوي شاهان و سلاطين وقت استفاده مي شده و از اين رو شاهد وقايع تاريخي گوناگوني نيز بوده است. از جمله اين حوادث و وقايع مي توان به مرگ شاه صفي در چنين روزي و بر تخت نشستن فرزندش شاه عباس دوم در چند روز بعد در محل باغ فين اشاره نمود. به همين واسطه به صورت كوتاه و گذرا با زندگي اين دو شاه صفوي بيشتر آشنا مي شويم :
شاه صفي
پس از درگذشت شاه عباس اول در 1629 ميلادي پسرش شاه صفي اول که از 1629 تا 1642 حکومت کرد (1038 -1052 هجري) و در ستمگري و بيدادگري شناخته شده است بر تخت نشست.
چهار پسر شاه عباس در دوران خود او يا مقتول و يا كور شده بودند و شاه عباس در هنگام مرگ سام ميرزا پسر صفي ميرزا را به عنوان وليعهد معرفي كرد و سام ميرزا با عنوان شاه صفي درهفده سالگي بر تخت سلطنت نشست . او اولين شاه صفوي بود که در باغهاي قصر بزرگ شده بود. اگر چه كفايت و كارداني شاه عباس را نداشت ولي در بيرحمي و خشونت گوي سبقت را از شاه عباس ربود . كشتار شمار زيادي از شاهزادگان و فرماندهان لايق دوران شاه عباس و قتل شماري از زنان حرم از زمره كارهاي اوست. كور كردن از شيوه هاي او بود و ماهي نميگذشت كه چندين نفر به دستور او كور نشوند. با جلوس خود تعدادي از رقيبان احتمالي خود براي تخت سلطنت اعم از اقوام و خويشان زن و مرد خود را محکوم به مرگ کرد و اغلب فرماندهان نظامي، دفترداران و مشاوراني را که از پدرش بر جاي مانده بودند اعدام نمود. تأثير غالب ميرزا تقي اعتماد الدوله که با عنوان سارو تقي شناخته مي شد و وزير بزرگ دربار صفوي بود اجازه داد تا دولت عليرغم بي علاقگي شاه در امور مملکتي به آرامي در جريان باشد.
در زمان او ايران آماج حملات مجدد دولت عثماني ، شورش هاي گرجيان و امثالهم گرديد و ويراني و ناامني و قتل و غارت بخشهاي گسترده اي از ايران را در كام خود كشيد و بخشهائي از ايران از دست رفت. در هفدهم ماه مه 1639 توافقنامه صلح با عثمانيان جبهه عثماني صفوي را پايدار کرد و براي بيش از يکصد سال درگيريهاي پراکنده نقطه اي پاياني قرار داد. اين معاهده شاه صفي را مجبور ساخت تا در نهايت بپذيرد بغداد را که دوباره بوسيله عثمانيان در 1638 اشغال شده بود رها سازد و در عوض ايروان در جنوب قفقاز به ايران واگذار شد.
شاه صفي شرابخواري كم نظير بود و سرانجام بر اثر افراط در شرابخواري در مراجعت از زيارت مشهد ، در باغ فين كاشان در دوازده صفر 1052 هجري مطابق با يازدهم ماه مه سال 1642 ميلادي مرد و جسد او را به قم برده و در آنجا دفن كردند .
شاه عباس دوم
پس از مرگ شاه صفي پسر 9ساله اش (متولّد سال 1043هـ), محمد ميرزا, را كه در تمام عمر در حرمسرا بزرگ شده بود و مادرش به دست پدرش به قتل رسيده بود۱, در روز 16 صفر 1052هـ بر تخت سلطنت نشاندند و او را شاه عباس دوم ناميدند.( 1642 تا 1667 ميلادي رابر با 1052 - 1077 هجري) .
او «در اثر فقدان تعادلي ناشي از كم تجربگي به كارهاي افراط آميز دست زد. او با قتل ساروتقي اعتمادالدّوله, وزير پدرش, كه به سعايت مخالفان انجام شد, دربارش را از يك وزير كاردان و وفادار محروم كرد». او با اين كه مانند پدرش, بي خبر از اوضاع ملك «در خوشباشي و عياشي و شرابخواري و لذتّهاي حرمخانه» غرق بود, امّا روحيه يي مداراجويانه داشت و در دورهٌ سلطنت او دامنهٌ كشتارها فروكش كرد و مردم اندكي روي آرامش ديدند. دوران شاه عباس دوم آخرين دوره حکومتي کارساز و مؤثر يک شاه صفوي بود. شاه عباس دوم در امور حکومتي نقش فعال داشت. تحت حکومت وي ايران احيا شد و برخي از درخششهاي ايران در چشمان جهان خارجي بازگشتند. او با افزايش املاک سلطنتي اقتدار مرکزي را تقويت کرد و اغلب در امور استاني به نفع رعايا دخالت مي کرد اما با برقراري صلح در جبهه ها ارتش از نظر اندازه و کارايي پسرفت داشت.
دادن تخفيف مالياتي به مردم ، جنگ با پادشاهان گوركاني هندوستان ، سختگيري در امر به معروف و نهي از منكر و بستن مراكز شراب فروشي ، بناي مساجد و عمارات فراوان و نزديكي با علما از مختصات دوران حكومت اوست .نمونه هايي از رفتارهاي خشن و قساوت بار او با زنان از جمله زنده زنده سوزاندن يكي از زنان حرم در بخاري ديواري در اسناد تاريخي دوران او موجود است . با تمام سختگيري هاي شاه عباس دوم در مورد امر به معروف و نهي از منكر ، شاردن در سفر نامه خود اشاره ميكند كه زنان روسپي در اصفهان ساليانه به طور مجموع هشت هزار تومان ماليات ميپردازند و تعداد زيادي از پسران زيبا روي ده تا شانزده ساله در قهوه خانه ها به جلب مشتري مشغولند . از جمله علماي مشهور عهد او ملا محمد باقر مجلسي ، ملا محسن فيض كاشاني، ملا حسين خوانساري و ملا خليل قزويني از بزرگان شيعه مي باشند . عالي قاپو ، باغ سعادت ، چهل ستون و پل خواجو در زمان او ساخته شد .
شاه عباس دوم سرانجام در سن سي و پنج سالگي به علت افراط در باده گساري ـ يا به اشاره شاردن به علت آميزش با رقاصه يي هرزه كار و مبتلا شدن به نوعي بيماري آميزشي بدخيم ـ درهنگام سفر براي زيارت مشهد (شايد براي توبه يا طلب شفا) در دامغان بيماريش شدّت يافت و در شب بيست و سوم ربيع الاول سال 1077 هجري مطابق با بيست و دوم سپتامبر سال 1666 ميلادي , پس از 25سال سلطنت, درگذشت و در قم مدفون شد .
۱- گويا شاه صفي به سعايت مادرش در حالت مستي و به بهانه واهي عدم تمکین ملكه او را با خنجر خويش به قتل رساند.
منابع:
الف- http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=278
ب- http://www.hambastegimeli.com/node/16243
ج- http://batofut.blogspot.com/2006/03/4.html
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
22 ربیع الثانی سال 1090 ه.قمری سالروز درگذشت ؛ محمد بن مرتضی کاشانی ملقب به مولانا محسن فیض کاشانی از حكماء و فيلسوفان و محدثین و عرفاء نامدار دوره صفوی در ایران است. محمد مشهور به ملامحسن و ملقب به فیض است که در چهاردهم صفر سال1007 هجری قمری در یكی از معروف ترین خاندان های علم، عرفان و ادب، كه سابقه درخشان آنان به حدود چهار قرن می رسد دركاشان به دنیا آمد.

پدرش رضی الدین شاه مرتضی فقیه، متكلم، مفسر و ادیب در كاشان حوزه تدریس داشته و از شاگردان ملا فتح الله كاشانی و ضیاء الدین محمد رازی بود و مادر او بانویی عالم و شاعر، دخترضیاء العرفا رازی" از علمای بزرگ شهر ری" بوده است. خاندان او عموماً از علماء و دانشمندان صاحب نام و ذیشرف کاشان بودند، بویژه جدش شاه محمود، پدرش شاه مرتضی و برادرانش مولی محمد معروف به نورالدین و مولی عبدالغفور و فرزندان آنها محمد هادی بن نورالدین و محمد مومن عبدالغفور و فرزند خود فیض مولی محمد ملقب بعلم الهدی همگی دارای مقام عالی دینی بودند که تالیفات و تصنیفات نفیسی داشته اند.
تحصیلات
فیض در سن بيست سالگی براى ادامه تحصيل به اصفهان نزد ملا محمد تقى مجلسى و شيخ بهايى اجازه اجتهاد و نقل روايت گرفت. و همچنین در نزد ميرداماد، مير فندرسكی، و ملاصدرا،فیلسوف نامدار، شاگردی کرد. پس از آن ملامحسن با شنيدن خبر ورود سيد ماجد بحرانى به شيراز، از اصفهان به آنجا رفت و مدت دو سال نزد او به تكميل علم حديث و روايت پرداخت و از او نيز اجازه نقل روايت گرفت و به اصفهان بازگشت و بار ديگر در حلقه درس و بحث شيخ بهايى حاضر شد.در اين سالها كه فيض براى حج مستطيع شده بود، عازم بيت الله الحرام گرديد و در آنجا به ملاقات شيخ محمد فرزند حسن فرزن زين الدين عاملى رفت و از او نیز پس از استفاده هاى علمى، اجازه روايت و نقل حديث دريافت كرد. او پس از مراجعت از مكه به شهرهاى ديگر ايران مسافرت كرد و از دانشمندان آن شهرها بهره برد، تازمانى كه ملاصدرا از شيراز به قم مهاجرت كرد و در كهك قم اقامت گزيد. آن هنگام که ملاصدرا در روستای کهک قم ساکن بود، ملا محسن مونس وی گردید و ملاصدرا دخترش را به وی تزویج نمود و به او لقب فیض داد. هنگامی که ملا صدرا علوم عرفانی را شروع كرده بود ملا محسن و ملا عبدالرزاق لاهيجى به سويش شتافته، مدت هشت سال در نزد او بودند و در مصاحبتهاى شبانه روزى از استاد استفاده میکردند.
وی پس از سالیانی، راهی کاشان شد و به تدریس و تألیف همت گماشت. تبحر مولانا محسن فیض در تمامی علوم دینی بویژه تفسیر، حدیث، فقه، عرفان، فلسفه و ادبیات عرب و عجم بحدی است که اگر در تمامی دوران سلطنت صفویه بی نظیر نباشد مسلما کم نظیر خواهد بود. همچنین آگاهی و احاطهء او در اصول و فروغ و معقول و منقول بپایهای رسید که محسود افرادی نظیر شیخ احمد احسایی واقع شد.
شاگردان فیض
فیض در طول زندگی خود شاگردان متعددی داشته که گروهی از آنان، خود از علما و دانشمندان بزرگ محسوب میشوند و از آن دست میتوان مولی ابوالحسن شریف فتونی عاملی اصفهانی مولف تفسیر مرات الانوار و علامه مجلسی صاحب بحارالانوار و سید نعمت الله جزایری مولف انوارالنعمانیه را نامبرد که از او اجازهء روایت داشته اند. همچنین علم الهدی و معین الدین؛ (فرزندان فیض)، محمد مؤمن (برادرش)، ضیاءالدین محمد و ده ها فاضل دیگر از جمله شاگردان مکتب درسی او بودند.
آثار فیض
ملا محسن همچنین در طول 65 سال تحقیق و مطالعه، نزدیک به دویست کتاب و رساله نفیس در علوم و متون مختلف نگاشت. آثار او گنجینه ایست که کتابخانه ادب فارسی و علوم اسلامی را تا حد قابل توجهی بارور کرده است و بنا به قول محدث جزایری و صاحب قصص العلما، آثار فیض تا حدود بیشتر از دو صد جلد برآورد گردیده است. اهم تألیفات فیض عبارتند از:
ابواب الجنان، تفسیر صافی، تفسیر اصفی و تفسیر مُصفّی در تفسیر، الوافی (در شرح کافی)، الشافی، مفاتیح، المحجة البیضاء (در رسالهء اسرارالصلوه)، علم الیقین در اصول دین، تشریح (در هییت) ، سفینته النجاه، شرح صحیفهء سجادیه، ترجمته الصلوه (بفارسی) ، ترجمهء طهارت (بفارسی) ترجمهء عقاید (بفارسی)، فهرست علوم، دیوان اشعار (تعداد اشعار فیض به سیزده هزار بیت بالغ میشود.) و ده ها اثر گرانسنگ ایشان در کلام، عرفان، اخلاق، ادب و موضوعات دیگر، نشانگر روح پر تلاش و احاطه ی ایشان بر معارف اسلامی و علوم روز می باشد.
نگاهی به اشعار فیض
مرتبه واستادی مولانا محسن فیض کاشانی در علوم دینی و کلام و فلسفه به پایه ایست که اشعار او را تحت الشعاع قرار داده و در جامعهء ادب بیشتر ازاو بهعنوان دانشمند و فیلسوف و فقیه و مولف نامبرده میشود تا شاعر و سخن پرداز، اگر چه مقام شعر در پهنهء ادب فارسی تا آنجاست که پس از کلام خدا به گفتار بزرگانی چون حافظ و مولوی و سعدی و نظامی توسل میجوییم و گفتار این بزرگان را چون وحی منزل و حکمی ابدی و لایزال در سر لوحهء دفتر زندگانی جایگزین میکنیم. بهمین لحاظ توجه خاص مولانا محسن کاشانی به اشعار این بزرگان بویژه حافظ و مولانا تا حدی است که آشکارا میتوان بر سلطنت و غلبهء افکار این بزرگواران بر شعر فیض وقوف یافت.
از خلال اشعار فیض چنین بر میآید که میان او با شاعران هم عصرش بویژه کسانیکه در کاشان روزگار میگذراندند و احتمالاً مجامع و محافل شعر خوانی و عرصه هنرنمایی داشتهاند رابطهء دوستانه و علقهء همکاری و همفکری نبوده، زیرا جای جای به شاعران و سخنوران زمان حمله میکند و گفتار و اقوال آنان را بی مغز و لاطائل قلمداد مینماید. مولانا فیض با زهاد و عابدان ریایی نیز ستیزه دارد و در کمتر شعر این گوینده به کنایه و اشارتی در این زمینه بر نمیخوریم. مولانا فیض بیشتر در آثار خود به سه مرحلهء در زندگانی خود که مربوط به اعتقادات او بوده، اشاره نموده است. علم، عقل و عشق .
وفات
سرانجام این فقیه وارسته و این عالم کامل در 22 ربيع الثاني 1091 قمري در 84 سالگی دار فانی را وداع گفت و در زمینی که بعدها به قبرستان فیض معروف شد، مدفون گردید.
مدفن او در کاشان، در مقبره ای بنام کرامت یا کرامات واقع است که در قرن 13هجری قمری به تقاضای ابو نصر فتح الله خان شیبانی، شاعر بزرگ عصر قاجار توسط فرهاد میرزای قاجار احداث شده است.
فيض کاشانی در تعميق و تنوير فرهنگ اسلامی ومذهب شيعه جايگاهی بس بلند دارند و علامه امینی در مورد او می فرماید:" فیض" علمدار فقاهت و پرچمدار حدیث و گلدسته رفیع فلسفه و معدن معارف دینی واسوه اخلاق بود.
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
استاد امين الله رشيدي در طلوع چهارم ارديبهشت ماه 1304 شمسي در روستاي زيبا و مصفاي راوند كاشان از پدري كشاورز و مادر شاعرزاده و شاعر منش (دختر اديب بيضائي كاشاني)متولد شد.در چهار ماهگي او را به كاشان آوردند و تحصيلات ابتدائي و متو سطه را در آنجا به پايان رساند و بلافاصله پس از پايان تحصيل در يكي از دفاتر اسناد رسمي كاشان مشغول كار شد.او در ضمن تحصيل ، نقاشي قالي ايراني را نزد استادان آن زمان، آقايان:محمد دبير الصنايع و حسن نقشپور اراكي فرا گرفت و در زماني كوتاه تا مرحله ي طراحي و ابتكار پيش رفت و در حين نقاشي نيز با مقدمات نوازندگي تار نزد نقشپور نامبرده كه تار را در نهايت شيريني مي نواخت ،آشنا شد و در سال 1325 به تهران نقل مكان يافت.

رشيدي با موسيقي به اصطلا ح كلا سيك (رديف آواز ايراني )از راه شنيدن صفحات قديم گرامافون و خوانندگان دهه 1320 راديو ايران آشنا گرديد و در اوائل ورود به تهران چند گاهي در كلاس هاي شبانه هنرستان موسيقي (تالار وحدت كنوني )اصول نت خواني را نزد آقاي موسي معروفي و يكي دو ماه نيز در كلاس موسيقي مسعود معارفي و تئوري آواز را نزد دكتر مهدي فروغ در هنرستان نامبرده آموخت و با يادگيري نت،تار را رها كرد و از آن پس نت آهنگ هايي را كه مي ساخت بدون استفاده از ساز بروي كاغذ مي آورد.
در سال 1328 رشيدي از طريق استاد گرانقدر موسي معروفي به آقاي عليمحمد ميثاق ،رهبر يكي از اركسترهاي راديو ايران معرفي شد و از همان سال به عنوان خواننده وآهنگساز فعاليت خود را در راديو آغاز نمودو اولين بار ترانه (رنج جدايي)از ساخته هاي زنده ياد موسي معروفي را در مايه افشاري با اركسترنامبرده در راديو اجرا كرد و همزمان،مدتي نيز در برنامه هاي موسيقي ارتش (كه شب هاي جمعه ساعت هفت و نيم بعد از ظهر از راديو ايران پخش مي شد) در اركستر به سرپرستي هنرمند گرامي علي تجويدي مي خواند و در چند برنامه راديويي محمد بهارلو نيز شركت نمود.در سال 1336 شمسي با دختري از كاشان ازدواج نمود كه حاصل آن دو فرزند دختر و پسر (افسانه وصبا)است كه آنان نيز از ذوق موسيقي بهره يي بسزا دارند.در سال 1344 بنا به مقتضيات شغلي از راديو استعفا داد و اين داستان تا ثر انگيزي دارد كه در اينجا مجال گفتن آن نيست.
شيوه ي رشيدي در خوانندگي و آهنگسازي ،مرز ميان سنت و نوگرايي مي باشد و به قول خودش حد وسط را انتخاب كرده است او مي گويد : " اگراين ميانه روي و اعتدال در تمام امور دنيا جاري بود چهره ي جهان و زندگي خيلي زيباتر و مطبوع تر از آنچه تاكنون هست مي بود " .
رشيدي در شاعري و نويسندگي و نقد نيز دستي دارد و مقالاتي از او در مطبوعات سالهاي قبل به چاپ رسيده است .
شغل اصلي رشيدي سردفتري اسناد رسمي بوده است.او داراي دو فرزند دختر و پسر بنامهاي افسانه و صبا است كه داراي ذوق موسيقي هستند.رشيدي در نويسندگي و شاعري نيز دستي دارد . اشعار بعضي از ترانه هايش را منجمله (دريا)خود ساخته است.سفرنامه اي از او بنام (از كاشان تا كاناري،جزائر قناري)محتوي گزارش سفرهاي متعدد او به كشورهاي اروپا تا جزائر قناري با چاشني طنز و انتقاد و شعر و موسيقي در سال 1372 توسط انتشارات سنائي تهران و دومين كتابش بنام (خاطره ها و نغمه ها-عطر گيسو)محتوي بخشي از نيم قرن خاطرات راديويي هنري و يادداشتهاي ادبي،اجتماعي و سياسي و مطالبي نو و ناگفته در ارتباط با هنر مندان موسيقي و نويسندگان و شاعران معروف ايران با چاپي نفيس در 650 صفحه و 260 تصوير از آنان بوسيله انتشارات عطايي تهران درمعرض نظر و مطالعه علاقمندان به هنر و ادبيات قرار گرفته است.
كتاب نامبرده دو شاخه ديگر نيز دارد .اولي دلبستگي عميق نويسنده به زادگاه خود ،شهر كاشان است كه در سرتاسر كتاب بمناسبتهايي خاص از ضرب المثلها ،خاطرات مربوط به هنرمندان مشهور كاشاني الاصل نام ميبرد و دومين ،ارادت مخصوصي است كه مولف نسبت به نويسندگان و محققين ارجمند ايران ،امثال پروفسور فضل الله رضا ،دكتر شفيعي كدكني،مهدي اخوان ثالث ،نجف دريابندري و بالاخص دكتر باستاني پاريزي دارد كه در موارد بسيار در جهت تاييد نظرات خود از نوشته هاي ايشان مدد ميگيرد.
جلد دوم کتاب خاطره ها و نغمه ها در ۶۷۰ صفحه تخت عنوان "تا مرزهای بی سرانجامی" آماده انتشار است .
استاد رشيدي مدتی ریاست رادیو تبریز را نيز برعهده داشته است و نخستين خواننده ايراني آشنا با خط بين المللي موسيقي (نوت) مي باشد .

منابع : سايت سارا شعر ، وب سايت رسمي استاد امين الله رشيدي ، دانشنامه ويكي پديا
لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |
نخستين روز ارديبهشت كه با بزرگداشت سعدي در تقويم ثبت است، با سالمرگ سه شاعر معاصر «سهراب سپهري»، «محمدتقي بهار» و «اقبال لاهوري» نيز همراه است.
به گزارش خبرگزاري فارس، سهراب سپهري پانزدهم مهرماه 1307 در كاشان متولد شد و چند ماهي پيش از كودتاي 28 مرداد، در خردادماه 1332 دوره نقاشي دانشكده هنرهاي زيبا را به پايان رسانيد؛ علاقه به شعر و نقاشي در سهراب به موازات هم رشد كرد، چنان كه پا به پاي مجموعه شعرهايي كه از او به چاپ ميرسيد، نمايشگاههاي نقاشي او هم در گوشه و كنار تهران برپا ميشد و او گاهي در كنار اين نمايشگاهها شب شعري هم ترتيب ميداد؛ تلفيق شعر و نقاشي در پرتو روح انزوايي و متمايل به گونهاي عرفان قرن بيستمي، هم به شعر او رقت احساس و نازكبيني هنرمندانهاي ميبخشيد و هم نقاشي او را به نوعي صميميت شاعرانه نزديك ميكرد.
تخيل آزاد، سوررئاليسم خفيف، جستوجوي روابط متعارف اشياء و مفاهيم آميخته با خيالپردازي، از مشخصههاي آشكار شعر سپهري است. همين ويژگيهاست كه در نظر برخي وي را به تمايلات سبك هندي و قابليت مقايسه با بيدل دهلوي، شاعر عارف و خيالپرداز سده دوازدهم هند نزديك كرده است.
سفرهاي سهراب به غرب و شرق عالم و ديدار از رم، آتن، پاريس و قاهره، تاج محل و توكيو براي او بيشتر سلوك روحي و معنوي و سير در انفس به حساب ميآمد تا گشت و گذار و جهان ديدگي و سير در آفاق.
پيشتر از آن كه به هند و ژاپن سفر كند با فكر و انديشه بودايي و سلامت عارفانه پيشينيان آشنايي داشت، اين سفر آشنايي و علاقه او را ژرفتر كرد و در مجموع به هنر او سيرتي عارفانه و پارسايانه بخشيد.
سفر به ژاپن را كه به قصد آموختن حكاكي روي چوب آغاز كرده بود، به او چيزهايي ديگر نيز آموخت؛ اين كه شعرهاي سهراب سپهري را گاهي در حال و هواي هايكو يافتهاند، اين كه سپهري به داشتههاي خود خرسند و به شهر و ديار و طبيعت رهاي اطراف شهر خود كاشان پاي بند است، هر چند اندك ميتواند نتيجه تاثير اين گونه سفرها باشد، چنان كه توجه او به طبيعت هم در نقاشي و هم در شعر نيز از اين تاثير بلكي دور نمانده است.
او چشم به طبيعت داشت و از پيرامونيان خود، كه شايد تنها اندكي از آنان از صداقت و صميميت انساني بالايي برخوردار بودند، پرهيز ميكرد: به سراغ من اگر ميآييد/ نرم و آهسته بياييد، مبادا كه ترك بردارد/ چيني نازك تنهايي من.
علاقه سهراب به هنر و مكتبهاي فلسفي شرق دور، معروف است. اين علاقه را وي با آگاهي توام كرده بود. او به مطالعه در فلسفه و اديان بسيار علاقمند بود.
سهراب ابتدا در دهه 1330 به عنوان نقاشي نوپرداز به شهرت رسيد، كار شعر را هم از همان ايام آغاز كرده بود. نخستين مجموعه شعر او «مرگ رنگ» در سال 1330 به چاپ رسيد. «زندگي خوابها» را در سال 1332 و «آوار آفتاب» و «شرق اندوه» هر دو را به سال 1340 عرضه كرد. در اين مجموعههاي نخستين او، گهگاه طنين صداي نيما يوشيج به گوش ميرسيد؛ اما مجموعههاي بعدي؛ يعني «صداي پاي آب»، «مسافر» و به ويژه «حجم سبز» كه در سال 1346 انتشار يافت، هيچ صدايي جز صداي آشناي خود او نيست؛ هر چند برخي در واپسين شعرهاي سپهري رنگي از زبان انديشه فروغ را ديده و در نتيجه از پارهاي جهات شهرت آن دو را قابل مقايسه دانستهاند.
شعر سهراب در ابتدا با انكار و انتقاد مواجه شد. شاعران و منتقدان ملتزم پيش از انقلاب، شعر و شيوه شاعري او را نكوهيدند و او را منفينگر، بيمسئوليت و رويگردان از جامعه و مردم معرفي كردند. اما سهراب بيتوجه به اين نكوهشها و جار و جنجالها به كار خود ادامه داد و سر به شعر و نقاشي خود فرود آورد.
او به قضاوت ديگران كاري نداشت. گويي ميدانست روزي فرا خواهد رسيد كه شعرش قبول عام پيدا ميكند. از اين رو آرام و بيسر و صدا سر به كار خويش داشت و آنچه را كه به اشراق و ادراك هنري دريافته بود. به پرده رنگ و به واژهاي به نرمي آب و لطافت آبي آسمانها تسليم ميكرد، برترين ويژگي شعر سهراب غناي آن از نظر جوهر شعري است، چيزي كه در آثار كمتر شاعري به اين زلالي ميتوان يافت.
سپهري روز اول ارديبهشت ماه 1359 در اثر ابتلاي به بيماري سرطان خون درگذشت. با آن كه شعر وي حاوي فضيلتهاي گمشده انساني بود در زمان حياتش مقبوليت عام پيدا نكرد، اما بعد از انقلاب و به ويژه از دهه 1360 به بعد گروهي از شاعران و منتقدان به شعر وي روي آوردند و بر شعرش نقد و تفسير نوشتند.
####
ميرزا محمدتقي بهار (1266-1330 ش) انديشمند، نويسنده، محقق، روزنامهنگار، استاد دانشگاه و شاعر در مشهد متولد شد. پدر وي ملك الشعراي آستان قدس رضوي بود .بهار تحصيلات مقدماتي را نزد پدر آموخت و علوم ادبي و عربي متداول زمان خود را از استادان مشهور خراسان چون اديب نيشابوري فراگرفت.
وي در نوجواني پدر خود را از دست داد و از همان موقع شعر ميسرود. بعد از مرگ پدر و به فرمان مظفرالدين شاه، لقب ملك الشعرايي آستان قدس رضوي را يافت.
وي در نهضت مشروطهطلبان مجاهدتها كرد. در سال 1328 قمري هفتهنامه نوبهار را نشر داد. در سال 1333 قمري از طرف مردم مشهد به نمايندگي مجلس شوراي ملي انتخاب شد و رهسپار تهران گرديد و در سال 1336 قمري انجمن ادبي دانشكده را با مجله دانشكده كه منتسب به همان انجمن بود، تاسيس كرد و در همان سال به تجديد انتشار روزنامه نوبهار همت گماشت.
بهار در سال 1338 قمري مديريت روزنامه ايران را كه غير رسمي بود، عهدهدار شد و از طرف مردم تهران دو بار به نمايندگي مجلس شوراي ملي انتخاب گرديد و در سال 1324 شمسي به وزارت برگزيده شد.
وي در دانشكده ادبيات تهران تا پايان عمر تدريس ميكرد و در تهران وفات يافت و در گورستان ظهيرالدوله به خاك سپرده شد. از او آثار زيادي به جا مانده است كه از آن جمله «سبك شناسي»، «تاريخ احزاب سياسي»، «مجموعه مقالات» و «ديوان اشعار» وي را در دو جلد ميتوان نام برد.
####
علامه محمد اقبال لاهوري متولد 22 فوريه 1873 ميلادي در شهر سيالكوت از ايالت پنجاب هند و متوفي به سال 1317 هـ . ش (20 صفر 1357، 21 آوريل 1938 ميلادي)، تحصيلات خود را ابتدا، به رسم معمول زمان، با آموختن قرآن كريم در مكتبخانه شروع كرد و پس از اتمام دوره مكتبخانه وارد كالج آسيايي اسكاچ شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در آنجا گذرانيد.
در همين ايام سرودن شعر را آغاز كرد. بعد از پايان اين دوره، در رشته فلسفه در دانشگاه لاهور ثبت نام كرد و از محضر سر تامس آرنولد بهره برد. دوره فوق ليسانس اين رشته را با احراز رتبه اول در دانشگاه پنجاب به پايان رساند، موفق به دريافت يك قطعه مدال علمي گرديد، و در رشتههاي تاريخ، فلسفه، و علوم به استادي برگزيده شد.
در همين حال، فراگيري زبان فارسي و عربي را نيز وجهه همت خويش قرار داد. اقبال، كه در عرصه شعر و ادب در شبه قاره از نوادر به شمار ميرود، سرودههاي خود را در خدمت بيداري و آگاهي تودهها و دميدن روح آزادي در ملل اسلامي و بيدار ساختن آنان از خواب گران قرار داد. ناله يتيم اولين اثر وي بود كه آن را در سال 1899 ميلادي در جلسه ساليانه انجمن حمايت الاسلام در لاهور خواند. سال بعد در همين انجمن منظومع ديگري را با عنوان خطاب يتيم به هلال عيد فطر قرائت كرد كه باعث شهرت وي شد.
علاوه بر اين در 1901 ميلادي نخستين كتاب خود را در زمينه اقتصاد به زبان اردو تاليف كرد. سپس به توصيه سر تامس آرنولد براي ادامه تحصيلات عازم اروپا شد، و سه سال در آنجا به مطالعه و تحصيل پرداخت. در دانشگاه كمبريج در رشته فلسفه پذيرفته شد و در آنجا با پروفسور مك تيگارت، از طرفداران سرشناس هگل، پروفسور ادوارد براون و پروفسور رينولد نيكلسون، از مستشرقان بنام، آشنا شد.
پس از اخذ مدرك فلسفه اخلاق از كمبريج وارد دانشگاه مونيخ در آلمان شد و رساله دكتراي خود را با عنوان «سير فلسفه در ايران» تدوين كرد، و مدتي نيز به جاي پروفسور آرنولد در دانشگاه لندن به تدريس زبان و ادبيات عرب پرداخت.
اقبال از ميان متفكران غرب به آثار لاك، كانت، هگل، گوته، تولستوي، و از شرقيان به اشعار مولوي دلبستگي خاصي داشت. در ايام تحصيل در اروپا تحولات عمدهاي در وي پديدار شد؛ قبل از هر چيز، علاقهمندي بيش از حدش به زبان و ادبيات فارسي بود به گونهاي كه بعدها زبان فارسي را براي بيان آراء و افكار خود برگزيد. ديوان شعر وي به طور عمده به اين زبان تدوين گشته است.
پس از آن، اقبال به تدريج از يك شاعر وطني به شاعري اسلامي ـ جهاني تحول يافت، تا جايي كه به اعتقاد بسياري از متفكران وي يكي از نخستين مناديان اتحاد بين كشورهاي اسلامي به شمار ميرود.
وي در ماه اوت سال 1908 ميلادي به وطن بازگشت و رياست بخش فلسفة دانشكده دولتي لاهور را عهدهدار شد و در عين حال به امر وكالت نيز ميپرداخت.
اقبال در 1926 ميلادي به عضويت مجلس قانونگذاري پنجاب انتخاب شد. منازعات و كشمكشهاي متعدد ميان مسلمانان و هندوها و عشق به آزادي وي را به شركت در فعاليتهاي سياسي علاقمند كرد تا اينكه در 1930 ميلادي، در جلسه ساليانه حزب مسلم ليگ در احمدآباد، پيشنهاد تشكيل دولت پاكستان را مطرح كرد.
عشق و علاقة وافر اقبال به سرزمين، تمدن و فرهنگ اسلامي ايران در تمامي آثار و سرودههاي وي هويداست، عشقي نشات گرفته از مايه هاي ايمان ديني؛ تا بدانجا كه تهران را امالقراي دوم جهان اسلام ميدانست.
عليمحمد نقوي نويسنده و متفكر معاصر شبه قاره، در كتاب ايدئولوژي انقلابي اقبال، اقبال را معمار تجديد بناي تفكر اسلامي و طراح نهضت ضد غربزدگي و منادي شعار بازگشت به قرآن و بازگشت به خويش در جهان اسلام ميداند.
وي ميگويد: هدف اقبال با تكيه بر مذهب و به طور اخص اسلام، تبديل آن از صورت يك عقيده شخصي، انگيزة روحي، و نظام اخلاقي كه تنها در قالب رابطه دروني فرد با خدا مطرح ميگردد، به يك “ايدئولوژي“ است كه تمامي ابعاد وجودي انسان، اجتماع، و حيات مادي و معنوي را در بر دارد.
اقبال در سال 1317 هجري شمسي بدورد حيات گفت.

لينك ثابت
|
نويسنده: سيد امیر حسین |
موضوع |
تاريخ |